MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

كاريكاتورهاي عصر مشروطه

محمد رفيع ضيايي


A1.jpg

1-اولين كاريكاتور مطبوعاتي شناخته شده در ايران كه 4 سال قبل از پيروزي انقلاب مشروطه چاپ شده است. كاريكاتوريست كه نام خود را با تمامي عناوينش «حسين الموسوي نقاشباشي آستان قدس» امضا كرده عقيده دارد در ممالك مترقي اگر كسي در حال بالا رفتن از نردبان ترقي باشد سايرين به او كمك مي‌كنند تا راحت‌تر بالا رود، اما در ايران همه سعي مي‌كنند طرف را بكشند پايين! (البته همان طور كه مي‌دانيد اين حركات ناشايست در دوره ماقبل مشروطه بوده است و امروزه روز خوشبختانه ما هم مثل ممالك مترقي خواستار ترقي همديگر هستيم!)


A2.jpg

2-روي جلد اولين شماره روزنامه ملانصرالدين كه در هفتم آوريل 1906 م در تفليس به چاپ رسيد، يعني تقريباً 5 ماه قبل از پيروزي انقلاب مشروطه. موضوع كاريكاتور، خواب ملل مشرق زمين و آغاز بيداري آنهاست. اصولاً موضوع خواب و بيداري و يا به عبارت صحيح جهل و آگاهي، از جمله سوژه‌هاي رايج كاريكاتورها از صد سال پيش تا امروز است. ولي آگاهان معتقدند به زودي زود با بيدار شدن آخرين در خواب مانده، نسل اين‌جور كاريكاتورها تا چند صد سال ديگر ور خواهد افتاد!
نام صاحب اين اثر شلينگ اشمرلينگ است.

A3.jpg

3-ديديد حق با ما بود و سوژه خواب و بيداري دست از سر مشروطه و ما برنمي‌دارد. اين يكي كاريكاتور هم مستبدان دوره محمدعلي شاه قاجار را نشان مي‌دهد كه بر سر گهواره ملت ايران ايستاده‌اند.
بعضي مفسرين در مورد مشت جناب شاه در كاريكاتور گفته‌اند شاه منتظر است تا هر وقت ملت خواست از خواب ناز بيدار شود چنان به سرش بكوبد كه...

A4.jpg

4- كاريكاتوري از اولين شماره نشريه «آينه غيب‌نما» كه در همان سال اول مشروطه چاپ شده است. دست اين نشريه واقعاً درد نكند چرا كه تمام نشرياتي كه در دوره مشروطه منتشر مي‌شدند را نشان مي‌دهد به همراه نگاه متعجب و انگشت به دهان محمدعلي شاه كه دارد فكر مي‌كند «عجب! نكند در اين مجله‌ها حرفهاي سياسي هم بنويسند»، اگر بدانيد كه بعدها شاه خيلي از اين نشريات را تعطيل مي‌كند و نويسنده‌هايش هم يا كشته مي‌شوند يا تبعيد آن وقت به ما حق مي‌دهيد كه بگوييم ازدست كاريكاتوريست درد نكند كه حداقل در تاريخ ثبت كرد روزي روزگاري چه نشرياتي در اين مملكت منتشر مي‌شدند.


A5.jpg

5-مي‌گويند ستارخان وقتي اولين شماره روزنامه آذربايجان را ديد گفت: «امروز، روز عيد مردم آذربايجان است.»
حيف كه اين عيد مدت زيادي طول نكشيد و بعد از 20 شماره از انتشار بازماند. روزنامه آذربايجان از جمله حرفه‌اي‌ترين نشريات صدر مشروطه است كه توسط ميرزاعلي‌قلي خان صفراف منتشر مي‌شد. روي جلد مزبور با اشاره به حوادث آن روزگار آذربايجان نشان مي‌دهد كه در مركز كسي به فكر آذربايجان نيست.


A6.jpg

6- باز هم يكي از كاريكاتورهاي نشريه آذربايجان. حاج ميرزا آقاسي، وزير محمدشاه قاجار است كه بي‌كفايتي و بي‌سياستي و منفعت‌طلبي او باعث شد قسمتي از سرزمينهاي شمالي ايران از دست برود. او در اين كاريكاتور درياي خزر را نشان مي‌دهد و مي‌گويد: «از اين آب شور ما را چه حاصل، بدهيد برود به جهنم!»

A7.jpg

7- كاريكاتور از روزنامه تنبيه كه سالهاي آغازين جنبش مشروطه منتشر مي‌شد.
موضوع خواب و بيدار كه يادتان هست؟ باز هم ملت ايران است كه به خواب رفته، اما اين بار اربابان جرايد در صددند هر جور شده حتي با فرياد و مشت و لگد و چماق او را از خواب غفلت بيدار كنند. اين كاريكاتور تك فريمي بود و متأسفانه ما نفهميديم بالاخره ايران از خواب بيدار شد يا اينكه چي.

A8.jpg

8- حتماً فكر مي‌كنيد اين جمعيت منتظرند كه از عابربانك پول بگيرند. بايد عرض كنيم كه اشتباه كرديد! اين جمعيت مي‌خواهند پول خود را در اولين بانك ايراني، يعني بانك ملي ايران بگذارند! اين كاريكاتور نه تنها نشان مي‌دهد كه سابقه صف كشيدن ما ايراني‌ها به صدر مشروطه برمي‌گردد بلكه نشان مي‌دهد ايراني‌ها گويا آن موقع خيلي هم پول داشتند!

A9.jpg

9- در اين كاريكاتور كه از روزنامه بهلول (از نشريات صدر مشروطه) نقل شده درمي‌يابيم كه اين آمريكاي جهانخوار از همان صد سال پيش درصدد مثلاً اصلاح امور مالي و برقراري دموكراسي و ايجاد خاورميانه بزرگ بوده است و كار امروز و ديروزش نيست! البته بعضي‌ها عقيده دارند بالاخره سازمانهاي بين‌المللي، آمريكا را سر جايش خواهد نشاند!

A10.jpg

10- مردم مشروطه‌خواه در صد سال پيش نه تنها مجبور بودند عليه استبداد مبارزه كنند تا يك دولت ملي و قانوني تشكيل شود، بلكه مجبور بودند عليه دولتين در دولت استبداد هم مبارزه كنند. اين دولتهاي در دولت، عبارت بودند از دولتين روس و انگليس، كه يكي در «زرگنده» و ديگري در «قلهك» حكومت مي‌كرد و كنسولگري‌هايشان محفل امن مستبدين بود.

A11.jpg

11- خوشبختانه ما در حال حاضر و صد سال پس از مشروطيت از نظر پوشاك و محصولات نساجي كم و كسر نداريم و در كمترين زمان مي‌توانيم بهترين كفش و لباس چيني را از نزديك‌ترين فروشگاه نزديك خانه‌مان تهيه كنيم. اما صد سال پيش نه تنها از صنعت نساجي و نخ‌ريسي هيچ خبري نبود بلكه از كالاهاي چيني و مالزي و قس عليهذا هم خبري نبود.

A12.jpg

12- اين هم يك گفتگو بين دو تا آدم در صد سال پيش.
حتماً مي‌پرسيد چه مي‌گفتند. هيچي، همان چيزهايي كه شما وقتي مي‌خواهيد با دوستتان گپ بزنيد مي‌گوييد. مثلاً شكايت از گراني، ناامني، وضعيت نشريات و...

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم