MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

فساد آکادمیک

نتیجه تحقیقات یک استاد آمریکایی درباره نفوذ فساد در دانشگاه ها؛ دانشگاه هایی که کم کم فاسد می شوند ....

کارگزاران- فیلیپ. جی.التباچ :فساد آموزش عالی یکی از موضوعات دانشگاهی است که زیاد به آن پرداخته نشده است. موسسات دانشگاهی خود را بالاتر از انگیزه های اصلی و یا نیازهای پایه برای دیگر بخش های جامعه می دانند و جامعه نیز معمولا دانشگاه ها را به عنوان سازمان های ویژه و کاملی قبول دارند. اما فساد به اشکال مختلف بخشی از آموزش عالی در سراسر جهان به شمار می رود.

اکنون زمان آن است که به بررسی دامنه و مفهوم فساد پرداخته شود، زیرا این موضوع به ویژه در کشورهایی که دچار مشکلات اقتصادی جدی هستند، به پدیده ای روبه رشد تبدیل شده است. در این کشورها، موسسات آموزش عالی برای تامین تحصیل و مدرک بسیار تحت فشار قرار می گیرند، تا موفقیت های تحصیلی را در شرایط دشوار اقتصادی ممکن سازند.

معنی لغوی فساد در واژه نامه کاملا در مورد دانشگاه صدق می کند، این واژه به معنای «نقص در تمامیت، برتری یا اصول اخلاقی» و همین طور «انجام عملی خلاف از طرق نادرست یا غیرقانونی» است. با وجود اینکه راهکارهای جهانی برای شفافیت های اجتماعی و دولت های دموکرات وجود دارند اما هیچ شاخصی برای فساد آموزش عالی در سطح جهانی ایجاد نشده است.

در عین حال ما می دانیم که پژوهش ها و گزارش های خبری حاکی از آن هستند در برخی کشورها و مراکز آموزش عالی امکان فساد به انواع مختلف موجود است و کمتر سیستم دانشگاهی را می توان یافت که کاملا از عوامل فساد مصون باشد.

رسوایی هایی که در مورد ورزش های میان دانشگاهی وجود دارند و در ایالات متحده هم بسیار شایع هستند شامل پذیرش دانشجویان نامستعد در ورزش فوتبال و تقلب در امتحانات به منظور کسب شرایط مورد نیاز برای بازی، می شوند و گهگاه قوانین اخلاقی دانشگاهی را زیر پا می گذارند. مورد دیگر همکاری اعضای هیات امنا، مدیران ارشد و یا استادان در پروژه های تحقیقاتی یا مسائل مالی است.

در برخی دانشگاه های اروپایی نیز گاهی امتحانات شفاهی دچار این مشکل می شود که در این صورت تخلف معمولا به اطلاع عموم رسیده و فرد خلافکار تنبیه می شود. اما نظام دانشگاهی به خودی خود فاسد نیست و همه تلاش ها به منظور پاکسازی این موسسات هستند. نکته اصلی این است که به ارزش های سنتی بها داده شده و انحراف از آنها رفتاری ناپذیرفتنی باشد.

این مسئله دقیقا با نظام دانشگاهی که فساد نظامی یا فردی به طور مداوم و در سطح گسترده در آن صورت می گیرد و هنجارهای آکادمیک مانند درستکاری و نخبه سالاری کنار گذاشته می شود، در تناقض است.

متاسفانه دامنه این مشکلات ناراحت کننده بسیار گسترده است که تنها ذکر چند نمونه از آنها برای پی بردن به این مهم کافی است؛ در برخی از کشورها می توان مجوز ورود به دانشگاه را با پول خرید، متقاضیانی هم با استفاده از روابط یا رشوه دادن و یا طرق دیگر مسوولان پذیرش را ناگزیر از انجام خلاف می کنند و یا بعضی ها با دست بردن در مراحل پذیرش، بدون در نظرگرفتن مهارت هایشان وارد دانشگاه می شوند.

در این شرایط، فراغت از تحصیل کاملا به درستی محقق نمی شود زیرا مشخص نیست که آیا دانشجو فعالیت های دانشگاهی مورد نیاز را انجام داده یا خیر؟ پذیرش در این حالت به منزله فارغ التحصیلی است و روند آن هم گاهی با رشوه بیشتر آسان می شود. استادانی نیز ممکن است کلاس های خصوصی برای متقاضیان دانشگاه یا دانشجویان تازه وارد برگزار کنند که شهریه های گزاف آنها حکم رشوه را برای ورود به دانشگاه یا موفقیت افراد دارند.

فساد در سمت استادی

سمت های آکادمیک اغلب «فروخته می شوند» به این معنی که افراد متقاضی برای مقام استادی یا سخنران باید با خوش خدمتی در برابر کمیته گزینش از طریق دادن هدیه یا طرق دیگر به این مقام ها دست پیدا کنند. در پاره ای از موارد نیز این شغل ها برحسب مسائل نژادی یا مذهبی به افراد داده می شوند. فساد در زمینه های پژوهشی و انتشاراتی نیز مشاهده می شود به طوری که دزدی ادبی در همه نظام های آکادمیک وجود دارد، اما در برخی از آنها در سطح وسیع تر بوده و به طور ضمنی در نظام پذیرفته شده است و تقریبا هیچ کس در این مورد حساسیت زیاد نشان نداده و اگر هم جریمه ای در کار باشد بسیار جزئی است.

در موارد مشابه، در نتایج تحقیق یا کل پروژه تحقیقاتی دست برده می شود و فساد حتی در روند ترفیع شغلی نیز نفوذ می کند به این ترتیب نامزدهای ترفیع با رشوه دادن، تحت تاثیر قرار دادن کمیته ترفیع و یا حتی وارد ساختن فشارهای خارجی به مقصود خود دست می یابند و در دانشگاه هایی که طی سلسله مراتب آکادمیک دشوار است، استادان ارشد اغلب دوستان و یا شاید همکاران خود را بدون توجه به شایستگی های دیگر کاندیداهای این سمت، ترفیع می دهند.

امتحانات

امتحانات که هسته اصلی انتخاب شایسته ترین ها در دانشگاه هاست، زمینه اغلب فسادها را فراهم می آورند. برای مثال در هند، تقلب در برخی مناطق به قدری جاافتاده است که هنگامی که دانشگاه قصد دارد شدت عمل بیشتری در این مورد به خرج دهد، دانشجویان اعتراض کرده و خواهان «حق» طبیعی خود برای تقلب می شوند. روش های تقلب بسیار زیاد است و این خود نشان از ابتکار در سیستمی فاسد دارد.

مراقب های امتحانات (ممتحن ها) گاهی اوقات مورد ضرب و شتم دانشجویان قرار گرفته و یا حتی کشته می شوند، تنها به این دلیل که کار وجدانی انجام داده اند. در مواردی نیز استادان یا مدیران با دانشجویان تبانی کرده و برگه های امتحانی را به آنها فروخته یا نتایج امتحان را از قبل «معین» می کنند.

دانشجویان هم گاهی موفق به دزدیدن سوالات امتحانی شده و آنها را پیش از امتحان به سایرین می فروشند. در حال حاضر در ایالات متحده شرکت های اینترنتی نتایج تحقیقی را به دانشجویان کارشناسی فروخته و این دانشجویان بعدها این تحقیقات را به نام خود ارائه می دهند. همچنین نظرسنجی اخیری که در آمریکا انجام شده نشان می دهد که عده زیادی از دانشجویان تقلب در امتحانات را قبول دارند. در کشورهایی هم که امتحانات شفاهی رایج است، احتمال فساد بیشتری وجود دارد.

علل و آثار

دلایل مختلف فساد دانشگاهی، بسیار پیچیده هستند، اما رابطه آشکاری میان عوامل اقتصادی و فساد به چشم می خورد. دانشگاه هایی که کمبود بودجه شدید داشته و ملزم به پذیرش دانشجو هستند در معرض خطر روز افزون فساد نظام خود قرار دارند. در این شرایط طبعا استادان و مدیران که در بیرون فرصت های شغلی کمتر دارند، برای جبران حقوق های ناکافی خود به دنبال راه های دیگری می روند. از طرفی دیگر فشارهای خارجی برای پذیرش و پیشرفت دانشجویان هم مشکل عظیمی به شمار می رود.

اکنون بیشتر دانشگاه ها دچار مشکلات مالی هستند اما همه نظام های آموزشی فاقد بودجه کافی هم فاسد نیستند. بلکه موسساتی که «کمبود بودجه دائم» دارند و جوامع آنها فرصت های شغلی کمی برای افراد تحصیلکرده ارائه می دهند، بیش از بقیه در معرض فساد آکادمیک قرار دارند. البته بین فساد اجتماعی و دانشگاهی رابطه ای محکم وجود دارد زیرا دانشگاه ها در حقیقت جدای از جامعه نیستند و عمیقا از هنجارهای اجتماعی تاثیر می پذیرند و فساد هم جزئی از عوامل زندگی اجتماعی و اقتصادی در تمامی کشورهاست.

جوامعی هم که معیاری برای تعیین شایسته ترین ها ندارند، اغلب دچار فساد دانشگاهی می شوند و هر کس به علت تعلق داشتن به گروه خاصی یا داشتن روابط خانوادگی می تواند ترفیع گرفته و مدرک تحصیلی دریافت کند. گذشته آموزش عالی هم در این موضوع موثر است زیرا دانشگاه های تمام دنیا منشاء اروپایی داشته و در برخی کشورهای غیرغربی ممکن است دچار مشکل شوند، به این ترتیب که این گسستگی تاریخی ارتکاب فساد را آسان تر می کند.

علاوه بر این در بسیاری از کشورهای در حال توسعه دانشگاه ها بخشی از نظام استعماری به شمار می آمدند و قدرت های استعماری ارزش ها را زیر پا می گذاشتند، به همین سبب کشورهایی که سابقه آکادمیک بلند مدتی ندارند، فاقد ارزش های سنتی دانشگاهی هستند. در نظام های آکادمیکی که درگیر امور سیاسی هستند و معیارهایی غیردانشگاهی به گونه ای مختلف در دانشگاه ها اعمال می شوند، احتمال بروز فساد افزایش می یابد.

احزاب سیاسی نیز ممکن است در محوطه دانشگاه فعالیت داشته و به دنبال تسلط بر نظام دانشگاهی و افزایش پیروان خود باشند. از سوی دیگر دانشجویان هم وارد فعالیت هایی می شوند که توجه کمی به دانشگاه یا قوانین زندگی آکادمیک دارند.

در این میان دولت یا دیگر عوامل خارجی می توانند به دنبال تصمیم گیری برای دانشگاه ها باشند اما هدایت ناکارآمد آکادمیک، می تواند به استقرار فساد در دانشگاه منجر شود و گاهی اوقات خود دانشگاه مانع ایجاد رهبری قوی در این بخش می شود.آثار فساد در دانشگاه طیف وسیعی دارد. این فساد در حقیقت دانشگاه را از درون می پوساند و محور اصلی دانشگاه را که شامل شایسته سالاری، پژوهش های درست و برتری در تعلیم و تحقیق است، از بین می رود.این نتایج در کلیه امور کلی و جزئی مشاهده می شود. در زمینه پذیرش، بروز فساد موجب پذیرفته نشدن دانش آموزان ممتاز می شود، در حیطه ترفیع نیز، سیاست ها به گونه ای است که شایسته ترین ها از ترقی باز می مانند و بسیاری حتی رویای ورود به جامعه دانشگاهی را هم در سر نمی پرورانند.

* استاد دانشگاه و رئیس مرکز آموزش عالی در کالج بوستون

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم