MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

آشنایی با نهج البلاغه

فهرست

nتعریف عدل

nچگونگی  واداشتن نفس به عدالت

nویژگی های عدالت

nعوامل نیل به ستمگری

nاقسام ظلم و ستم

nنشانه های ستمکاران

nعواقب ظلم و ستم

nاثرات عدالت

nاهمیت عدالت

nتوصیه هایی در رابطه با منع از ستمگری

nبرقراری حکومت عدل جهانی

 

 

 

 

 

1- تعریف عدل

ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد.

 عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است: فکرى ژرف اندیش، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده، نیکو داورى کردن و استوار بودن در شکیبایى. پس کسى که درست اندیشید به ژرفاى دانش رسید و آن کس که به حقیقت دانش رسید، از چشمه زلال شریعت نوشید، و کسى که شکیبا شد در کارش زیاده روى نکرده با نیکنامى در میان مردم زندگى خواهد کرد.

 

 

در تفسیر آیه 90 سوره نحل «خدا به عدل و احسان فرمان مى‏دهد» فرمودند:

                   عدل، همان انصاف و احسان، همان بخشش است.

 

 

 

 حضرت در معرّفى بهترین بنده خدا فرمودند:

... خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن که هواى نفس را از دل بیرون رانده است، حق را مى‏شناساند و به آن عمل مى‏کند.

 

 

 

بسیارى از نیازمندى‏هاى مردم رنجى براى تو نخواهد داشت، که شکایت از ستم دارند یا خواستار عدالتند، یا در خرید و فروش خواهان انصافند.

 

 

 

 

 

همانا برترین روشنى چشم زمامداران، برقرارى عدل در شهرها و آشکار شدن محبّت مردم نسبت به رهبر است.

 

 

 

          پس، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم پیشواى پرهیزکاران، و وسیله بینایى هدایت خواهان است، چراغى با نور درخشان، و ستاره‏اى فروزان، و شعله‏اى با برق‏هاى خیره کننده و تابان است، راه و رسم او با اعتدال، و روش زندگى او صحیح و پایدار، و سخنانش روشنگر حقّ و باطل، و حکم او عادلانه است. خدا او را زمانى مبعوث فرمود که با زمان پیامبران گذشته فاصله طولانى داشت و مردم از نیکوکارى فاصله گرفته، و امّت‏ها به جهل و نادانى گرفتار شده بودند.

 

 

 

          خطاب به مالک اشتر و در مقایسه با حکام قبلی فرمودند:

          تو باید جانشینانى بهتر از آنان داشته باشى که قدرت فکرى امثال آنها را داشته، امّا گناهان و کردار زشت آنها را نداشته باشند. کسانى که ستمکارى را بر ستمى یارى نکرده، و گناه کارى را در گناهى کمک نرسانده باشند.

 

 

 

 

          دوست داشتنى‏ترین چیزها در نزد تو، در حق میانه‏ترین، و در عدل فراگیرترین، و در جلب خشنودى مردم گسترده‏ترین باشد، که همانا خشم عمومى مردم، خشنودى خواص (نزدیکان) را از بین مى‏برد، امّا خشم خواص را خشنودى همگان بی اثر مى‏کند.

 

 

 

 

روش عادلانه، مخالفان را درهم شکند.

 

 

 

 

          به خود بیش از اندازه آزادى ندهید که شما را به ستمگرى مى‏کشاند،  و با نفس سازشکارى و سستى روا مدارید که ناگهان در درون گناه سقوط مى‏کنید.

 

 

 

 

          همانا رأى مردم شما بر این قرار گرفت که دو نفر را براى داورى انتخاب کنند، ما هم از آنها پیمان گرفتیم که از قرآن تجاوز نکنند، امّا افسوس که آنها عقل خویش را از دست دادند، حق را ترک کردند در حالى که آن را به خوبى مى‏دیدند، چون ستمگرى با هوا پرستى آنها سازگار بود با ستم همراه شدند،    ما پیش از داورى ظالمانه‏شان با آنها شرط کردیم که به عدالت داورى کنند و بر أساس حق حکم نمایند، امّا به آن پاى بند نماندند.

 

 

 

          اگر رأى و اندیشه زمامدار دچار دگرگونى شود، او را از اجراى عدالت بسیار باز مى‏دارد. پس باید که کار مردم در آنچه حق است نزد تو یکسان باشد، زیرا در ستمکارى بهایى براى عدالت یافت نمى‏شود.

 

 

          آگاه باشید که ظلم بر سه قسم است، ظلمى که نابخشودنى است، و ظلمى که بدون مجازات نمى‏ماند، و ظلمى که بخشودنى و جبران شدنى است. امّا ظلمى که نابخشودنى است، شرک به خداى سبحان است، که فرمود: «خداوند هیچ گاه از شرک به خود، در نمى‏گذرد و امّا ظلمى که بخشودنى است، ستمى است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است، و ظلمى که بدون مجازات نیست، ستمگرى بعضى از بندگان بر بعض دیگر است که قصاص در آنجا سخت است، مجروح کردن با کارد، یا تازیانه زدن نیست بلکه اینها در برابرش کوچک است پس مبادا در دین دو رویى ورزید، که همبستگى و وحدت در راه حق «گر چه کراهت داشته باشید» از پراکندگى در راه باطل «گرچه مورد علاقه شما باشد» بهتر است زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه آیندگان، چیزى را با تفرقه عطا نفرموده است.

 

 

 

مردم ستمکار را سه نشان است: با سرکشى به ما فوق خود ستم روا دارد، و به زیردستان خود با زور و چیرگى ستم مى‏کند، وستمکاران را یارى مى‏دهد.

 

 

 

 

          پس، خدا را از تعجیل در عقوبت، و کیفر سرکشى و ستم بر حذر باشید، و از آینده دردناک ظلم، و سر انجام زشت تکبّر و خود پسندى که کمین گاه ابلیس است، و جایگاه حیله و نیرنگ اوست، بترسید، حیله و نیرنگى که با دلهاى انسان‏ها، چون زهر کشنده مى‏آمیزد.

 

 

 

          با خدا و با مردم، و با خویشاوندان نزدیک، و با افرادى از رعیّت خود که آنان را دوست دارى، انصاف را رعایت کن، که اگر چنین نکنى ستم روا داشتى، و کسى که به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جاى بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را که خدا دشمن شود، دلیل او را نپذیرد، که با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه که باز گردد، یا توبه کند، و چیزى چون ستمکارى نعمت خدا را دگرگون نمى‏کند، و کیفر او را نزدیک نمى‏سازد، که خدا دعاى ستمدیدگان را مى‏شنود و در کمین ستمکاران است.

 

 

 

          همانا ستمگرى و دروغ پردازى، انسان را در دین و دنیا رسوا مى‏کند، و عیب او را نزد عیب جویان آشکار مى‏سازد، و تو مى‏دانى آنچه که از دست رفت باز نمى‏گردد.

 

 

بدترین توشه براى قیامت، ستم بر بندگان است.

 

 

 

 

          چون زیاد بن ابیه را به جاى عبد اللَّه بن عباس، به فارس و شهرهاى پیرامون آن حکومت داد، او را در دستور العمل طولانى از گرفتن مالیات نا به هنگام نهى فرمود:

          عدالت را بگستران، و از ستمکارى پرهیز کن، که ستم رعیّت را به آوارگى کشاند، و بیدادگرى به مبارزه و شمشیر مى‏انجامد.

 

 

آغاز کننده ستم، در قیامت انگشت به دندان مى‏گزد.

 

 

 

 

          به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلى آن باز مى‏گردانم، گر چه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانى خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش براى عموم است، و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمّل ستم براى او سخت‏تر است.

 

 

 

 

اى مردم براى اصلاح خودتان مرا یارى کنید. به خدا سوگند که داد ستمدیده را از ظالم ستمگر بستانم، و مهار ستمگر را بگیرم و به آبشخور حق وارد سازم، گر چه تمایل نداشته باشد.

 

 

           رعیّت اصلاح نمى‏شود جز آن که زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى‏شوند جز با درستکارى رعیّت. و آنگاه که مردم حق رهبرى را اداء کنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت یابد، و راه‏هاى دین پدیدار و نشانه‏هاى عدالت بر قرار، و سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس مى‏گردد. امّا اگر مردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیّت ستم کند، وحدت کلمه از بین مى‏رود، نشانه‏هاى ستم آشکار، و نیرنگ بازى در دین فراوان مى‏گردد، و راه گسترده سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم متروک، هوا پرستى فراوان، احکام دین تعطیل، و بیمارى‏هاى دل فراوان شود.

 

 

 

          گمان مبرید اگر حقّى به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پى بزرگ نشان دادن خویشم، زیرا کسى که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خوددارى نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمى‏دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید.

 

 

 

          همانا امر به معروف و نهى از منکر، نه اجلى را نزدیک مى‏کنند، و نه از مقدار روزى مى‏کاهند، و از همه اینها برتر، سخن حق در پیش روى حاکمى ستمکار است.

 

هرگز به کسی ظلم نکن چونانکه دوست نمی داری کسی به تو ظلم کند.

 

          بر آنچه از دنیا از دست مى‏دهید اندوهناک مباشید، حق را بگویید، و براى پاداش الهى عمل کنید و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید.

 

کسى که شمشیر ستم بر کشد با آن کشته شود.

 

11- برقراری حکومت عدل جهانی

 

آگاه باشید فردایى که شما را از آن هیچ شناختى نیست، زمامدارى حاکمیّت پیدا مى‏کند که غیر از خاندان حکومت‏هاى امروزى است (حضرت مهدى «عجل اللّه تعالى فرجه الشریف») عمّال و کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد، زمین میوه‏هاى دل خود (معادن طلا و نقره) را براى او بیرون مى‏ریزد، و کلیدهایش را به او مى‏سپارد، او روش عادلانه در حکومت حق را به شما مى‏نمایاند و کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را که تا آن روز متروک ماندند زنده مى‏کند.

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم