MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

حجاب، موضوعي زنده پس از 69 سال


 
 
حضور زنان و مردان در کنار هم، براي نخستين بار بعد از اعمال قانون کشف حجاب(1314)
حضور زنان و مردان در کنار هم، براي نخستين بار بعد از اعمال قانون کشف حجاب(1314)
همزمان با شصت و نهمين سالگرد منع استفاده از چادر و روسري [کشف حجاب] در ايران، نمايندگان زن و مرد مجلس شوراي اسلامي با بحث پيرامون طرح مد و لباس اسلامي، نشان دادند که پوشش زنان و مردان همچنان موضوعي مهم در نزد حکومتگران در ايران است.

شصت و نه سال پيش، رضا پهلوي، شاه وقت ايران که از قرار معلوم بعد از سفري به ترکيه، تحت تاثير فرهنگ اروپائي آتاتورک قرار گرفته بود، با ظاهر کردن خانواده خود در اجتماع بدون آنکه چادري بر سر و روبنده اي بر صورت داشته باشند، به تعبير روز "کشف حجاب" کرد که به سرعت تبديل به قانوني شد که در آن عبور و مرور زنان را در ملاء عام در صورت داشتن حجاب يا با سر پوشيده ممنوع مي کرد.

نه تغيير پوشش و ظاهر زنان و مردان به تصميم رضاشاه (که به تعبير مخبرالسلطنه با چماق حکومت و به نوشته جلال آل احمد با سرنيزه آژان هاي نظميه به اجرا درآمد)، نخستين باري بود که در ايران حکومت به پوشش مردم کار مي داشت و نه، به نظر مي رسد، طرح مد و لباس اسلامي که در مجلس شوراي اسلامي در حال بررسي است آخرين باشد.

به روايت تاريخ، دخالت در پوشش مردان در ايران متعددست و به تعداد سلسله هاي پادشاهي مي رسد، اما زنان در همان پوشش سراپا پوشيده اي که از زمان مسلمان شدن ايرانيان وضع شد در پنهان، پشت ديوارهاي قطور فرهنگ و سنت در خانه ها باقي ماندند تا دوران قاجاريه که سوغاتي هاي فرنگ رسيد.

اول بار ناصرالدين شاه قاجار با هديه هائي که از سفر اروپا براي حرمسراي خود آورد، تغييري نه اجباري به پوشش بانوان طبقات بالاي جامعه داد.

تحولات، آرام آرام ادامه يافت تا دوره پادشاهي پهلوي، تيمورتاش وزير دربار مقتدر و متجدد با تاسيس باشگاه ايران و دعوت قمرالملوک وزيري به کنسرت بي حجاب و تشکيل جلسات مختلط رقص و ميهماني، لباس هاي اروپائي زنان را به سطح جامعه کشاند.

پايان دوران بي حجابي اجباري

اجباري شدن بي چادري زنان که در هفدهم دي ماه سال 1314 اتفاق افتاد، تا روزي برقرار بود که رضاشاه سلطنت داشت و با استعفاي وي، دوباره زنان چادري خيابان ها را در تصرف خود درآوردند و به شهادت عکس ها و گزارش ها، در آخر شهريور سال 1320 حضورشان آشکارتر از زناني بود که پرده از رخ و چادر از سر برداشته بودند.

در سي هفت سال سلطنت محمدرضا پهلوي، بي آنکه اجباري در کار باشد، پوشش نسل ها آرام آرام شباهت خود را به زنان اروپائي کامل کرد، اما در راه پيمائي هاي ضدسلطنتي در پائيز سال 57 زناني وارد عرصه تظاهرات شهري شدند که پيش از آن در خانه ها بودند و چادر و يا روسري داشتند.

آغاز حجاب اجباري

اجباري شدن حجاب در دوران جمهوري اسلامي، اگرچه مخالفت هايي را به دنبال آورد اما امکان حضور اقشار سنتي تر زنان در جامعه را فراهم کرد
اجباري شدن حجاب در دوران جمهوري اسلامي، اگرچه مخالفت هايي را به دنبال آورد اما امکان حضور اقشار سنتي تر زنان در جامعه را فراهم کرد

يک سال از انقلاب گذشته بود که زمزمه اجباري شدن حجاب برخاست و اول بار زنان کارمند ادارات را شامل شد و با اولين مقاومت جامعه زنان، آيت الله اشراقي، داماد رهبر انقلاب که اين موضوع را مطرح کرده بود، با ذکر اين که اجباري در کار نيست موج را مهار کرد، به ويژه که آيت الله طالقاني هم با اجبار در اين کار مخالفت کرد.

در سال 58 تظاهراتي که از سوي برخي جمعيت هاي زنان عليه حجاب اجباري برپا شد، آخرين مقاومت علني با کاري بود که تاسيس حکومت ديني، اجتناب ناپذيرش کرده بود.

در مورد پوشش مردان اما داستان دراز دامن تر از زنان بود گرچه هيچگاه تغيير پوشش مردان با قصه آزادي آنان در هم نياميخت و تغيير آنها به عنوان "آزادي مردان" نامگذاري نشد، کاري که در مورد زنان صورت پذيرفت و هم برداشتن حجاب و هم گذاشتن آن در متن هاي رسمي به عنوان "گام بزرگ براي آزادي زنان" ثبت شد.

از سيد ضيا

داستان از سيد ضيا الدين طباطبائي آغاز شد که در شب سوم اسفند سال 1299 با برداشتن عبا و عمامه – بي آن که در اعتقادات و رسم و آئين خود تغييري داده باشد – کت و شلوار پوشيد و فرمان صدارت گرفت.

در دوران مدرنيسم رضاشاهي، پيش و بيش از زنان، پوشش مردان تحت نظر درآمد و در اولين گام، قانون لباس متحدالشکل نيروهاي نظامي تصويب شد و لباس تن نظاميان را فرنگي ماب کرد و بعد از آن ابتدا عبا که در اواخر دوران قاجار لباس فرنگي و کراوات به زير آن خزيده بود، ناپديد شد و سپس لباس روحانيت از تن روحانيون سياست پيشه، به فرمان شاه به درآمد.

حاج آقا رفيع، مشاور رضا خان، صادق طباطبائي رييس مجلس، اورنگ و محمد تدين نمايندگان مجلس اول کساني بودند که عبا و عمامه را براي ماندن در سياست از تن به درکردند، سپس زين العابدين رهنما و تجدد و گروهي ديگر از روحانيون به آنها پيوستند.

کلاه بر سر مردان

کلاه برسر مردان بيش از روسري زنان مقاومت داشت، سردارسپه در زماني که با آخرين شاه قاجار مبارزه بر سر قدرت مي کرد، عکس هائي از وي را که کلاه و کت کوتاه و شلوار به سبک اروپائي ها به بر کرده بود را به نشانه "عياشي و فرنگي ماب شدن شاه" در جامعه پراکند و در عوام اثرها کرد.

از کلاه بوقي تا کلاه لگني

اولين تحولي که به ابتکار تيمورتاش در دوران سلطنت پهلوي در لباس مردان داده شد، همان بود که از مدتي قبل، نسل تحصيل کرده با خود از اروپا آورده بود و مردم عادي در برابرش مقاومت مي کردند و حتي ترانه هاي عاميانه عليه آن ها ساخته بودند. در اين تحول، لباده و عبا جاي خود را به سرداري [کت هاي بلند که در اروپا هم معمول بود] داد و کلاه بوقي ديوانيان قاجار به کلاه لگني تبديل شد.

کوتاه مدتي بعد از سلطنت رضاشاه، کلاه لگني با دستور حکومتي به کلاه هاي لبه دار تغيير يافت که استفاده از آن براي دولتي ها و ديواني ها اجباري شد و به کلاه پهلوي شهرت گرفت.

تظاهرات زنان در سال 1358 عليه اجباري شدن حجاب - عکس از کاوه گلستان
تظاهرات در سال 1358 عليه اجباري شده حجاب - عکس از کاوه گلستان

پوشش هاي شهري و نو، نام پهلوي به خود گرفتند و به کلاه و کت مردان منحصر نماندند و حتي لباس هاي راحتي زنان و مردان را نيز شامل شدند و باز به تمسخر در ترانه هاي عاميانه گاه مستهجن به آن اعتراض شد.

خروج کلاه از صحنه

اما کلاه لگني مردان دو سال بيش تر نپائيد و باز هم به دستور حکومت، قانون جديدي نوشته شد و کلاه لگني ممنوع و کلاه شاپوي اروپائي معمول گشت که آخرين گام در راه يکسان کردن ظاهر مردان با همتايان فرنگي خود بود و سال ها پائيد و همزمان با برافتادن استفاده از کلاه در اروپا، در اواسط دهه چهل شمسي، در ايران هم کلاه ناپديد شد و موها و سر مردان در انظار عمومي ظاهر شد.

رضا خان که مبدع اوليه تحولات در لباس زنان و مردان بود خود هرگز با سر باز و بدون کلاه در انظار ظاهر نشد.

انقلاب اسلامي، تحولات تازه

با انقلاب سال 57 به ظاهر تغييري در پوشش مردان مقرر نبود و اعضاي دولت موقت و نامزدان اولين انتخابات رياست جمهوري با کراوات و لباس هاي معمول در جهان در صحنه سياسي حضور داشتند.

ابوالحسن بني صدر روحاني زاده اي که اولين رييس جمهور تاريخ ايران شد، تا مدت ها تنها کسي بود که بدون کراوات در صحنه سياسي ظاهر مي شد و همو با گفتن جمله اي درباره اثر مغناطيسي موي زنان بر تحريک مردان سوژه ها به دست مخالفان خود و طنزپردازان داد، اما وقوع جنگ ايران و عراق و نا آرامي هاي سال هاي اول جمهوري اسلامي، به سرعت کراوات را از صحنه خارج کرد و به جاي خود کاپشن ها و پوشش هاي نظامي و چريکي را به صحنه آورد، که گرچه قانوني و اجباري نشد اما کسي جز با آن ظاهر، در جمع حکومت و رسانه ها ظاهر نمي شد.

غيبت کراوات

با پايان جنگ و نا آرامي ها، ديگر کراوات به صحنه بازنگشت، گرچه ظاهر مردان ديگرگون شد و آراسته تر از اول انقلاب شدند ولي کراوات اگر بر گردن پزشکان و بعضي وکيلان دادگستري باقي ماند، اما همزمان با رايج شدن محاسن براي مردان (نوعي اجبار ناگفته)، کروات و ريش تراشيده نشانه اي از غيرانقلابي بودن توصيف شد که هنوز در فرهنگ حاکم بر ايران اتهامي سخت است.

اما تغيير در پوشش مردان و زنان، همزمان با جمهوري اسلامي، روحانيون را به عنوان سنتگراترين بخش جامعه، بي نصيب نگذاشته است و بازگشت لباده [عباهاي جلوبسته که تنها در ميان روحانيون نوگراي شيعه رايج است] و مهمتر از آن راه يافتن عباهاي رنگ روشن که در ميان چهره هاي شاخص جمهوري اسلامي، اول بار رهبر فعلي جمهوري اسلامي و بعد محمد خاتمي رييس جمهور نوگرا آن را در انظار پوشيدند، نشان داد که در آن کسوت هم نيازي به پيروي از مدهاي متفاوت احساس مي شود.

بعضي از ناظران، استفاده از شال هاي فلسطيني چارخانه و افزوده شدن آن به لباس روحانيت توسط آيت الله خامنه اي را هم مدي مي دانند که در ميان هواداران نوع خاصي از حکومتداري رايج شده است و مانند همه مدهاي ديگر، نشانه اي است از نوعي طرز تفکر.

سابقه دخالت حکومت گران درمورد لباس مردم

تظاهرات زنان عليه حجاب اجباري در سال 1358 - عکس از کاوه گلستان
تظاهرات زنان عليه حجاب اجباري در سال 1358 - عکس از کاوه گلستان

تاريخچه طولاني دخالت حکومت هاي ايران در پوشش مردمان، به نظرکارشناسان مسائل اجتماعي به تعبيري بر مي گردد که حکومت ها از مسئوليت و رسالت خود در ساختن جامعه و فرهنگ برعهده گرفته اند. چنانکه کشف حجاب در دوران سلطنت پهلوي ها، روز آزادي زنان خوانده مي شد و اجباري کردن حجاب در جمهوري اسلامي نيز مقدمه اي بر آزادي زنان به حساب آمده است.

جامعه شناسان معتقدند تغيير پوشش و ظاهر زنان با مقوله شرکت زنان در جامعه ارتباط ها داشته است چنانکه اگر در سال 1314 با برداشته شدن حجاب امکان تحصيل دختران طبقه کم تعداد شهري و شرکت آنان در فعاليت هاي اجتماعي فراهم گشت، در حکومت روحانيون نيز اجباري شدن حجاب موجب شد که اکثريتي از زنان جامعه سنتي که قبلا مجال زيادي براي ورود به فعاليت هاي اجتماعي نمي يافتند، وارد عرصه شوند.

هم اينک در جامعه ايران با حکومتي مذهبي و سنت گرا، تعداد دختران در حال تحصيل با پسران برابر شده و زنان محجبه در حکومت سهم يافتند و حتي مدعي رياست جمهوري و فقاهت شده اند.

واکنش بخش سنت گراي جامعه و حکومت را در مقابل تحولات هفتاد ساله اخير در وضعيت زنان شايد بتوان در سخنان روز هفدهم دي امسال در مراسمي به همين مناسبت در زاهدان نشان داد.

در مراسم سالگرد هفده دي، حجت الاسلام علي زاده، مدرس حوزه علميه سيستان و بلوچستان کشف حجاب را نشانه ابتذال کامل براى هويت زن مسلمان و ضربه به عفت و پاکدامنى جامعه توصيف کرده و اجبار به چادر را نشانه مقاومت در برابر تهاجم فرهنگي غرب خوانده است.

فاطمه آليا، از نمايندگان محافظه کار مجلس که ماه هاست طرح مد ولباس اسلامي را دنبال مي کند در همين روز از برپايي جلسه کميسيون فرهنگي مجلس در اين باره خبر داد و گفت بايد مدهاي تازه را جايگزين مدهاي خارجي كرده و آن را از حالت تقليدي خارج سازيم.

تفاوت در شيوه ها

ناظران معتقدند همين اندازه که محافظه کاران و سنت گرايان در ايران اين بار قصد دارند نه با اجبار و نيروي مسلح بلکه با الگو [مد] سازي و ترويج آن، در پوشش عمومي مردم دستکاري کنند، تفاوتي اساسي در نگرش حکومتداري را به نمايش مي گذارند و با دو باري که در قرن بيستم زنان و مردان ايراني با قانون و گاه با خشونت مجبور به رعايت پوشش مطلوب حکومت ها شده اند، تفاوت ها دارد.

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم