MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

سالانه 180 هزار تحصیل کرده از ایران می رود

 

روزنامه ابتکار: مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها یکی از پدیده های تقریباً نو ظهوری است که طی دهه های گذشته جامعه علمی ایران را دستخوش تغییراتی کرده و همواره نگرانی هایی را نیز به وجود آورده است. در این زمینه اگر بخواهیم گزارش صندوق بین‌المللی پول را مد نظر قرار دهیم می‌بینیم که طی همین سالهای نه چندان دور، ایران توانسته خود را جزو کشورهایی که بیشترین فرار مغزها را به خود اختصاص داده قرار دهد و حتی در این زمینه رکورد زنی کند. در این بین اما همیشه عوامل گوناگونی را به عنوان دلایل اصلی فرار مغزها عنوان کرده اند که بی توجهی به جایگاه علم و عالم، بی توجهی به پژوهش، عوامل اقتصادی، عدم شایسته سالاری و...از جمله این موارد می‌باشد. سپردن پست‌ها به افراد نالایق باعث مهاجرت نخبگان می‌شود یکی از کسانی که اخیراً در این خصوص اظهار نظر کرده است سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس است که وجود فضای شعارگونه در بحث‌های شایسته‌سالاری را عامل اصلی سرخوردگی نخبگان و متخصصان کشور توصیف کرده است. سعد الله نصیری قیداری که روز گذشته به گفت‌و‌گو با خانه ملت نشسته بود در این زمینه افزوده است:سپردن پست‌های شغلی در شان نخبگان به افراد نالایق باعث سرخوردگی و یاس سرمایه‌های انسانی کشور و مهاجرت آنها می‌شود. وی همچنین درباره علل مهاجرت متخصصان از کشور،گفته است:رهبر معظم انقلاب پیش از این تاکید کرده بودند که در کنار هر دانشگاهی یک پژوهشگاه نیز راه اندازی شود تا فارغ التحصیلان بر‌تر هر دانشگاه و نخبگان بتوانند تا زمان یافتن شغل مناسب در این پژوهشگاه‌ها مشغول باشند. نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی با انتقاد ازعدم توجه برخی مسئولان به فرمایشات رهبرمعظم انقلاب،افزوده است: متاسفانه ولایت مداری تبدیل به شعار شده و دولت فراموش کرده شرط ولایت مدار بودن انجام و التزام عملی به فرمایشات رهبری و توجه به نگرانی‌ها و دلواپسی‌های ایشان در موارد مختلف است. وی در ادامه به تشریح دلایل مهاجرت متخصصان ایران پرداخته و،ادامه داده است:پست های شغلی در شان نخبگان به افراد نالایقی سپرده شده که روابط قوی و پررنگی با دستگاه های دیگر داشته و فاقد صلاحیت و شایستگی لازم برای داشتن شغل های رده بالا هستند. نصیری قیداری در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نبود شایسته سالاری در دولت،خاطر نشان ساخته است:زمانی که فرصت‌های شغلی مناسب از نخبگان دریغ می‌شود،از یافتن شغلی درشان خودشان نا‌امید و دلسرد شده و به دنبال برنامه‌های تبلیغاتی گسترده دشمنان، مهاجرت را انتخاب می‌کنند. وی هم چنین وجود فضای شعارگونه در بحث‌های شایسته سالاری را عامل اصلی سرخوردگی نخبگان و متخصصان کشور توصیف کرده و یادآور ساخته است:متخصصانی که از کشور خارج می‌شوند، ارزشی به مراتب بالا‌تر از نفت این خاک دارند، اما با بی‌توجهی به این سرمایه‌ها تنها شاهد مهاجرت همراه با کدورت آنها از کشور می‌شویم. سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به دغدغه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این خصوص، گفته است:دربرنامه پنجم توسعه بند‌هایی برای حمایت از نخبگان و متخصصان لحاظ شده، اما متاسفانه اجرا نمی‌شود ومواردی از قبیل حمایت از نخبگان ویا اعطای بورس تحصیلی به آنها تا به امروز به صورت قابل قبولی انجام نشده است. شورای عالی ایرانیان خارج از کشور بیت‌المال را هدر می‌دهد سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هم چنین دربخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر بی‌مبنا بودن ادعاهای شورای عالی ایرانیان خارج از کشور در خصوص ایجاد زمینه برای بازگشت نخبگان و متخصصان گفته است: این نهاد هیچ محصولی جز هدر رفت بیت المال در جلسات پر زرق و برقشان برای کشور نداشته وتمامی افراد این مجموعه به دنبال سو استفاده از این نهاد برای اشاعه تفکرات انحرافی شان هستند. نصیری قیداری در پایان خاطرنشان ساخته است:این نهاد به جای این همه ادعا باید آمار قابل استناد و بررسی در خصوص تعداد افرادی را که حمایت و بازگردانده است ارائه دهد تا مشخص شود تمام این مدت به چه کاری مشغول بوده است. آمارها چه می‌گویند؛ فرار سالانه 15 درصد از فارغ التحصیلان کشور اما اگر بخواهیم سری هم به آمارها بزنیم می‌بینیم که بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول،سالانه حدود 180هزار ایرانی تحصیل‌کرده به امید زندگی و یافتن موقعیت‌های شغلی بهتر ازکشور خارج می‌شوند،این صندوق رقم خروج حدود 180هزار نخبه تحصیل کرده از ایران را به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از کشورعنوان کرده است. این در حالی است که طبق آمارهای رسمی، سالانه یک میلیون و دویست هزار نفر از کل دانشگاه‌های کشور فارغ‌التحصیل می‌شوند، به‌این‌ ترتیب نسبت خروج فارغ‌التحصیلان از کشور به کل آنان، 15 درصد است. بر اساس گزارش دیگری ازصندوق بین‌المللی پول، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان 91 کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا کسب کرده است. طبق این آمار هم‌اکنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند. از سوی دیگر هم چنین می‌بینیم که بیش از 5/4 میلیارد دلار از سرمایه‌های ایران به صورت نیروی انسانی متخصص به آمریکا و 6 میلیارد دلار دیگر به کشورهای اروپایی منتقل شده است.شایان ذکر است بی‌تفاوتی و بی‌انگیزگی در میان نخبگان روند رو به رشدی دارد به طوری که بنابر آمار مرکز ملی تحقیقات علوم پزشکی 3/62 درصد استادیاران و 4/71 درصد دانشیاران علوم پزشکی در طول سال هیچ کتابی تألیف نمی‌کنند و 20 درصد دانشیاران کمتر از 4 درصد از وقت خود را صرف گردآوری اطلاعات می‌کنند. فرار مغزها مساوی است با فقر و بحران اگر از زاویه ای دیگر وآرمانی بخواهیم به این پدیده بنگریم می‌بینیم که مهاجرت بین‌المللی نخبگان در شرایط جهانی امروزکه گریزی از آن نیست،چنانچه به صورت چرخشی و در وضعیتی تعامل گونه،داد وستدی وتعادلی باشدسرشار ازفواید است و می‌تواند در انتقال دانش فنی، انتقال و تبادل دستاوردهای ارزشمند علمی و فرهنگی و تجارب گران سنگ ملت ها و جوامع بشری مفید واقع شود،اما به اعتقاد کارشناسان مهاجرت یک سویه،بی بازگشت و فرارگونه نخبگان (که با اصطلاح «فرار مغزها» از آن تعبیر می‌شود)،در واقع، یک فاجعه و ضایعه ملی است که کشور مبدأ را از شمار زیادی از بهترین سرمایه های خود،محروم می‌کند،تا آن جا که تدریجا برای اداره امور روزمره و مدیریت دولت و نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود نیز همچون دانشگاه ها و مراکز پژوهشی، دچار فقر و نا به سامانی و بحران خواهد شد که در این خصوص اولین ضرر ناشی از این پدیده بر کشورهای در حال توسعه، به هدر رفتن هزینه هایی است که صرف آموزش و تربیت نیروهای متخصص خود کرده اند و با خارج شدن آنها، تمام این هزینه های هنگفت را (که بخش بزرگی از بودجه های ناچیز کشورشان را دربرمی‌گیرد)، با خود به کشور مقصد می‌برند. این گزارش حاکی از آن است که اصطلاح «فرار مغزها»که درست پس از جنگ جهانی دوم(یعنی زمانی که کشورهای غربی، بازسازی ویرانه های ناشی از جنگ جهانی را آغاز کرده بودند به شکل یک معضل پیچیده، پا به عرصه وجود گذاشت.) به گونه ای که تعدادی از دانشمندان، مخترعان، مبتکران، هنرمندان، تکنسین ها، کارگران ماهروخلاّق،مهندسان، نویسندگان،پزشکان، جراحان و متخصّصان (که سرمایه های انسانی کشورها به حساب می‌آیند)،به دلایل مختلف، مجبور به ترک وطن خود شدند
نویسنده : Mir Shahram Safari : ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

از خودروهای سه میلیارد تومانی تا تلاش برای سیر کردن شکم

 

از خودروهای سه میلیارد تومانی تا تلاش برای سیر کردن شکم

 


روزگاری نه‌چندان دور اتومبیل‌هایی همچون زانتیا و ماکسیما در خیابان‌های تهران خودنمایی می‌کردند و کمتر کسی فکر می‌کرد روزی ، روزگاری خیابان‌های تهران پذیرای جدی‌ترین خودروهای سواری جهان باشد.
 
باورش کمی سخت است اما حقیقت دارد، امروز دیگر خیابان‌های شمال تهران، میزبان انواع و اقسام ماشین‌های روز دنیا از جمله جدیدترین سری جدید سوپر اسپورت «بوگاتی ویرون» با قیمتی معادل سه میلیارد تومان استخسته از کارهای روزانه، ساعتی را با یکی از دوستان در گوشه پارکی نشسته بودم و اصلا انتظار نداشتم صدای غرشی که هی نزدیک‌تر می‌شد، متعلق به سریع‌ترین و گران‌ترین خودرو جهان باشد. انجام حرکات نمایشی با گران‌ترین خودرو جهان، آن هم در خیابان‌های تهران و بحث شیرین ماشین و ماشین‌بازی با دوستی که برای ساعتی فراغت از واقعیت‌های زندگی با من همراه شده بود، جرقه این گزارش را در ذهن من زد.
بچه‌های دیروز که تمام دلخوشی آنها جمع کردن کارت و پوستر ماشین‌هایی همچون هامر، بنز، بی‌ام دبلیو، فورد، شورولت، کادیلاک، کرایسلر، فراری و پورشه بود، امروز دیگر بزرگ شده‌اند و فکر کردن به آرزوهای دوران کودکی که سقف آن در داشتن سری جدید کارت و پوستر فلان ماشین خلاصه می‌شد، برای آنها به طنز تلخی می‌ماند. 

غم نان و هزینه بنزین و تعمیر پرایدی که به چندین برابر ارزش واقعی خریداری شده، مجالی برای فکر کردن به چیز دیگری را نمی‌گذارد. بچه‌های امروز اما به‌دنبال کارت و پوستر نیستند و با فشردن پدال گاز این ماشین‌ها به آرزوهای دیروز من و امثال من، زبان درازی می‌کنند. ماشین‌های گران‌قیمت و لوکس را تنها می‌توانی در دور دورهای شبانه یا پارکینگ رستوران‌ها و فست‌فودهای معروف پیدا کنی. 

سام، پسر 20 ساله‌ای که آبمیوه به دست به پورشه 630 خود تکیه زده بود وقتی فهمید خبرنگارم گفت: از چی این ماشین‌ها می‌خواهی گزارش تهیه کنی؟ دوره اینها هم دیگه تموم شده و جذابیت‌شون رو از دست دادن. 

سام که متوجه تعجب من شده بود، ادامه داد: ماشین‌بازی هم خسته‌کننده شده و حداقل من یکی رو ارضا نمی‌کنه. عقربه‌های ساعت، پایان یکشنبه رو نشون می‌دهد اما انگار در این قسمت شهر جوانان خیال خوابیدن ندارند. 
سام، با دعوت من برای گشتی یک‌ساعته در خیابان‌های شمال شهر، کمک بزرگی به تهیه این گزارش کرد. ساعت یک صبح تو یکی از خیابون‌های فرعی و خلوت ولنجک انبوهی از ماشین‌های مدل‌بالا و‌گران‌قیمت جمع شده و به انجام حرکات نمایشی مشغول بودند. 

ماشینی که جرقه این گزارش رو تو ذهن من زده بود هم گوشه‌ای پارک شده بود. همه با هم آشنا بودند و وقتی که سام، من رو خبرنگار معرفی کرد، انبوهی از سوالات شروع شد. بردیا یا همان صاحب گران‌ترین و سریع‌ترین خودرو جهان در توجیه خرید این ماشین گفت: بیش از 5/2 میلیون دلار بابت این ماشین پرداختم و تنها تفریح من، تو زندگی شده گشت‌زنی، تو خیابان‌ها. 

بردیا در مورد چرایی پرداخت هزینه سه میلیارد تومانی بابت ماشین نیز توضیح داد: جایی که تنها دلخوشی و تفریح امثال من شده قلیون کشیدن، چه انتظاری داری. بنزی سفید رنگ با سرعت از کنار ما گذشت که به گفته بردیا پلاک‌شده اون رو می‌تونی 350 میلیون تومان بخری. 

فراری قرمز رنگی که با دور درجا زدن دود غلیظی راه انداخته بود، توجه من را جلب کرد. فراری خوش‌رنگی که به گفته صاحبش بیش از 780 هزار دلار پول بابت آن پرداخت شده است. به گفته بردیا؛ صاحب این ماشین، یکی از پسرهای خانواده‌ای سرشناس است که در سال‌های اخیر به واسطه فعالیت‌های اقتصادی خردوکلان و در اختیار داشتن سهام یکی از بانک‌های خصوصی سروصدای زیادی کرده است. آشنایی بردیا با همه برایم تعجب‌برانگیز است. وقتی علت آن را جویا شدم، پاسخ چیزی نبود جز عشق و حال. 

به گفته بردیا، تنها تفریحی که در حال حاضر وجود دارد ماشین‌بازی در کلاس بالاست و او هم اکنون شاخ همه ماشین بازهای تهران است. 
بردیا، ماشین خود را وسیله‌ای برای دعوت شدن به میهمانی‌های آنچنانی دانست و تاکید کرد: من ترجیح می‌دهم به تفریحاتی از این قبیل مشغول باشم تا اینکه به قلیون کشیدن و... بپردازم. 

بردیا که از ماشین خود راضی به نظر می‌رسید، ادامه داد: با ماشین سه میلیارد تومانی در تهران احساس پادشاهی می‌کنم، ولی اگر می‌شد سه میلیارد دیگر داد و ماشین را شماره کرد و جایی برای تست سرعت بود، دیگر غصه‌ای نداشتم.
دنیای رنگی پولدارها
بازار ماشین‌بازی داغ بود و انواع و اقسام ماشین‌هایی که خیلی‌ها فقط اسمش رو شنیدن، مشغول انجام حرکات نمایشی بودند. قبل از نوشتن گزارش سری هم به نمایشگاه ماشین زدم. ستاره بنز واقع در خیابان ولیعصر اولین مقصد من بود که انواع مدل‌های بنز را آنجا می‌شود پیدا کرد. 

فروشنده خیلی خوش‌برخورد بود و با لحنی خاص شروع به توضیح درباره آپشن‌های مدلی که کنارش ایستاده بودم، کرد. وقتی فهمید خبرنگارم، گفت: آقا بنویسید تهران شهر تضادهاست. بنویسید در منطقه‌ای که من زندگی می‌کنم قیمت تمام ماشین‌های محل به اندازه یکی از این ماشین‌ها نیست. احمد که دلی پردرد داشت، ادامه داد: در شهری که یکی نان نسیه می‌خره و یکی دیگه تا سه میلیارد پول ماشین یکی از بچه‌هاش رو پرداخت می‌کنه، جای زندگی نیست؛ چون تهران دنیای رنگی پولدارها شده و برای بی‌پول‌ها همچنان سیاه و سفیده. 

سر راه روزنامه سری هم به تعمیرگاه‌های خاص این ماشین‌ها زدم؛ تعمیرگاهی که عکس گرفتن حتی در آن ممنوع است. متصدی تعمیرگاه با خوشرویی اطلاعات مورد نیاز من را در اختیارم گذاشت. به گفته وی؛ تعمیر بعضی از ماشین‌ها از جمله فراری که به صورت گذر موقت تردد می‌کنند، بیش از 10 میلیون تومان هزینه دارد. خودروهایی هم که نمایندگی مجاز دارند پس از اتمام گارانتی در بهترین حالت سه تا چهار میلیون هزینه سرویس پرداخت می‌کنند. 

علی در پاسخ به تعداد مراجعان روزانه نیز گفت: ما در طول روز به بیش از سه دستگاه خودرو نمی‌توانیم رسیدگی کنیم و بعضی‌ها تا یک ماه در نوبت هستند. علی در رابطه با فلسفه وجودی ماشن‌های‌گران قیمت در تهران هم گفت: بودن ماشین‌هایی از این دست بد نیست، اما باید توجه داشت
 در شهری که خیلی‌ها توان پرداخت قسط 160 هزار تومانی پراید خود را ندارند، آدم‌هایی هم پیدا می‌شوند که هزینه یک‌بار سرویس ماشین آنها بیش از قیمت یک اتومبیل صفر کیلومتر است. بله، اینجا تهران است؛ شهری که در زیر پوست خود دنیایی از اتفاقات رنگی و سیاه و سفید را جای داده است؛ اتفاقات سیاه و سفیدی که کمی آن‌سوتر اتفاقات رنگی زندگی برخی خانواده‌ها را خوش‌رنگ‌تر می‌کند؛ خانواده‌هایی که برخلاف اکثر مردم جامعه به فکر زندگی کردن هستند نه زنده ماندن. خانه‌های 11 میلیاردی، قصرهای مجلل، ماشین‌های چند صد میلیونی و چند میلیاردی، لباس‌های مارک‌دار و رستوران‌های خاص (که یک وعده غذا در آن برابر با حقوق یک‌ماه 70 درصد افراد جامعه است) نیز از جمله ابزارهایی هستند که اتفاقات رنگارنگ این قشر را رقم می‌زنند. 

بله، اینجا تهران است و در برخی موارد فرقی با اروپا ندارد. شاید وقتی به پیشنهاد بردیا برای تهیه گزارش از رستوران‌های خاص و میهمانی‌های آنچنانی رفتم من هم به این جمله ایمان بیاورم: «اینجا تهران است، فرقی با اروپا ندارد.»
منبع:شرق
نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

فوق‌العاده جالب – عبور هواپیماها

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

فوق‌العاده جالب – عبور هواپیماها


فوق‌العاده جالب – عبور هواپیماها

هواپیماهایی که اکنون در آسمان اروپا پرواز میکنند را بصورت زنده ببینید

سایت جالبی است و پروازها را روی نقشه بطور زنده نشان می دهد
اطلاعات لحظه ای از طریق 300 گیرنده رادار در نقاط مختلف جهان دریافت می شود

که عمدتا در اروپا هستند و بخشهایی از آمریکا  و آسیا و کشورهای عربی نیز
پوشش داده می شوند

هواپیماهایی که اکنون در آسمان اروپا پرواز میکنند را بصورت زنده ببینید

اگر ماوس را روی هواپیما کلیک کنید ، سمت چپ همه اطلاعات هواپیما نشان
داده میشود. هواپیماهای نظامی در این وبسایت دیده نمیشوند. کمی اگر نگاه
کنید حرکت هواپیماها را نیز میبینید.شما میتوانید حرکت هواپیماهای قاره
های دیگر مثلا آسیا را نیز مشاهده کنید. مثلن شما میخواهید یک مسافر از
ایران را در فرودگاه لندن بدرقه کنید. با رفتن به این صفحه میتوانید
ببینید که چه ساعتی هواپیمای ایران ایر فرود می آید.
http://www.flightradar24.com/

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

چه قدر اضافه وزن دارید؟

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم