MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

نهضت آهستگی

 ١٨ سال پیش من در شرکت سوئدى ولوو Volvo  

استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى

 براى من به وجود آورده است.   اینجا هر پروژه‌اى

 حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهایى شود، حتى اگر

 ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست.

 جهانى شدن ( Globalization)   باعث شده است

 که همه ما در جستجوى نتایج فورى و آنى باشیم.

 و این مشخصاً با حرکت کند سوئدی‌ها در تناقض است.

 آن‌ها معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار می‌کنند،

 بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند و خیلى به

 آرامى کارى را پیش می‌برند. ولى در انتها، این شیوه

 همیشه به نتایج بهترى می‌انجامد. به عبارت دیگر:
1- سوئد در حدود  450000  کیلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 میلیون جمعیت دارد.
3- استکهلم، پایتخت سوئد که به پایتخت اسکاندیناوی

 نیز مشهور است حدود  78000 نفر جمعیت دارد.
4- ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون

برخى از شرکت‌هاى تولیدى سوئد هستند.

اولین روزهایی که در سوئد بودم، یکى از همکارانم

 هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و

 به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى

 سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم

 و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى

 ساختمان پارک می‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند

 ولوو با ماشین شخصى به سر کار می‌آمدند.

روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم.

 روز چهارم به همکارم گفتم:  آیا جاى پارک ثابتى داری؟

 چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک می‌کنى

 در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟

او در جواب گفت: براى این که ما زود می‌رسیم و وقت

 براى پیاده‌رفتن داریم. این جاها را باید براى کسانى

بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیک‌تر

 به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند.

 تو این طور فکر نمی‌کنی؟

" میزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنید! "

این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى

 آهسته ( Slow Food ). این جنبش می‌گوید که

 مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند ، وقت کافى

 براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون

هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان

 وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى

سریع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى

 به همراه دارد قرار می‌گیرد. غذاى آهسته پایه جنبش

 بزرگترى است که توسط مجله بیزنس طرح شده و

 یک "اروپاى آهسته" نامیده شده است. این جنبش

اساساً حس شتاب و دیوانگی به وجود آمده بر اثر

نهضت جهانى شدن را زیر سوال می‌برد. نهضتى که

 کمیّت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣۵ ساعت در هفته کار

 می‌کنند امّا از آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها مولّدترند .

 آلمانی‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت

 تقلیل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت

 تولیدشان ٢٠%   افزایش یافته است. این گرایش به

 آهستگى و کندکردن جریان شتاب آلود زندگى، حتى

 نظر آمریکائی‌ها را هم جلب کرده است.

 البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار

 کردن یا بهره‌ورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام

 کارها با کیفیت، بهره‌ورى و کمال بیشتر، با توجه

 بیشتر به جزئیات و با استرس کمتر است. به معنى

 برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن

 زمان آزاد و فراغت بیشتر است. به معنى چسبیدن به

حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف نشده است. به معنى

 بها دادن به یکى از اساسی‌ترین ارزش‌هاى انسانى یعنى

 ساده زندگى کردن است.

هدف جنبش آهستگى، محیط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر

 و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى

 که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت می‌برند.

 اکنون زمان آن فرا رسیده است که توقف کنیم و درباره

 این که چگونه شرکت‌ها به تولید محصولاتى با کیفیت بهتر،

 در یک محیط آرامتر و بی‌شتاب و با بهره‌ورى بیشتر

 نیاز دارند، فکر کنیم.


 × بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر

 زمان می‌گذرانیم امّا تنها هنگامى به آن می‌رسیم که بر

 اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر

عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم.

 × بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود

 در آینده هستیم که زندگى خود در حال حاضر، یعنى

 تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش می‌کنیم.

 × همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار

داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است

 که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار

 می‌کنیم. ما نیاز    داریم که هر لحظه را زندگى کنیم.

به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى

است که براى تو اتفاق می‌افتد، در حالى که تو سرگرم

 برنامه‌ریزی‌هاى دیگرى هستى.

* به شما به خاطر این که تا پایان این مطلب

 را خواندید تبریک می‌گوئیم. بسیارى هستند که

 براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را

رها می‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند

 

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

طب سنتی آمیخته با خرافات؟

www.sohagroup.com
 درمان آرتروز با گل در بیمارستان مسلولین یکی از شهرستانهای چین
 
 

www.sohagroup.com
درمان "رینیت" که نوعی التهاب در حفره بینی است با زهر زنبور عسل

 

www.sohagroup.com
 درمان برخی بیماری های پوستی با قرار دادن عضو بدن در مسیر عبور نژادی از ماهیان در نزدیکی توکیو، ژاپن
 
 

www.sohagroup.com
 مردم کامبوج عقیده دارند چنانچه یک لاک پشت آنها را لمس کند روماتیسم آنها درمان می شود

 

www.sohagroup.com
 فشار دادن عقرب های مرده بر روی پوست صورت، یکنوع درمان سنتی در بیمارستان مسلولین در چین
 
 

www.sohagroup.com
عده ای از چینی ها معتقدند دود حاصل از سوزاندن برخی برگ های گیاهان از جمله برگ افسنطین چینی و همچنین گردو و خشکبار برای چشم مفید است

 

www.sohagroup.com
نوعی لجن در منطقه ای از چین که بدلیل وجود مواد معدنی در آن عقیده دارند برای پوست انسان مفید است
 
 

www.sohagroup.com
 خوردن یک قورباغه زنده برای درمان دردهای شکمی و بیماری های مربوط به معده !
 


www.sohagroup.com
استفاده از نیش زنبور عسل برای درمان اختلالات شنوایی در قاهره

 

www.sohagroup.com
 متخصصین کلینیک شانگهای در چین بر این باورند که با این روش دردهای پشت و کمر درمان می شود
 


www.sohagroup.com
یک بیمار نشسته در تالابی معروف به "مرداب شفابخش" واقع در پرو
 
 

www.sohagroup.com
خوردن نژادی از ماهی های زنده برای درمان آسم در شهرستان حیدرآباد هند



www.sohagroup.com
قورت دادن چلچله ماهی های زنده برای هندوها شفابخش است

 

www.sohagroup.com
یک طب سنتی چینی برای درمان فلج صورت

 
 
www.sohagroup.com
باز هم دود حاصل از برگ افسنطین چینی برای درمان افسردگی و بیماری های ناشی از تحلیل فعالیت مغز در چین

 
 
www.sohagroup.com
درمان spondylosis دهانه رحم در یکی از بیمارستان های چین
 
 
 
www.sohagroup.com
یک بیمار مبتلا به روماتیسم در حال حمام شن و ماسه های داغ بیابانی در شمال غرب قاهره، در مصر

 
 
 
www.sohagroup.com
یک بیمار تحت درمان روانشناسش که با ارواح ارتباط برقرار می کند، واقع در ناحیه ای در شمال پرتغال
 
 
 
www.sohagroup.com
روشی برای خروج خون های غلیظ و مضر از بدن در افغانستان (همان حجامت خودمان)
 
 

www.sohagroup.com 
روشی دیگر از حجامت در یک کلینیک فلسطینی
 
 
 www.sohagroup.com
درمان تجویز زهر زنبور عسل برای پسری که از ضعف شنوایی رنج می برد در فلسطین
 
 
 
www.sohagroup.com 
ماهی درمانی با تکنیک شنای ماهیان در چهره بیمار. اعتقاد بر این است که این نوع درمان برای بیماری های مزمن پوست و مفاصل موثر است
 
 
www.sohagroup.com 
 تماس نوعی دلفین با شکم یک خانم حامله در پرو. این درمان یک محرک خوب برای توانایی های ذهنی کودک است
 
 

 www.sohagroup.com
استحمام آب حاصل از شستن حیوانات (گوساله مرده) به اعتقاد یکی از روستاهای چین که بیماری های مرموز روماتیسم و سایر بیماریهای جسمی را درمان می کند

 
 
www.sohagroup.com
یک مراسم رقص برای درمان کودکان بیمار به اعتقاد گروهی از سیاهپوستان در غنا

 

www.sohagroup.com
جمع آوری ادرار گاو به اعتقاد ساکنان منطقه Kampot که در 100 کیلومتری جنوب پایتخت کامبوج واقع است. آنها باور دارند که دارای خواص درمانگر است

 

www.sohagroup.com
جلسه درمان با زالو در مرکز بین المللی Gerudoterapii که در مسکو روسیه واقع است

 

www.sohagroup.com
بیماری که از آسم رنج می برد و در حال قورت دادن یک ماهی زنده است. این روش بسیار معمول در هند است
 

 
www.sohagroup.com
کاهش بیماری های پوستی و عصبی با فرو بردن صورت انسان در یک آکواریوم ماهی که بدین منظور شهرت دارند

 
 
www.sohagroup.com
روند ناجور خوراندن ماهی زنده به بیماران مبتلا به آسم


 
www.sohagroup.com
روشی دیگر از درمان های عجیب و غریب با استفاده از سوزاندن شاخ حیوانات، در یکی از روستاهای چین

 
 
www.sohagroup.com
یک جلسه جمعی شفا در جزیره جاوا، در اندونزی. پسری نه ساله که به گفته مردم محلی با فرو بردن دست خود در شیشه ای جادویی (محتوی آب و نوعی سنگ) بیماریش بهبود می یابد


 
www.sohagroup.com
یکی از متدهای روش باستانی یوگا در هند
نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

قهوه شور

http://blogs-static.maktoob.com/userFiles/s/m/smsma_mostafa/images/coffee5.jpg

 

اون (دختر) رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند در حالیکه او (پسر) کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمی کرد.


آخر مهمانی، دختره رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد. توی یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد،  "خواهش می کنم اجازه بده برم خونه..."

 

یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد، "میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام." همه بهش خیره شدند، خیلی عجیبه! چهره اش قرمز شد اما اون نمک رو ریخت توی قهوه اش و اونو سرکشید. دختر با کنجکاوی پرسید، "چرا این کار رو می کنی؟" پسر پاسخ داد، "وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می کردم، بازی تو دریا رو دوست داشتم، می تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد بچگی ام  می افتم، زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ شده، برا والدینم که هنوز اونجا زندگی می کنند." همینطور صحبت می کرد، اشک از گونه هاش سرازیر شد. دختر شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت. یک احساس واقعی از ته قلبش. مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه که عاشق خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره... بعد دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاه دورش، بچگیش و خونوادش.

 

مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود. اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن. دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه: خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه! ممنون از قهوه نمکی! بعد قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد، پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند....هر وقت می خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دونست که با اینکار حال می کنه.

 

بعد از چهل سال، مرد در گذشت، یک نامه برای زن گذاشت، " عزیزترینم، لطفا منو ببخش، بزرگترین دروغ زندگی ام رو ببخش. این تنها دروغی بود که به تو گفتم--- قهوه نمکی. یادت میاد اولین قرارمون رو؟ من اون موقع خیلی استرس داشتم، در واقع یک کم شکر می خواستم، اما هول کردم و گفتم نمک. برام سخت بود حرفم رو عوض کنم بنابراین ادامه دادم. هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه! خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم، اما ترسیدم، چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم... حال من دارم می میرم و دیگه نمی ترسم که واقعیت رو بهت بگم، من قهوه نمکی رو دوست ندارم، چون خیلی بدمزه است... اما من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم! چون تو رو شناختم، هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم. تو رو داشتن بزرگترین خوشبختی زندگی منه. اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم.

 

اشک هاش کل نامه رو خیس کرد. یه روز، یه نفر ازش پرسید، " مزه قهوه نمکی چیست؟ اون جواب داد "شیرینه"

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

از میان رضایتنامه ها - طنزی به قلم مرحوم صمد بهرنگی

در مدرسه ای در یکی از روستاهای اطراف تبریز، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگیرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند! اما در این میان جمله های خوشمزه و بی معنا نیز وجود داشت که چند تا از آنها را در زیر برایتان می نگارم:

 

 

1-« حضور مبارک مدیر آقای دبستان(!)

محترما معروض میدارم! که … و جعفر از حیث اخلاق ظاهر و باطنی؟ رضایت بخش است!».

 

2- «ضمن عرض سلام اینجانب از رفتار و گفتار حسین رضایت کامیل! دارم.»

3- «حضور آقای مدیر! دام شوکته!! بعد از ابلاغ سلام؛ دیگر عباس در خانه بد نیست ولی دست چپ می نگارد!»

4- «آقای مدیر، ما از اخلاق این؟ راضی هستیم. اگر هرف! بگوئیم گوش میدهد، نماز می خواند، کار میکند.»

5- «بخدمت آقای مدیر پس از سلام ما از اخلاق و رفتار غدیر راضی هستیم، در خانه نسبت به برادر بزرگ خود احترام میکند، کارهایش را که تمام کرد بدروس خود متعالعه! میکند و در کوچه به بزرگان احترام می کند و همه اهل کوچه از او راضی
هستند.»!

6-«محترما معروز! میدارم خیلی منون! شدم،هیچ رنجه نشدم- رزاید! دارم.»

 

7-«به خدمت ذیشرافت مدیر دبستان: بنده از اخلاق و رفتار محمد رضا راضی هستم. اجرکم عندالله.»

 

8- « پس از تقدیم عرض سلام اکبر در خانه از او راضی هستم و هیچ شوخی نمی کند!!.»

 

9- «احمد بچه خوب، بخانه میرسد پدر و مادر سلام میگوید و از مدرسه که از صبحها می آئی! پدر و مادر خداحافظی می کنی! خلاصه احمد بچه با آدبی! است.»

 

10- «از محمود راضی هستند، دروغ نگوید، ببزرگان اهترام! نماید.

اسم پدرش:حاجی یوسف.»

 

11- «حضور محترم آقای دانش آموز رسیده شرف افتتاح پذیرد! و اینجانب … از طرف بنده زاده کمال رضامندی و خشنودی داریم! عمرکم طویل،عدوکم ذلیل!»

 

12- «آقای معلم محسن:امیدوار که وجود نازنین صحت و سلامت بوده باشد و … کبلائی قاسم!»

 

13- «آقای آموزگار چهارم: غلامعلی شاگرد معدب! و از خود مواظبت می نماید. زیاده رحمت است!»

 

14- «پس از سلام معروض بر اینکه در خانه با برادر و خواهر کوچکتر خود با مهربانی رفتار می کند.»

 

15- «آقای معلم: این شاگرد در خانه با پدر و مادر خشرفتاری! میکند و همه از او راضی هستند و انشالله در آتیه شاگرد خوب و باعدب! می شود،انشالله.»

 

16- «اینجانب از درس و رفتار خانگی سعید رزایت! دارم.امضاء: پدر اینجانب!!»

 

17-« چون محترما خواسته بود که از احوالات اینجانب بنده زاده با خبر باشید. الحمدالله خوب است!!.»

 

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

8 تکنولوژی جدید و برتر اخیر !


ماشین لباسشویی در جالباسی مفهومی نو از شستشوی لباس

تصور آن را کنید که  پیراهن خود را در کمد آویزان کرده اید و در همان حین و در کسری از زمان لباس شما در جای خود شسته شده ، ضد عفونی شده و اتو کشیده آماده پوشیدن باشد . شاید این رویایی باشد اما Minsung Bae با طرح ماشین لباسشویی ای که بصورت آویزان شده در کمد لباس به شستشو و  ضد عفونی کردن لباس ها  روزی آن را به واقعیت تبدیل کند . شیوه شسشتشو و تمیز کردن لباس در این مدل مفهومی از ماشین های لباسشویی شاید تا قسمتی شبیه کار همین دستگاه های بخار شو باشد که هر روزه بر مصرف کنندگان آن افزوده می شود .

این دستگاه که به وسیله قلاب به کمد آویزان میشود دارای پنل هایی مشبک است که در هر پنل پیراهن را قرار داده و سپس با زدن دکمه  آن بوسیله رطوبت ، یونیزاسیون و فشار هوا برای از بین بردن باکتری ها و شستشو استفاده می کند و شما دیگر خیالتان راحت خواهد بود که دیگر بر سر هیچ قراری با پیراهن آلوده حاضر نخواهید شد

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

پول شمار انگشتی ، ایده ای نو در زمینه شمارش پول

حتما مثل معروفی که بیان میکند پول که به دستت رسید بشمار رو شنیده اید و حال شمارش پول یا به صورت دستی است و در صورتی که پول هنگفتی به شما رسید چاره آن پول شمار است . اما شاید پول شماری که Wei Hansen و دوستانش طراحی کرده اند راه حل سوم و بهتری باشد و انقلابی در صنعت شمارش پول ( ؟؟!! ) .

این دستگاه پول شمارکه بصورت انگشتی است وباتوجه به سایز کوچک آن و قرار گرفتن در دست مانند یک انگشتری به کمک اشعه مادون قرمزی که بر روی اسکناس ها ساطع می کند شمارگان آن را در صفحه LED کوچک خود به نمایش می گذارد .

شاید با تولید انبوه این ماشین پول شمار انگشتی انگشتان شما هم مجهز به یک پول شمار شود.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

فروش موتور v12 اتومبیل فراری از جنس چوب در Ebay

کمپانی عظیم Ferrari که ید طولایی در ساخت اتومبیل های سوپر اسپرت و لوکس دارد از سال ۱۹۷۱ موتورهای اتومبیل سری V12  خود را تولید و در ساخت ماشین های کلاس لوکس خود استفاده نموده است . نمونه چوبی این موتور قدرتمند و قلب تپنده خودروهای لوکس و اسپرت فراری که تماما از جنس چوب ساخته شده اند بر روی سایت ebay  برای فروش قرار گرفته اند که قیمتی حدود ۶۰۰۰ دلار دارد . این موتور چوبی که در واقع ماکتی در حد و اندازه واقعی آن است وزنی حدود ۲۵ کیلوگرم دارد و مطوئنا مشتریان خاص خود را هم خواهد داشت .

در زیر تصاویری از این موتور چوب V12  فراری را می توانید مشاهده نمایید.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

هتلی کوپتر

هتلی کوپتر اولین هتل پرنده جهان هست . ببینید چه انسانهایی و چه زندگیهایی دارند واقعا که ...

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

چسب زخم هشدار دهنده عفونت
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای پانسمان کردن زخم و یا جراحتی از چسب زخم استفاده کنید. اما با پوشیده شدن سطح جراحت توسط چسب از وضعیت آن با خبر نیستید و نمی دانید که آیا زخم رو به بهبود است و یا در حال عفونی شدن. 

محققین انجمن EMFT مونیخ، یک چسب هشدار دهنده عفونت ابداع کردند که می تواند وضعیت زخم را با تغییر رنگ خود بیان کند. این برچسب هشدار دهنده با اندازگیری PH پوست بدن انسان می تواند شرایط عفونی و یا غیر عفونی زخم را تشخیص دهد.

در حالت عادی PH پوست بدن انسان 5 است. اگر PH به 6.5 یا 8.5 افزایش یابد، نشانه ای از عفونت زخم است و برچسب با تغییر رنگ خود به بنفش اعلام خطر خواهد کرد.

البته نمی توان گفت که این برچسب می تواند خیلی هم کاربردی باشد. از آنجایی که زخم های عمیق دارای ریسک عفونت بالایی هستند، معمولا توسط چندین لایه پانسمان، باند پیچی می شوند. پس استفاده از این برچسب و تغییر رنگ آن در زیر چندین لایه پانسمان چندان محسوس نیست.

از طرفی بدن انسان خود دارای بهترین سیستم هشدار دهنده عفونت است. با علائم بالینی از قبیل تب می توان به عفونت زخم ها و جراحت ها پی برد. اما خوبی این ایده این است که هزینه تولیدش پایین و برای زخم های سطحی کاربردی است. 


دوربین کنترل سرعت پلیس فنلاند
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

در جاده راننده ها همیشه مراقب دوربین های کنترل سرعت هستند تا جریمه نشوند اما این دوربین که برای پلیس فنلاند ساخته شده خیلی فراتر از یک دوربین کنترل سرعت معمولی است. این دوربین می تواند هنگام محاسبه سرعت و عکسبرداری از پلاک ماشین وضعیت بیمه و مالیات اتوموبیل را هم چک کند. این دوربین با ارتباط ماهواره ای که با مرکز پلیس دارد شماره پلاک اتوموبیل را فورا چک میکند تا بیمه اش منقضی نشده باشد. 

تازه اول داستان است. دوربین عزیز به خاطر لنز سه بعدی که دارد فاصله بین خودروها را بررسی میکند تا اگر کسی فاصله مجاز را رعایت نکرده باشد جریمه شود. علاوه بر این دوربین جدید وضعیت جاده را هم از نظر وضع هوا و لغزنده بودن و ... بررسی میکند. در کنار همه این کارها دوربین جدید بسته بودن کمربند ایمنی را هم چک می کند و یک عکس از راننده اتومبیل میگیرد. برد این دوربین نسبت به دوربین های کنترل سرعت فعلی بیشتر شده و می تواند از فاصله ۵۰ متری تمام این کارها را انجام بدهد.  

دوربین جدید یک دستگاه تمام اتوماتیک است و برای کارکردش نیاز به حضور نیروی انسانی ندارد بنابراین می تواند بسیاری از وظایف پلیس ترافیک جاده ای را انجام بدهد.  هر چند تاکیید شده که این دوربین ها به عنوان یک جایگزین برای پلیس راه محسوب نمی شوند.   

 

برای ساخت سیستم جدید حدود ۷ میلیون یورو هزینه شده است.  این طرحی بزرگ است که برای افزایش امنیت جاده ای پیاده سازی میشود. قرار است این دوربین ها تا سال اینده در فنلاند امتحان شوند و در صورتی که خوب عمل کنند تا سال ۲۰۱۳ در سراسر اتحادیه اروپا به کار گرفته شوند. در حال حاضر هزینه ساخت هر کدام از این ماشین ها ۵۰ هزار یورور است.   

 

تصورش را بکنید این دوربین می تواند در یک چشم به هم زدن ۵ برگ جریمه برایتان صادر کند!  


قایق تفریحی در حال غرق شدن
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

این یک قایق در حال غرق شدن نیست! بلکه طرح فانتزی قایق آقای Julien Berthier است که با عنوان Love معرفی شده. هر کس این قایق را ببیند فکر می کند در حال فرو رفتن در آب است.

طراحی این قایق به گونه ای است که بدنه آن تنها نیمی از یک قایق معمولی است و با کمک تیرکی ویژه می تواند تعادل خود را در حین شناور شدن حفظ کند.

در یک آزمایش با سکان داری آقای برتیر این قایق عجیب و غریب بر روی آب های آزاد اروپا شناور شد و توانست، صحیح و سالم به بندر گاه بر گردد.

به نظر من با داشتن این ظاهر که ناخواسته تصویر غرق شدن را در ذهن تداعی می کند، نمی شود لذت قایق سواری روی آب را حس کرد اما احتمالا می توان احساس سرنشینان تایتانیک را هنگام غرق شدن بهتر فهمید.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

خودرو مخصوص خانمها ساخت شرکت ولوو

 این خودرو با هدف جلب رضایت خانوم ها و سازگار بودن با نوع رانندگی و برآورده کردن خواسته های آنها و توسط خود خانوم ها طراحی شده.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

و اما برخی از ویژگیهای این خودر:

1) هیچ راهی برای دسترسی راننده(خانوم ها) به موتور و قسمتهای حساس وجود نداره یعنی کاپوت ماشین باز نمیشه. علتش اینه که این ماشین فقط در هر 50000 کیلومتر نیاز به تعویض روغن داره و در صورت نیاز به هر نوع سرویس خودش توسط فرستنده بیسیم به نزدیکترین تعمیرگاه مجاز خبر میده

2) با لاستیک پنچر قادر به ادامه حرکت هست یعنی راننده نیازی به توقف و تعویض لاستیک نداره

3) راننده فقط میتونه به ماشین بنزین بزنه یا آب شیشه شور رو پر کنه - ضمنا در باک و مخزن شیشه شور طراحی خاصی داره که با بیرون کشیدن سرشلینگی خودبخود بسته میشه

4) قبل از اینکه راننده بخواد پارک کنه سیستم هوشمند تشخیص میده آیا اصلا جای کافی برای پارک هست یا نه و در صورت وجود به راننده برای پارک کمک میکنه

5) چون خانوم ها معمولا اونقدر خرید میکنن که دستهاشون کاملا پره و برای بازکردن در بخصوص در مواقع بارندگی دچار مشکل میشن سیستم درها طوری طراحی شده که با رسیدن راننده کنار ماشین خودبخود نزدیکترین در باز میشه

6) کاپوت جلو و گلگیرها و قوس سقف طوری طراحی شده که راننده بتونه جلو و عقب واقعی رو درک کنه

7) پدالها در صورت تصادف جمع میشن تا صدمه ای به پای راننده وارد نشه

8) فرمان و صندلی و پدالها و پنل جلو با راننده بصورت خودکار تطبیق داده میشه

9) چون خانوم ها مرتبا تمایل به تغییر دکوراسیون و مبلمان خونه دارن برای راحتی کارشون روکش صندلیها و کلا تودوزی براحتی قابل تعویض هست

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com





















نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عشق، تغییر، غریزه

آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند

آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند...

...و عاشق هم شدند.

کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد،

و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم..

بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم»

کرم گفت:« من هم عاشق سرتا پای تو هستم.قول بده که هیچ وقت تغییر نمی کنی..»

بچه قورباغه گفت :«قول می دهم.»

ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.

درست مثل هوا که تغییر می کند.

دفعه ی بعد که آنها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود.

کرم گفت:«تو زیر قولت زدی»

بچه قورباغه التماس کرد:« من را ببخش دست خودم نبود...من این پا ها را نمی خواهم...

...من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت:« من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را می خواهم.

قول بده که دیگر تغییر نمیکنی.»

بچه قورباغه گفت قول می دهم.

ولی مثل عوض شدن فصل ها،

دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند،

بچه قورباغه هم تغییر کرده بود. دو تا دست درآورده بود.

کرم گریه کرد :«این دفعه ی دوم است که زیر قولت زدی.»

بچه قورباغه التماس کرد:«من را ببخش. دست خودم نبود. من این دست ها را نمی خواهم...

من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت:« و من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را...

این دفعه ی آخر است که می بخشمت.»

  ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.

درست مثل دنیا که تغییر می کند.

دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند،

او دم نداشت.

  کرم گفت:«تو سه بار زیر قولت زدی و حالا هم دیگر دل من را شکستی.»

 بچه قورباغه گفت:« ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی.»

  «آره، ولی تو دیگر مروارید سیاه ودرخشان من نیستی. خداحافظ.»

 کرم از شاخه ی بید بالا رفت و آنقدر به حال خودش گریه کرد تا خوابش برد.

  یک شب گرم و مهتابی،

کرم از خواب بیدار شد..

آسمان عوض شده بود،

درخت ها عوض شده بودند

همه چیز عوض شده بود...

اما علاقه ی او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود.با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود، اما او تصمیم گرفت ببخشدش.

 بال هایش را خشک کرد.

بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند.

آنجا که درخت بید به آب می رسد،

یک قورباغه روی یک برگ گل سوسن نشسته بود.

 پروانه گفت:«بخشید شما مرواریدٍ...»

  ولی قبل ازینکه بتواند بگوید :«...سیاه و درخشانم را ندیدید؟»

قورباغه جهید بالا و او را بلعید ،

و درسته قورتش داد.

     و حالا قورباغه آنجا منتظر است...

...با شیفتگی به رنگین کمان زیبایش فکر می کند....

...نمی داند که کجا رفته.

 

 جی آنه ویلیس

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

رانندگی در ایران

 

شوخی نیست که یک ملت هر ساله حدود سیصد هزار نفر از افراد خود را کشته یا مجروح کند چون دارد به سر کار، مهمانی، خرید و یا مسافرت می‌رود. تنها در دوران پس از انقلاب، لااقل 700 هزار قبر برای کشته‌های رانندگی حفر شده و دست کم 15 میلیون نفر مجروح شده‌اند که تعدادی از آنان باید باقی عمر را بر روی تخت و یا ویلچر بگذرانند...

همه قشرها از وزیر، وکیل و استاد دانشگاه گرفته تا ورزشکار، بازیگر، کارمند و کارگر هر از چندگاهی به سوگ یکی از همکاران خود می‌نشینند. مثل بسیاری از ما، شاید این از دست رفتگان مانند مرحوم کریمی راد وزیر دادگستری، مرحوم آیدین نیکخواه بهرامی و مرحومه خانم گلدره گمان نمی‌کردند جان خود را در یک تصادف ناگهانی از دست بدهند.

  http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/11/17596_729.jpg

 

به راستی ما را چه شده است که یکی از بی فرهنگ ترین مردم دنیا در رانندگی از آب درآمده ایم به طوری که در کنار معرفی جاذبه‌های گردشگری در ایران، «هشدار جدی نسبت به رانندگی خطرناک ایرانیان» یکی از بخش‌های جدایی ناپذیر کتابچه‌های راهنمای جهانگردان است؟ مگر ما چگونه رانندگی می‌کنیم که فیلم رانندگی و نیز نحوه عبور عابران در ایران، تبدیل به یکی از انواع کلیپهای پربیننده و خنده‌دار در اینترنت با صدها هزار بیننده شده و آبروی «ایرانی» را یکجا به حراج گذاشته‌ایم؟ هر چه هست ما اصلاح ناشدنی نیستیم و الاّ ایستادن خودروها در پشت خط عابر پیاده و نیز بستن کمربند ایمنی، امروز در میان ما فراگیر نشده بود...

 

به نظر می‌رسد یک عامل اساسی که چنین ما را گرفتار کرده، این است که در ایران اساسا از ابتدا کلمه «رانندگی»، غلط معنا شده است...

رانندگی در دنیا یک امر «جمعی» است ولی در ایران یک امر «فردی» تلقی می‌شود. رانندگی در ایران یعنی «می خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان دیگر، «رقیب» من هستند و من نباید از رقبا عقب بمانم...هر فضای خالی که پیدا شد باید زودتر از دیگران آن را پر کنم.

چنین است که رانندگی ایرانی یعنی «چپاندن خودرو یا موتور در اولین فضایی که خالی می‌شود»؛ یعنی «رفتن از هر مسیر ممکن نه از مسیر تعیین شده»؛ حاصل این نوع رانندگی چنین تصویری است:

 

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/8/17485_297.jpg

گر چه اتومبیل سال‌هاست وارد ایران شده، اما تعریف رانندگی، چه رسد به فرهنگ آن، هنوز وارد کشورمان نشده است.

«رانندگی صحیح» نوعی مشارکت در یک امر جمعی است. این «جریان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد می‌رساند نه به اصطلاح «زرنگی» او. «رانندگی صحیح» که نوعی مشارکت در یک امر جمعی است به معنای «هدایت خودرو خود در جای صحیح در بین خودروهای دیگر» است. بنابراین، اینکه خودرو فرد در بین دو خودرو جلویی جا می‌شود یا نه، تأثیری در نحوه رانندگی صحیح ندارد... وقتی در جامعه‌ای این نگرش به رانندگی حاکم باشد، یعنی هر کس قبل از آنکه به رسیدن به مقصدش فکر کند به دنبال مشارکت در حرکت جمعی خودروها باشد، این نظم در عمل چنین خود را نشان می‌دهد:

 

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/8/17487_848.jpg

با این روش:
1. سرعت حرکت خودروها چند برابر می‌شود.
2. احتمال تصادم اتومبیلها به شدت کاهش می‌یابد.
3. در صورت تصادف، با توجه به مسیر خالی در دو طرف، خودروهای پلیس و آمبولانس به سرعت به محل رسیده راه را باز می‌کنند.
4. در صورت پنچر شدن یا خرابی یک ماشین، به دلیل وجود فضای کافی راه بندان پدید نمی‌آید.
5. از همه مهمتر، رانندگان با اعصاب راحت رانندگی می‌کنند. دیگر لازم نیست که آنان در هر لحظه چهار طرف را مراقبت کنند تا مبادا سپر یا آینه اتومبیل کناری به اتومبیلشان برخورد کند یا از عقب کسی به آنها بزند...

همچنین کسی که می‌خواهد در بزرگراه به راست بپیچد از صدها متر جلوتر در مسیر تعیین شده قرار می‌گیرد و خالی بودن باند کناری، او را به قانون شکنی نمی‌کشاند. (البته اعمال شدید قانون نقش خود را دارد که محل بحث در اینجا نیست):

 

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/8/17494_135.jpg

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/8/17488_976.jpg

ترافیک در همه شهرهای بزرگ دنیا وجود دارد. وقتی بناست چند صد هزار یا چند میلیون نفر در ساعت معینی به سر کار بروند خود به خود ازدحام پدید می‌آید. اما تفاوت ترافیک شهرهای بزرگ دنیا با ترافیک تهران این است که در کلانشهرها ترافیک باعث «تأخیر» است اما در شهری مثل تهران چون رانندگی یک امر فردی است نه جمعی، ترافیک فقط موجب تأخیر نیست، موجب «کلافگی» و «خرد شدن اعصاب» هم هست...

اما پرسش مهم این است که برای اصلاح وضع موجود عملا از کجا باید آغاز کرد؟

برای روشن شدن مطلب باید توجه کرد که رانندگی ایرانی، اصطلاحات خاصی هم به دنبال آورده است که در کتابهای آموزش رانندگی هیچ کشوری اصلا «وجود ندارد»؛ اصطلاحاتی مانند «راه گرفتن » و یا «رد کردن». «راه گرفتن» یعنی جلوی دیگری را بگیر تا خودت بتوانی بروی. به دلیل نبود پاره‌ای مقررات در ایران (مثلا قانون حق تقدم هنگام گردش به چپ) مجبوریم تا می‌توانیم وسیله نقلیه خود را جلوتر و جلوتر ببریم تا خودرو مقابل چاره‌ای جز راه دادن به ما نداشته باشد.

همچنین «رد کردن» را وقتی به کار می‌بریم که خودرو خود را از فاصله بسیار نزدیک از کنار اتومبیلهای دیگر یا پای یک عابر عبور می‌دهیم. پس در هر دو اصطلاح «راه گرفتن» و «رد کردن» که مختص به رانندگی ماست، معنای «نزدیک شدن شدید به خودروها یا عابران» نهفته است.

حال چرا بدون «راه گرفتن» و «رد کردن» نمی‌توان در ایران رانندگی کرد؟ نکته اصلی اینجاست: اساسا «رعایت فاصله» که عنصری بسیار اساسی در رانندگی است در کشور ما هیچ جایگاه و تعریف مشخصی ندارد. اگر راننده سپرش را از یک میلیمتری زانوی عابر رد کند، تخلفی مرتکب نشده؛ اگر پشت چراغ قرمز اتومبیلها پنج سانتیمتر از هم فاصله داشته باشند قانون رعایت شده؛ وقتی یک موتورسیکلت با فاصله 30 سانتیمتر در پشت سر یک خودرو حرکت می‌کند خلاف قانون مرتکب نشده و عملا تخلف محسوب نمی‌شود. باید حتما به اصطلاح «بخورد و صدا بدهد» تا اتفاقی افتاده باشد.

البته طبق قانون رانندگان موظفند «فاصله ایمن» را رعایت کنند، ولی این از همان کلی گوییهایی است که مصادیقش نه تعریف شده و نه به مردم آموزش داده شده است و نه رعایت نکردن آن به چشم کسی می‌آید، زیرا همه عادت کرده ایم چفت در چفت یکدیگر حرکت کنیم...

برای اینکه ببینیم جزئیات رعایت فاصله چگونه در دیگر کشورها یک به یک به رانندگان آموزش داده شده و چگونه اعمال قانون می‌شود مناسب است نمونه‌هایی در اینجا آورده شود.

وقتی سرویس مدرسه برای پیاده و سوار کردن دانش آموزان توقف می‌کند خودروهای پشت سر موظف به رعایت فاصله 20 متری هستند (عکس زیر از آیین نامه رانندگی یک کشور خارجی است). تخطی از این قانون حتی برای اولین بار، علاوه بر 400 دلار جریمه، تعلیق گواهینامه برای شش ماه را در پی دارد.

 

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/8/17489_938.jpg

هنگام گردش به راست حق با عابر است و راننده باید حدود دو متر از خط عابر فاصله بگیرد. به خاطر اعمال قاطعانه این قانون است که این عابر (عکس زیر) چنین آسوده عرض خیابان را طی می‌کند. او به روبه‌رو نگاه می‌کند نه به خودرو، زیرا می‌داند سپر اتومبیل از دو متری به او نزدیکتر نخواهد شد:
 

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/8/17490_688.jpg

حال تا اندازه‌ای معلوم می‌شود که چرا در کشور ما این مقدار تصادف رخ می‌دهد و چرا بیشترین کشته‌ها در میان عابران پیاده در ایران یا «سالمند» هستند و یا «کودک»؛ تا کسی حرکات شبه آکروباتیک بلد نباشد نمی‌تواند خود را از اتومبیلها و موتورسیکلتهایی که چفت در چفت یکدیگر و با فاصله سانتیمتری و گاهی میلیمتری از کنار عابران می‌گذرند نجات دهد.

بنابر آنچه گفته شد، نقطه شروع اصلاح رانندگی در ایران، آموزش فاصله گرفتن از یکدیگر است؛ چه فاصله خودرو از خودرو که با حرکت بین خطوط حاصل می‌شود و چه فاصله گرفتن عابر و خودرو از یکدیگر، و چه فاصله گرفتن از خودروهای امداد...

نکات در مورد کاستی‌های رانندگی در ایران بسیار است. از جمله:

در کشوری که بالاترین کشته را در تصادفات می‌دهد یک کارخانه خودروسازی اجازه می‌یابد که پرفروشترین و در عین حال آسیب پذیرترین خودرو کشور را بدون کیسه هوا و ABS و لوازم ایمنی دیگر روانه بازار کند. این نشان می‌دهد که رانندگی و کشته هایش هنوز برای برخی سیاستگذاران تبدیل به یک دغدغه اساسی نشده است.

نباید برخی عجولانه نحوه عجیب رانندگی در ایران را با اموری از قبیل چند برابر ظرفیت بودن تعداد خودروها یا تنگ بودن برخی معابر توجیه کنند. البته به دنبال حل این مشکلات هم باید بود اما اینها تنها می‌توانند دلیل «ترافیک» باشند، نه دلیلی برای رانندگی بی‌قانون رانندگان یا عبور بی‌قانون‌تر عابران. از این روست که نحوه رانندگی، در شهرهای کوچک هم یک معضل است.
از تابلوهای ورود ممنوع و یکطرفه که بگذریم تابلوها نقشی در رانندگی شهری ندارند.

تابلوی «ایست» در ایران کاملا بی معناست و این نقش به سرعت گیرها واگذار شده است در حالی که با توجه به شرایط محیطی هر کوچه و نیز خیابان، تابلوهای حداکثر سرعت باید لااقل در ابتدای آنها نصب شود... ما با تکیه بر ذکر حداکثر سرعت شهری در آیین نامه، همه کوچه‌ها و خیابانها را به امان خدا رها کرده ایم و هر کس زورش رسیده یک سرعت گیر سیخی یا میخی و غیر آن با ارتفاع دلبخواهی در کوچه خودش قرار داده است...

از چند انیمیشن که بگذریم رسانه ملی آموزش مصداقی رانندگی را مورد توجه قرار نداده است. کاش برنامه‌هایی مانند «سفر به خیر» که غالبا به کلی گویی می‌گذرند طریق صحیح و نیز خطاهای رایج رانندگی را قدم به قدم به مردم یادآور می‌شدند. گاهی چند آموزش تصویری (مانند مورد زیر) می‌تواند از دهها توصیه گفتاری در بهبود اوضاع مؤثرتر واقع شود:
 

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/7/8/17497_931.jpg

با وضعی که در آن به سر می‌بریم، آموزش رانندگی آنقدر اهمیت دارد که اگر رسانه ملی هر روز برنامه‌های شش شبکه تلویزیون را همزمان قطع کرده و چند ثانیه‌ای به این آموزشها اختصاص دهد کاری عادی انجام داده است.

تصور بسیاری از ما از تصادف شدید، دو ماشین له شده است و بس. شاید اگر با هشدار قبلی تصویر بانوی بارداری که با صورت خون آلود در میان آهن پاره‌ها گرفتار شده و فریاد می‌زند و یا تصویر کودکی که با کیف مدرسه به گوشه‌ای ازخیابان پرتاب شده نمایش داده شود، کمی از بلای «تعجیل برای هیچ» که در رانندگی و غیر رانندگی مانند بختک به جان ما ایرانیان افتاده، رهایی یابیم...

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم