MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

زندگی

زندگی قصه تلخیست که از آغازش            بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم

Ye Adame kheili bahal mige : Age yekam fekr koni mibini zendegi arzeshe zende boodano nadare. Age yekam bishtar fekr koni mibini zendegi arzeshe mordanam nadare. Amma age kheili fekr koni mibini mordano zende boodan arzeshe fekr kardano nadare

 

Hamishe yadet bashe chizi ke emrooz dari shayad arezooye diroozet boode va bozorgtarin arezooye fardat beshe pas hamishe say kon ghadre chizi ke emrooz dari khoob bedooni

هر چيزي ضد خود را در خودش مي آفريند

Donbale kasi nabash ke betooni bahash zendegi koni, donbale kasi bash ke natooni bedoone oon zendegi koni ..... khate movazi hich gah be ham nemiresand magar inke , yeki az anha baraye residan be digari BESHKANAD!

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

مکافات عمل

آنقدر گرم است بازار مکافات عمل     دیده گر بینا کنی هر روز روز محشر است

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

درس عشق

علوم : عشق تنها عنصري هست كه بدون اكسيژن مي سوزد

رياضي : عشق تنها عددي هست كه هرگز تنها نيست

فارسي : عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد

ورزش : عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود

قرآن : عشق تنها آيه اي است كه در هيچ سوره اي وجود ندارد

انشا : عشق تنها موضوعي است كه مي توان توصيفش كرد

فيزيك : عشق تنها آدم رباتي هست كه قلب را به سوي خود مي كشد

زيست : عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود

شيمي : عشق تنها اسيدي هست كه درون قلب اثر مي گذارد

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

NO COMMENTS!

Before Finding a Girl - Spiderman 

After Finding his Girl - Superman 

After the Engagement - Gentleman 

After the Marriage - Watchman 

10 years After Marriage – Doberman 

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

سه شنبه ها ملاقات با موری

یک آموزگار بر ابدیت اثر می گذارد و هرگز نمی تواند بگوید که نفوذش درکجا متوقف می شود.

هنری آدامز

 

دانستن با باورکردن متفاوت است، همه می دانند روزی خواهند مرد، اما کسی این را باور نمی کند راه بهتر این است که باور کنی روزی می میری و برای این مردن آماده باشی، این گونه بهتر می توانی تا روزی که زنده هستی در گیر زندگی باشی.

موری شوارتز

 

 اگر بیاموزی که چگونه بمیری، می آموزی که چگونه زندگی کنی.

 موری شوارتز

 

یکدیگر را دوست بدارید یا بپوسید.

                                            اودن

 

 اگر می خواهی در قبال انسانهای دیگر مسئولیت پیدا کنی و به طرز عالی و بی کم وکاست دوست بداری و مهر بورزی، در این صورت باید صاحب فرزند شوی.

موری شوارتز

 

 تشکیل خانواده یعنی کسی را که دوست داری، پیش تو بماند و از تو مراقبت کند.

موری شوارتز

 

 آرزوی جوان شدن ناشی از زندگی ناموفق و به دور از معناست.

موری شوارتز

 

 وقتی با کسی هستی باید حضور داشته باشی، وقتی با کسی حرف می زنی فقط به او فکر کن.

موری شوارتز

 

مهمترین ارزش مشتر ک برای ازدواج اعتقاد به اهمیت ازدواج است.

                                                                      موری شوارتز

 

یکدیگر را دوست بدارید یا فنا شوید.

                                                   اودن

 

 فرهنگ و اقتصاد جامعه، افراد را تهدید می کند؛ افراد که تهدید شدند، فقط به مصالح خودشان فکر می کنند و پول برایشان حکم همه چیز را پیدا می کند.

خودتان انتخاب کنید که چگونه فکر کنید و چه ارزشهایی را بر گزینید، به دیگران، جامعه و فرهنگ اجازه ندهید چنین کاری را برای شما بکنند.

موری شوارتز

 

هر جامعه ای مشکلات خود رادارد. به نظر من راه کنار آمدن با مشکلات فرار از آنها نیست. باید فرهنگتان را خودتان بسازید.

 بدون توجه به اینکه در کجا زندگی می کنیم، بزرگترین اشکال ما انسانها این است که بینش وسیع نداریم. نمی بینیم که به کجا می توانیم برسیم. باید به توانمندیهایمان توجه کنیم. سعی کنیم به آنچه می توانیم و استعدادش را داریم دست پیدا کنیم.

موری شوارتز

 

مسئله اینجاست که نمی دانیم چقدر به هم شبیه هستیم. سفیدها، سیاهها، کاتولیکها، پروتستانها، زنها، مردها. اگر یکدیگر را بیشتر شبیه و مانند می دیدیم می توانستیم مانند یک خانواده بزرگ جهانی زندگی کنیم و بعد به همان اندازه که مراقب خودمان هستیم، مراقب این خانواده باشیم.

 وقتی داری می میری، می بینی که این عین حقیقت است. همه ما شروع واحدی داریم-تولد- پایان همه هم مشابه است –مرگ. در این شرایط چگونه می توانیم با هم تفاوت داشته باشیم؟

موری شوارتز

 

 در خانواده انسانی سرمایه گذاری کنید. در مردم سرمایه گذاری کنید. برای کسانی که دوستشان دارید و کسانی که شما را دوست دارند جامعه کوچکی بسازید.

موری شوارتز

 

مرگ به اندازه زندگی طبیعی است. بخشی از معامله ای است که در آن شرکت می کنیم.

موری شوارتز

 

پیش از اینکه بمیری، خود را مشمول عفو قرار بده، بعد هم دیگران را ببخش.

موری شوارتز

 

همیشه دلم می خواست بیشتر کار می کردم، دلم می خواست کتابهای بیشتری می نوشتم. در گذشته خودم را از این حیث سرزنش می کردم. حال می بینم که این سرزنش کمکی به من نمی کرد. کاری کن که به آرامش برسی. صلح کن. با خودت صلح کن، با همه اطرافیانت صلح کن.

موری شوارتز

 

وقتی دلت می خواهد با کسی که او را دوست داری باشی و نمی توانی ناراحت می شوی. اما باید خواسته هایش را بپذیری. شاید دلش نمی خواهد تو زندگیت را به خاطر او مختل کنی.

موری شوارتز

 

فرمول خاصی برای روابط اشخاص وجود ندارد. باید در این باره دوستانه حرف زد. باید هر دو طرف حرفهایشان را بزند، چه می خواهند، چه نیازی دارند، چه می توانند بکنند، زندگیشان چگونه است.

موری شوارتز

 

در کار تجارت اشخاص به سود خود مذاکره می کنند. برای رسیدن به خواسته شان با هم حرف می زنند. ممکن است به این عادت کرده باشی. اما عشق موضوع متفاوتی است. عشق حکم می کند به دیگران هم به اندازه خودت بها بدهی.

موری شوارتز

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

يكي بود يكي نبود

براي سال ها مينويسم ......

سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند .......

 افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ......

 هميشه يكي بود يكي نبود

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ترجمه سلام بر حیدربابای استاد شهریار به فارسی

سلام بر حیدربابا سروده استاد شهریار
HEYDER BABA’YA SELÂM

www.geocities.com/pedramrahimi/heydarbaba.htm

Heyder Baba, dünya yalan dünyadi,
Süleyman’dan, Nuh’dan kalan dünyadi,
Ogul dogan, derde salan dünyadi,
Her kimseye her ne verib alibdi,
Eflatun’dan bir kuru ad kalibdi.

دنیا همه دروغ و فسون و فسانه شد
کشتیّ عمر نوح و سلیمان هم روانه شد
ناکام ماند هر که در این آشیانه شد
بر هر که هر چه داده از او ستانده است
نامى تهى براى فلاطون بمانده است

 Haydar Baba, the world is a false one,  It has remained so from Solomen and Noah. It has given birth to its sons, and put them in trouble.It has taken away what has given to anyone, From Plato remained only one name.

  حیدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسین بهجتى تبریزى ملقب به شهریار است . منظومة «حیدربابایه سلام» نخستین بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است. لیکن ترجمه بى بدیل آن به شعر منظوم فارسى توسط دکتر بهروز ثروتیان شاهکارى ماندگار است. شاید اگر دیپلوماسی درستی از سوی اداره‌كنندگان حكومت ایران از گذشته تا به امروز وجود داشت این اثر نوبل ادبی هم دریافت می‌كرد.

  حیدربابا سندى زنده است ، و پرده اى رنگین و برجسته از زندگى در روستا را نشان مى دهد. مضمون اغلب بندهاى آن شایستة ترسیم و نقاشى است. زیرا از طبیعت جاندار سرچشمه مى گیرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهریار بر صحنه ها نور مى ریزد و خوانندگان شعرش را به گذشت هاى دور مى برد.  نیمى از این منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان وآشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمینها و صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد
.

صدا : www.azworld.org/mp3s/Shahriyar/shahriyar.htm
      
www.umich.edu/~turkish/links/turkic_indrep_az_haydarbaba.html 

با تشکر از دوست عزیزم: پدرام رحیمی

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٥:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

كوتاهترین فاصله

خنده كوتاهترین فاصله بین دو نفر است .

ویكتور هوگو

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٥:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ویندوز و برنامه‌های سیار

Portable Softwares - برنامه‌های سیار

    تصور كنین ویندوزی رو در اختیار دارین كه هیچ‌وقت نه ویروسی میشه و نه اینكه به هم‌ می‌ریزه. همینطور برنامه‌هایی رو همراه خودتون دارین كه كارآیی‌های كامل برنامه‌های نصبی رو دارن اما نه نیاز به نصب شُدن دارن ، نه خراب میشن و نه ویروسی و روی هر كامپیوتری هم قابل اجرا خواهند بود. این آرزو ایده‌ای شُده برای ساخت یك سری برنامه جالب به اسم برنامه‌های پُرتابل. طیف وسیعی از كاربُردهای مختلف رو هم شامل میشن. شاید همیشه ساختن چنین برنامه‌هایی به راحتی كپی كردنِ فایلهای نصب شُده و پیدا كردن فایلهای جانبی مربوطه و الحاق اونها به برنامه نباشه. به هر حال به یه جستجوی ساده در اینترنت میشه به نمونه‌های جالبی برخورد:

Decimal BASIC : نوشتن برنامه به زبان بیسیك
InfraRecorder  : ساخت انواع سی‌دی و دی‌وی‌دی
Mozilla Firefox  : مرورگر عالی و محبوب اینترنت
GIMP Graphic Edit : رقیب فتوشاپ ویرایشگر تصویر
Notepad 2  : ساخت فایلهای متنی و كدنویسی
IE PassView  : نمایش كلمات عبور ذخیره شُده در وب
ClamWin  : آنتی ویروس و ضد برنامه جاسوسی
Video downloder  : دریافت ویدیو از سایتها

  اما در موردِ خودِ سیستم‌عامل كه هسته اولیه و محیط اجرای این برنامه‌هاست هم كارهایی شُده. مثلاً تونسته‌ان كه ویندوز رو روی كول‌دیسك یا همون‌فلش‌دیسك‌هایی كه توی جیب جا میشن هم نصب كنن و سیستم رو تنظیم كنن كه با اون بالا بیاد. روی كامپیوترهای كیفی یا نوتبوك‌ها هم الان سیستم‌عامل لینوكس رو روی سی‌دی ارائه می‌كنن و نیازی به نصبش روی هارد نیست. اما یه آلمانی كار جالبتری كرده و نتایج محصولش رو هم در سایتش گذاشته:

www.reatogo.de

 این برنامه میاد و یه سی‌دی ویندوز ایكس‌پی معمولی رو از شما می‌گیره ، درایورها و راه‌اندازهای ابزار رو هم روی كامپیوترتون شناسایی می‌كنه ، یه عالمه برنامه و پلاگین هم داره كه برنامه‌های مثل آفیس و برنامه‌های رایتر و غیره جزوشون هستن. بعد به شُما به ویندوز روی سی‌دی تحویل میده كه بدونِ هارد اجرا میشه و به راحتی شما رو قادر می‌كنه كه به اینترنت وصل بشین ، توی شبكه بری ، سی‌دی یا دی‌وی‌دی رایت كنی ، بازی كنی ، موزیك گوش كنی و خلاصه هر نوع كار دیگه‌ای كه با ویندوز نصب شُده میشه انجام‌ داد.

بزرگترین ایرادی كه به برنامه‌های پُرتابل گرفته شُده اینه كه وقتی اونها رو از روی سی‌دی اجرا می‌كنیم ، امكان بازیابی تنظیمات و تغییراتی رو كه در برنامه‌ها می‌دیم ، بعداً نخواهیم داشت ، كه علتش هم واضحه چون سی‌دی فقط قابل خوندنه. یه چیز دیگه هم اینه كه یه هر حال سُرعت خوندن و باز شُدن یه برنامه از روی سی‌دی یواش‌تر از هارد میشه ..

از دوست عزیزم پدرام رحیمی

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

۷ مطلبي كه آقايون تصور ميكنند همسرشان دوست دارند

آیا همیشه تلاش هایتان برای تاثیرگذاری بر روی همسرتان بی نتیجه می ماند؟ آیا او عصبانی می شود و تمام تلاش های شما را زیر سوال می برد؟

آقایون همیشه دوست دارند که نظر همسرشان را به خود جلب کنند، اما متاسفانه همانطور که در قسمت اول این مقاله هم گفته بودم، معمولا راه نادرست را انتخاب می کنند. به همین دلیل نمی توانند موفق شوند و به نتیجه دلخواهشان دست پیدا کنند.

 

در این قسمت 7 تصور غلط آقایون از کارهایی که تصور می کنند خانم ها دوست دارند، آمده است. با مطالعه آن در می یابید که کجای کارتان ایراد دارد. پس از خواندن متوجه می شوید که چرا دفعه قبل قرار ملاقات شما مطابق میلتان پیش نرفت.

آیا به خاطر برخی تصوران ذهنی غلط خودتان نبود؟
 

1- سعی می کنید تمام وقت خود را با او بگذرانید

دلیل نادرستی این عمل:
درست است که او میل دارد بعضی مواقع در کنار شما باشد، اما اگر شما دائما برروی با هم بودنتان پافشاری کرده و سماجت به خرج دهید، خود را به صورت فردی نیازمند و وابسته جلوه می دهید و او به تدریج از شما اشباع می شود.

در عوض چه کاری انجام دهید: او احتمالا انتظار دارد که زمانی را در کنار هم به انجام کارهای مورد علاقه تان بپردازید و از وجود یکدیگر لذت ببرید، اما نباید خود را به زور در کارهایی که به شما ارتباطی ندارد، وارد کنید. مثل زمانی که با دوستانش به بیرون می رود یا جلسه ای دخترانه دارند. البته باید توجه داشته باشید که اگر به انجام کار خاصی علاقه ندارد، نباید او را به زورَ، وادار به آن نمایید.


2- میخواهید در نظافت کمک کنید اما همه چیز را به هم میریزید

دلیل نادرستی این عمل: گاهی اوقات لطف و مرحمت شما چندان موثر واقع نمی شود. به عنوان مثال آیا زمانی که تصمیم می گیرید شام درست کنید، قابلمه های کثیف را در دستشویی رها می کنید تا خانمتان آنها را بشوید؟ زمانیکه می خواهید وان و دستشویی را تعمیر کنید چرک و کثافت را بر روی زمین می ریزید؟ اگر چنین است نه تنها لطف و مرحمت شما هیچ سودی ندارد بلکه باعث خشمگین کردن او نیز می شود.

در عوض چه کاری انجام دهید: اگر می خواهید در کارهای خانه (و هر کار دیگری) به او کمک کنید، پیش از هر چیز باید مطمئن شوید که سودمند واقع خواهید شد. بهتر است به جای اینکه هر شب غذا درست کنید و توده ای از ظرف های کثیف را برایش یادگاری بگذارید، این کار را هر چند وقت یکبار انجام دهید، اما به درستی و با رعایت کمال نظافت.


3- تمام احساسات خود را به زبان می آورید

دلیل نادرستی این عمل: خانم ها مردهای احساساتی را دوست دارند، اما اگر مردی عواطف درونی اش را بیش از اندازه بروز دهد، به مزاج خانم ها سازگار نیست. صحبت کردن در مورد روابط گذشته، مسائل کاری، مشکلات خانوادگی جزء مواردی هستند که از شما یک فرد احساساتی و بی ثبات می سازند.

در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعادل را نگه دارید : احساسات درونی خود را بدون اینکه بیش از اندازه عاطفی جلوه کنید، بروز دهید. بهترین راه برقراری تعادل این است که ببینید او تا چه حد احساسات درونی خودش را با شما در میان می گذارد؛ اگر او تمام داستان زندگیش را با شما در میان نمی گذارد پس شما هم ملزم به انجام چنین کاری نیستید.


4- بیش از اندازه صادق هستید

دلیل نادرستی این عمل: صداقت بیش از اندازه هم گاهی درد سر ساز می شود. به عنوان مثال اگر به او بگویید که آنقدرها که باید و شاید به دست پختش علاقه ندارید صرفا او را آزرده ساختید. او در مورد خودش احساس بدی پیدا می کند و رفته رفته علاقه خود را نسبت به شما از دست می دهد.

در عوض چه کاری انجام دهید: خوب دقت کنید زیرا این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است: صداقت در مواردی نظیر خیانت، مسائل مالی و خانوادگی معنا پیدا می کند، و در مورد مطالب کوچکی نظیر " تو از این لباس خوشت می یاد؟" یا "فکر می کنی اون خانمه خوشگله؟" آنقدرها هم که فکر می کنید مهم نیست. گاهی دروغ های مصلحتی مفید تر از صداقت هستند. اگر صداقت بیش از اندازه سبب می شود تا همسرتان در مورد خودش احساس بدی پیدا کند در حالیکه یک دروغ جزئی همه چیز را حل کرده و رنجش خاطر را نیز از بین می برد، مطمئنا دروغ مصلحتی انتخاب مناسب تری است.


5- می خواهید تمام هزینه ها را پرداخت نمایید

دلیل نادرستی این عمل: دست و دلبازی خیلی خوب است اما اندازه ای دارد. یک خانم به این دلیل که شاید روزی از شما جدا شود و یا منتی بر روی دوشش نباشد، نیاز دارد که گاهی روی پای خودش بایستد. به این دلیل اصرار ورزیدن برای حساب کردن و پرداخت تمام هزینه ها کار درستی نیست و باعث می شود که او با شما راحت نباشد.

در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعارف کنید؛ به ویژه در ابتدای شکل گیری رابطه. می توانید قدری پافشاری هم به خرج دهید اما بیشتر از دو مرتبه خوب نیست. بعد عکس العمل او را زیر نظر بگیرید و سعی کنید احساس ناخوشایندی در او ایجاد نکنید. اگر او واقعا می خواهد هزینه ها را پرداخت نماید، خوب می توانید دنگی بیرون روید.


6- با همسرتان وارد حمام می شوید

دلیل نادرستی این عمل: شاید خیلی مواقع این کار را دوست داشته باشد، اما باید مواردی از این قبیل را نیز در نظر بگیرید: آیا روز بدی نداشته؟ احساس بدی ندارد؟ یا خواستهای جنسی شما باعث آزار و اذیت او نمی شود؟

در عوض چه کاری انجام دهید: خانم ها معمولا برای ایجاد آرامش و فراموش کردن مشکلات دوش می گیرند. پس سعی کنید حال و حوصله او را تشخیص دهید و بدانید که او در هر زمان نیازمند چیست. تصور نکنید که حمام رفتن او به منزله نوعی دعوتنامه جنسی است. فراموش نکنید که گاهی اوقات دوست دارد در خلوت و تنهایی خودش سیر کند.


7- هیچ گاه جدی نیستید

دلیل نادرستی این عمل: اگر در زمان عصبانیت برای در هم شکستن سکوت ناخوشایندی که بر جمع حکمفرماست، شروع کنید به تعریف کردن جوک های مسخره، او واقعا ناراحت شده و احساساتش جریحه دار می شود. در حقیقت او با مشاهده چنین واکنشی از جانب شما تصور می کند که قصد فرار کردن از واقعیت های زندگی را دارید و چیزی جز یک دلقک نیستید.


به راستی انتظار یک خانم چیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر دائما در حال انجام رفتارهای آزاردهنده ذکر شده هستید ناراحت نباشید. تشخیص تمام نیازهای خانم ها کاری است بس دشوار اما پس از خواندن این مقاله شما می توانید خود را از گناهان کوچکی که هر کسی ممکن است به آنها آلوده باشد پاک کنید.

باور کنید که: اگر شما نکات مذکور را در زندگی خود به کار بندید او ممنون شما خواهد شد و برای عواطف و احساساتتان ارزش بیشتری قائل می شود. بنابراین اندکی درون گرا باشید و بعد به راه خود ادامه دهید، به طور قطع در تمام قرارهای خود پیروز خواهید شود.

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

  • شنبه

مرد:"عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

زن:"ببين امروز قراره من و زري با هم بريم "فال قهوه روسي يخ زده" بگيريم. ميگند خيلي جالبه همه چي رو درست ميگه. به خواهر شوهر زري گفته"شوهرت برات يه انگشتر بزرگ مي خره."خيلي جالبه نه؟سر راه يه چيزي بگير بيار.!!!

  • يكشنبه

مرد:"عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

زن:"ببين امروز قراره من و زري با هم بريم  براي كلاس هاي "روش خود اتكايي براي اعتماد به نفس"ثبت نام كنميم.هم خيلي جالبه هم اثرات خوبي بر زندگي زنا شويي داره. تا بر گردم خيلي دير ميشه سر راه يه چچيزي بگير بيار.!!!

  • دوشنبه

مرد:"عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

زن:"ببين امروز قراره من و زري با هم بريم "شو ظرف عتيقه".ميگن خيلي جالبه.ممكنه طول بكشه سر راه از بيرون يه چيزي بگير بيار.!!!

  • سه شنبه

مرد:"عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

زن:"ببين امروز قراره من و زري با هم بريم  براي لباس مامانم كه برا عروسي خواهر زري ميخواد بدوزه دكمه انتخاب كنيم.

تو كه ميدوني چقدر فاميل مامانم اينا چقدر روي دكمه لباس حساسند.

ممكنه طول بكشه سر راه از بيرون يه چيزي بگير بيار.

  • چهار شنبه

مرد:"عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

زن:"ببين امروز قراره من و زري با هم بريم  براي كلاس" بدن سازي"و "ترومپت"ثبت نام كنيم.

همسايه زري رفته ميگه خيلي جالبه.ترومپت هم ميگن خيلي كلاس داره مگه نه؟ ممكنه طول بكشه چون جلسه اوله سر راه از بيرون يه چيزي بگير و بيار.

  • پنج شنبه

مرد:"عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

زن:"ببين امروز قراره من و زري با هم بريم  خونه خاله زري كه تازه از كانادا اومده ميخواهيم شرايط اقامت و ازش بپرسيم من واقعا از اين زندگي خسته شدم.

چيه همش مثه كلفتا كنج خونه؟به هر حال چون ممكنه طول بكشه سر راه از بيرون يه چيزي بگير و بيار.

  • جمعه

مرد:"عزيزم امروز ناهار چي داريم؟

زن:"ببينم تو واقعا خجالت نمي كشي؟يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم؟واقعا نمي دونم به شما مرداي ايروني چي بايد گفت؟نه واقعا اين توقع بزرگيه كه انتظار داشته باشم فقط هفته اي يه بار شوهرم من رو براي ناهار ببره بيرون؟

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عاشقي

با يك مداد ساده دلم را سياه كن

 مي دانم اشتباه بزرگي ست عاشقي

 با اين همه به خاطر من؛ اشتباه كن

 مي ترسم ازحوالي چشم تو رد شوم

 چشمان سر به زیر مرا سربراه کن

 تا كي شكسته و بسته بمانم كه ميرسي؟

 فكري بحال پنجره چشم به راه كن

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

جنبش سيبيليسم

روال روابط اجتماعي زن و مرد از 50 سال پيش تا 500 سال بعد!!!

سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلويشان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغر مردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك ميگفت خرس قطبي.تازه خود داداش هم گفته كه ميخواد برام شوهر خوب پيدا كنه . مادر دختر مي گويد:خدا سايه مرد را از سر خونه اي ور نداره!
 

سال 1342

پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق ميشود و پس از اينكه كمي جنم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست فرياد ميزند:دختره چشم سفيد حالا واسه من دانشگاه قبول ميشه...چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتت رو شكر؟هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانو بدن نما بپوشدو نوبل  صلح هم بگيره...زن اگه اجنبي ها بهش نوبل صلح را بدهند مردم چي مي گويند؟مادر خانواده با لحن التماس آميز ميگويد:مرد چرا حالا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده همين ...  اين قدر سخت نگير...

بالاخرهبا اصرار هاي مادر پدر قبول مي كند كه دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد خدا سايه تو را از سر ما كم نكند.!

 

سال 1352

فرياد مرد خانواده تمام كوچه را پر مي كند چي؟!مي خواهد برود سر كار؟! يعني من اينقدر بي غيرت شده ام كه دخترم بره سر كار و پول بياره تو خونه؟پس من اينجا هويجم؟مگر اينكه بابت اين بي آبرويي از رو نعش من رد شويد... كسي كه از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم بعد از چند ماه با وجود غرغرهاي پدر بالاخره سر كار  ميرود. صداي مادر خانواده به گوش ميرسد:مرد خدا  تو را براي ما حفظ كند.!

 

سال 1387

مرد خانواده:آخه خانم اين چه وضعيه؟روز اولي كه اومدي خواستگاريم گفتم دلم نميخواد زنم از اين مانتو ها بپوشدو آرايش كند گفتي :دوره اين امل بازي ها گذشته ما هم گفتيم چشم!بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن گفتم چشم!آن اول هم حق طلاق را هم از ما گرفتي حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟

زن:عزيزم مگر چه اشكالي دارد؟مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمه ماشينت مي رود.حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگهداري كني هم خرجمان كم ميشود و هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبت پدر و مادر رنج نميبرد....آفرين عزيزم...خدا سايه ات را(فعلا)سر ما نگه دارد.!

 

سال1582

FM راديو موج شبكه پيام(صداي يك خانم):با اعلام ساعت نه شب. شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار ميدهم. به گزارش خبر گزاري بانوپرس دقايقي قبل سايه آخرين نمونه نادر از جنس "مرد"از روي كره زمين محو شد!!پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخه زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد.. ساعت نه و پانزده دقيقه با خبر هاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز خواهم بود..دينگ دينگ!

 

سال 1882

چند تا مرد دور هم نشسته اندو در حالي كه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظر هستند.

-آره... ميگويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شده مرد هاست...

-حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سؤاستفاده مي كنند؟تا وقتي خونه بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري  و اينها رو ياد بگيريم و توسري بخوريم. بعد هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم ما را استثمار مي كند...

-خب ميگفتم ... اسم اين جنبش سيبيليسم است و ....در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث را به زياد بودن گل سبزي كشيده ميشود!

زن مي گويد:خدا سايه شما مرد ها را از سر سبزي ها كم نكند!!!

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

8 خصيصه آقايون كه خانمها مخفيانه دوست ميدارند

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد.

معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!


این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

1-  مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

2-  نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

3- داشتن روابط جنسی شدید

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که يك خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

5- حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

6- آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس  قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

7- پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند.  شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.

در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش

می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

8- سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت ميكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.

اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند.  خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید 

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

مثل اسکناس

یه سخنران معرف در مجلسی که دویست نفر در آن حصور داشتند . یک اسکناس بیست دلاری را  ازجیبش بیرون آورد
پرسید چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد ؟
دست همه حاضران بالا رفت
سخنران گفت بسیار خوب من این اسکناس را به یکی ار شما خواهم داد ولی قبلا از آن می خواهم کاری بکنم
و سپس در برابر نگاه های متعجب حاضران اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید
چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد ؟
و باز دستهای حاضرین بالا رفت
این بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و باکفش خود آن را روی رمین کشید بعد
اسکناس را برداشت و پرسید خوب حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود ؟ باز دست همه بالا رفت
سخنران گفت دوستان با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید
و ادامه داد در زندگی واقعی هم همین طور است ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که رو به رو می شویم
خم می شویم مچاله می شویم خاک آلود می شیم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم ولی اینگونه نیست و صرف نظر از اینکه چه بلایی
سر مان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند آدم پر ارزشی هستیم
نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آگهي هاي جالب!!

۱- رستوراني واقع در يكي از خيابان هاي شهر نيس در جنوب فرانسه "دوزخ دانته" نام گذاري شده است. ولي روي در ورودي اين رستوران اين تابلو به چشم مي خورد:

"با تهويه هواي مطبوع"

 2-در يكي از آرايشگاه هاي اسكاتلند اين آگهي جلب توجه مي كند:

"غيبت باعث بلند شدن موها مي شود."

3-بر سر در يك خانه قديمي در انگلستان اي تابلو  نصب شده است:

"مدرسه دخترانه "سنت مارگريت" كلاس هاي آمادگي براي پسران!"

4- در يكي از رستوران هاي شهر"شيكاگو" اين آگهي جلب توجه مي كند:

"اگر عادت داريد كه خاكستر سيگار خود را توي فنجان بريزيد. پس به خدمتكار رستوران

بگوييد كه قهوه شما را درون يك زير سيگاري بياورد!"

5-اين آگهي در يك هتل آمريكا نصب شده است:

"در بستر سيگار نكشيد. چون خاكستري كه فرو مي ريزد ممكن است خاكستر خود شما باشد!"

6-بر بالاي سر در يك كليسادر انگلستان تابلويي بدين مضمون نصب شده است:

"كمك كنيد تا جلوي فاسد شدن حقيقت و ايمان را بگيريم."

7-صاحب يكي از رستوران هاي سوئد اي اطلاعيه كوچك را پشت پنجره

رستوران خود چسبانده  است:

"داخل شويد.خستگي را از تن بيرون كنيد و ناهار را در كمال آرامش صرف نماييد.

 زيرا دستگاه تلويزين ما در دست تعمير است."

8-در كمپ سربازان امريكايي در ويتنام كه قسمتي از مهمات در آنجا نگهداري  ميشد روي يكي از اتاقها اين اخطار به چشم مي خورد:

"انبار مهمات.لطفا آهسته در بزنيد."

9-يكي از گدايان هند اين تابلو را بر سينه خود نصب كرده بود:

"از پذيرفتن سكه هاي تقلبي معذور هستم!"

10-در يكي از رستوران هاي قديمي سوئس اين آگهي به چشم مي خورد:

"دزديدن هر گونه كارد و چنگال و نمكدان براي توريست ها آزاد است."

11-در يكي از جاده هاي جنگلي امريكا كه محل رفت و آمد گوزن ها است اين تابلو وجود دارد كه:

"گوزن ها مراقب اتو مبيل ها باشيد!"

12-اين آگهي در يكي از سوپر ماركت هاي فرانسه كه اين روز ها گراني در آن كشور كولاك مي كند به چشم مي خورد:

"اگر مي خواهي فردا يك "فرانك"منفعت كني هر چيزي را امروز بخر:"

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تشخیص اصل بودن گوشی موبایل از طریق اینترنت با استفاده از کد IMEI

امروزه در کشور ما اکثر گوشی های موجود در بازار ثبت(ریجستر) نشده و قاچاقی به کشور وارد می شوند که این موضوع باعث نوسانات قیمت یک مدل گوشی شده که علت آن چیزی به جز غیر اصل بودن آن و به اصطلاح تغییر داده شده(که از این پس چنج شده در متن گفته می شود) بودن آن نیست که متاسفانه فروشندگان، گوشی های تقلبی و یا چنج خود را به عنوان گوشی اصل به مشتری معرفی می کنند که برای شناسایی گوشی های اصلی و چنج راه های متفاوتی است که از جمله ان ها دادن کد #06#* است که سریال گوشی شما (IMEI) را مشخص نموده و بایدآن با سریال روی کارتن و باطری همخوانی داشته باشد، در غیر این صورت گوشی شما قاچاق بوده و چنج شده است.
البته بعضی از افراد سودجو برای این مشکل ها هم راه حلی پیدا کردند که با عوض کردن بار کد روی جعبه گوشی قاچاق را با قیمت گوشی اصل می فروشند.

عضویت در ایران عشق

ولی ما امروز برای شما این مشکل را از طریق اینترنت حل خواهیم کرد.

شما با وارد شدن به سایت زیر و دادن شماره سریال گوشی(IMEI) خود در کادر مربوطه(برای بدست آوردن سریال کد #06#* را در گوشی خود وارد کنید) می توانید جزیات بیشتری را در مورد گوشی خود ملاحظه کنید. مثلا اگر گوشی شما مدل w700i سونی اریکسون است اگر بعد از وارد نمودن سریال (IMEI) گوشی٫ مشخصات همان گوشی w700i خود را یافتید گوشی شما اصل بوده و هیچ گونه مشکلی ندارد و شما می توانید از سرویس های آپدیت و ... استفاده کنید بدون انکه سیمکارت با گوشی شما مشکلی پیدا کند اما اگر مشخصات داده شده مربوط به گوشی شما نباشد گوشی شما قاچاق یا چنج یا ... می باشد. 

عضویت در ایران عشق

به عنوان مثال من يك گوشي K750i را چك كردم كه پس از چك اين سايت مشخصات يك گوشي موتورلا را به من نشان داد . در نتيجه گوشي من چنج شده و غير اصل است ! شما هم ميتوانيد گوشي خود را چك كنيد و از بابت اصل بودن آن مطمئن شويد ! 

اين سايت به غير از چك كردن IMEI چيز هاي ديگر را هم چك ميكند مانند: 

عضویت در ایران عشق


PHONE number analysis

IMSI number analysis

IMEI number analysis

SIM number analysis

ISPC number analysis

عضویت در ایران عشق

 لینک چک کردن IMEI برای تشخیص اصل بودن گوشی تلفن همراه   

 

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٧:٢۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ایرانیان در کن به روایت تصوير

این هم چند عکس جالب از عباس کیارستمی ، محسن و سمیرا مخملباف،نیکی کریمی ، مرجان ستراپی و...
............ ......... ......... ......... .....
عباس کیارستمی (نفردوم از راست )



مرجان ستراپی (نفر چهارم از راست )به همراه کارگردان دوم پرسپولیس،کاترین دونوو(دوبلورفیلم)و سیمون اکبریان



یک عکس غیر منظره از محسن مخملباف به همراه سمیرا دخترش




این هم نیکی کریمی

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

 

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق
 

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

خانم نيكي كريمي همراه با هنرپيشه مكزيكي اقاي گائل گارسی

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق



ودر نهایت مرجان ستراپی پس از دریافت جایزه ویژه هیات داوران

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

جام جم مایكروسافت

Microsoft Surface - ميز هو شمند مايكروسافت

 محصول انقلابی مایكروسافت
 

www.microsoft.com/surface  (با اینترنت پُرسُرعت ببینین)

  تصور كنید با موبایل یا دوربین دیجیتال خودتون وارد اتاق كار شده‌این. پُشت میز هوشمندِ «سِرفیس» رفته و دستگاه رو روی این میز می‌ذارین:

- بلافاصله میز از طریق ارتباط مستقیم بی‌سیم اطلاعات موجود رو می‌خونه و روی خودش كه مثل یك مونیتور تاچ‌پد  دارای حس‌گرهای انگشتیه نمایش میده.
(Wi-Fi)

- از این به بعد هر نوع اطلاعات رو اعم از فیلم یا عكس می‌تونین فقط با اشاره انگشت بكشین جلو ، مرور كرده و روی میز كار زوم كنین ، تغییرسایز بدین. بعد از مشاهد بایگانی كرده

- یا اینكه از همونجا برای اشخاصی كه داخل دفترچه موبایل هستن با كشیدن و انداختن داخل دایره‌ای كه دور محل قرارگیری موبایل روی میز هست ، بفرستین. (
MMS)

- همین‌طور فایلهای موبایل (یا پاكت‌پی‌سی) و میزكار رو جابجا كنین

- و یا اینكه از طریق میزكار بعد از اینكه عكس رو هم فقط با انگشت پشت‌نویسی كردین ، با كشیدن و انداختن داخل آیكون پُست  به ایمیل اقوامتون بفرستین.

- همینطور یادتون می‌افته كه دنبال یه تعمیركار خوب برای ماشینتون هستین ، بنابراین برنامه نقشه رو باز می‌كنین و بعد پیدا كردن محل طرف و شماره تلفنش مشخصات اون رو كشیده و می‌اندازین داخل گوشیتون!

- نقشه رو كه بستین  یكی وارد اتاق میشه و از شما پول می‌خواد ، بهش میگین كه كارتِ اعتباریش رو روی میز بذاره و شما هم كارتِ اعتباریت رو می‌ذاری روی میز و بعد از ورودِ كلمه عبور ، هر مبلغ رو كه لازمه كشیده و داخل كارتِ طرف می‌ریزین و طرف هم خوشحال و خندون كارتش رو از روی میز بر می‌داره و میره.

- همكارتون وارد میشه و در مورد كارآیی و قیمتِ گوشی خودش و گوشی شما بحث بالا می‌گیره. در این وقت شما بهش می‌گین كه گوشی رو بذار روی میز تا معلوم بشه و بعد یه مقایسه آنلاین روی قیمت و قابلیت‌های دو تا گوشی روی میز نمایش داده میشه.

فیلم :
http://youtube.com/watch?v=FlZxuqjJDgk 

تصاویر:
www.endi.com/XStatic/endi/images/espanol/surface22art.jpg
www.stuff.co.nz/images/298864.jpg 

با تشکر از: دوست عزیزم پدرام رحیمی

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

درست ترين تصور

تصوری که از دیگران و موضوعات اطراف خود داریم همیشه درست ترین تصور نیست.

از خودم!!!

 در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.                                                       

                                                                                       چارلي چاپلين

 صدم غم هست اما همدمی نيست

 وگر يک همدمم باشد غمی نيست

 هزاران رازم اندر سينه پژمرد

 دريغا و دريغا محرمی نيست

 گنه ناکرده بادافره کشيدن

 خدا داند که اين درد کمی نيست

اخوان

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٦:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

این ایران است اما نه آنچنان كه شُما در موردش می‌دانید!

.. این ایران است اما نه آنچنان كه شُما در موردش می‌دانید!
            This is Iran, but not as you know it

   اخیراً اروپایی‌ها با مصاحبه ‌هایی كه با رئیس‌جمهور ایران دارن و همینطور ساختنِ فیلمهایی مستند از وضعیت نرمال ایران ، وجهه ما رو در جهان به شكلی مثبت ارائه می‌كنن. راگه عــُمر Rageh.Omaar مستندی رو در مورد ایران و تهران ساخته و این فیلم از طریق BBC4 به صورت غیرمنتظره و بدونِ اعلانِ قبلی پخش شده:

      
http://youtube.com/watch?v=ZwzbCCKNww8

البته این فیلم بسیار جذاب ، یك ساعت و نیمه و فقط 6 دقیقه از اون رو توی لینك بالا می‌بینین. كاملترش رو هم توی گوگل می‌تونین ببینین:

http://video.google.com/videoplay?docid=9161934809152225169&q=rageh omar&hl=en

    روزنامه تایمز هم توضیحی در مورد این فیلم داره. همینطور توضیحات و عكاسی‌های جالبی از افراد دیگه در مورد ایران كه نمونه‌ایش رو  می‌تونین توی  لینك زیر ببینین:

                      
www.time.com/time/photoessays/2007/paolo_woods_iran

   مجموعه این اقدامات كه در ظاهر چهره‌ متفاوتی از مردم ایران نسبت به دولت و حكومت ایران ارائه می‌كنن  ، در واقع ادعای آمریكا رو  در مورد محدودیت‌ها و عدم رعایت حقوق بشر یا اوضاع نابسامان اجتماعی ایران از طرف اروپایی‌ها زیر سؤال می‌برن. همین موضوع سؤالاتی رو در ذهن هر بیننده ایرانی شكل میده. واقعاً چرا حالا !؟ چه چیزی در پشت‌پرده این وقایع وجود داره و چرا تا به امروز كسی تلاشی برای معرفی درست ایران نكرده بود؟ آیا این وقایع رو نباید نتیجه یه دیپلوماسی صحیح از طرف گردانندگان حكومت ایران بدونیم ؟ ..

http://www.mentalmayhem.net/newswire/images/hand_holding_in_iran_1.jpg

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

برنامه چیزمیزها ! (Widgets) و صرفه‌جویی در زمان دستیابی به اطلاعات

http://gallery.widgetgallery.com/shots/39825-shot.jpg   یكی از چیزهایی كه آدم موقع كار با كامپیوتر دلش می‌خواد اینه كه بدونِ صرف كمترین تلاش و جستجو و تنها با یه نگاه یا كلیك مجموعه‌ای از اطلاعات ، مثل ، ساعت ، تاریخ‌شمسی ، دما و پیش‌بینی وضع هوا و آخرین اخبار مثلاً بورس یا خبرهای‌علمی و غیره جلوی چشمش باشه. مایكروسافت هر محصولی رو كه مُفید و مورد توجه كاربرانش بوده معمولاً خریده و به نسخه‌های جدید ویندوز اضافه كرده ، برای همین هم الان هركس كه ویندوز ویستا نصب كرده یه ساعت عقربه‌ای گــُنده با كُلی جنگولك‌بازی‌های دیگه رو توی سمت راست و بالای میزكارش می‌بینه. اما همه می‌دونن كه ویستا سرعت كامپیوترهای قدیمی رو كم می‌كنه و تازه شاید اون‌قدر هم مهم نباشه كه فقط برای این برنامه‌ها یا خوشگل كردنِ آیكون‌ها ویندوزمون رو عوض كنیم. در عوض می‌تونیم با نصب برنامه‌های الحاقی یه امتحانی روی این امكانات داشته باشیم.
 
   صبر كنین! اونهایی كه حوصله برنامه‌نصب‌كردن ندارن اما ایمیل‌گوگل (جی‌میل) دارن می‌تونن بدونِ نیاز به نصب هیچ برنامه‌ای و از هر جایی كه اینترنت باشه ، یه صفحه پُر از اطلاعات مورد نیاز خودشون بسازن و با باز كردنِ اون در هر جا این اطلاعات رو ببینن:

www.google.com/ig

  این همون سرویس بسیار جالب و محبوب گوگل موسوم به iGoogle (آی‌گوگل) هست كه واقعاً كارآیی داره. من خودم خبرهای سایت‌های مختلف رو از طریق همین یه صفحه می‌بینم. با این حرف مجبورم كه لینك كامپوننت‌های قابل افزودن به این صفحه‌رو هم براتون بذارم:

تقویم هجری شمسی                    
ساعت‌های جهانی
هواشناسی چینی برای تمام دنیا      خبر فارسی بی‌بی‌سی 
نمایش ایمیل‌های گوگل                    آخرین اخبار پارسیك
مترجم سریع اكثر زبانها به هم           خبرگزاری موج

   طبیعیه  تا زمانی كه به آی‌گوگل با كلمه عبوری كه در ایمیل و اُركات و قسمت‌های دیگه گوگل دارین لاگین نكرده باشین ، تنظیماتِ شما برای این صفحه‌نمایش داده نمیشه. نمونه این كار رو شاید قبلاً در  MSN  یا My YAHOO دیده‌این كه دقیقاً مشابه همین چیزها رو در اختیارتون می‌ذاره ضمن اینكه اگه كسی بخواد چیدنی‌های اختصاصی و قابل اضافه‌كردن به این صفحه‌ها رو بسازه ، این سایت‌ها راهنماییشون می‌كنن.

  خوب حالا وقتشه كه ویندوزتون هم خوشگل بشه و این امكانات رو با نصب برنامه رایگان
YAHOO Widget از طریق آدرس زیر داشته باشین:

http://widgets.yahoo.com

تقویم شمسی ، قمری ، میلادی            هواشناسی دنیا از یاهو         
خبرخوانِ RSS برای سایت‌های خبری       ساعت دیواری

پس چرا ویستا !؟‌ دو تا چیزه كه قابل شبیه‌سازی برای XP نیست و یكی محیط سه‌بعدی ویستا موسوم به Aero هست كه نمیشه بدونِ نصب ویستا داشت و دیگری هم اجراكننده دستورات برنامه‌نویسی (برای ساخت بازی و بعضی‌برنامه‌ها با امكاناتِ سه‌بُعدی و غیره) به اسم DirectX كه نسخه ویستایی اون نسخه 10 از این برنامه است و مخصوص همون ویندوزه..

از دوستم: پدرام رحیمی

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

با چه كسی مشورت كنیم؟

(( کاش دانسته بودم چگونه زندگی کنم یا کسی را یافته بودم که چگونه زندگی کردن را به من تعلیم دهد ))                 تئودور پارکر

مشاوره عاملی موثر و یاری دهنده در مسیر پیروزی و موفقیت است . در این زمینه بزرگان و نوابغ شواهدی آورده اند که استفاده از آنها می تواند راهگشای ما در جهت رسیدن به اهداف باشد .

 (( دو فکر از یک فکر بهتر است )).

مطمئن باشید که در اطرافتان کسانی هستند که هرگز از کمک به شما دریغ نخواهند کرد. البته هر کسی شایسته نظر خواهی و مشورت نیست . مشورت زمانی کارساز و مفید خواهد بود که طرف شور دارای خصوصیات لازم باشد و به ما در شناخت خواسته ها , اهداف و تواناییها یمان یاری رساند . نمونه های زیر شما را با خصوصیات افراد مختلف آشنا می کند .

1- مشورت با آدم خبره

 (( کسی که در امور مهم با خردمندان مشورت می کند, شریک عقل آنها می شود .))     امام علی (ع )

اگر بخواهید برای شروع کاری با آدمی مشورت کنید که اطلاعاتی در این زمینه ندارد, او از آنجا که دوست شماست و نمی خواهد شما زیان ببینید فقط جنبه های منفی کار را در نظر می گیرد و قادر به راهنمایی شما نیست . در حالی که یک آدم کارشناس و یا آدم خبره با القای افکار مثبت و دادن شهامت و اعتماد به نفس می تواند راهنمای خوبی برایتان باشد .

2 - مشورت با آدم بد بین

   (( آدم بد بین همچون مبتلایان به تریاک مرض خود را به هزاران دلیل به دیگران منتقل می کند . ))

مشورت با آدم بدبین بسیار خطرناک است زیرا او جز سیاهی ,تباهی و بدبختی چیزی نمی بیند و صرفا افکار بدبینانه خود را به شیوه ای نصیحت گونه به شما انتقال می دهد . بیان مطالب مایوس کننده گامهایتان را در مسیر تلاش و کوشش برای موفقیت و پیروزی سست می کند و باعث تردید می شود و تردید نیز به نوبه خود به عدم پیشرفت در کارها می انجامد .

3- مشورت با آدم مثبت اندیش

((خوشبین به آینده امیدوار است و بدبین از آن بیمناک ))    مثل ژاپنی

مشورت با آدم مثبت اندیش و فارغ از بدبینیها , نتیجه ای بسیار امیدوار کننده دارد. آدم خوش بین پیش از هر چیز بر مزایا و محسنات کار مورد نظر تمرکز می کند و شما را با گفته های خود امیدوار می سازد.به قول دکتر نورمن پیل : (( افکار خوب و مثبت همچون تابش خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند , به شرط آنکه در و پنجره را نبسته و پرده ها را پایین نکشیده باشید ))

 4- مشورت با آدم ترسو

حرف از کار کرده باید گفت ,کارهای نکرده بسیار است ))   باستانی پاریزی  ))

آدم ترسو خطرات و ضررها را چند برابر می بیند ; او شهامت هیچ کای را ندارد و همیشه به نحوی ناتوانی و ترس خود را توجیه می کند. بیشترین افتخار چنین آدمی در کارهایی است که نکرده. زیرا از ترس بدنامی و شکست دست به هیچ کاری نمی زند. اگر با آدم ترسو در مورد گشایش یک کمپانی مشورت کنید , بلافاصله می گوید:تاسیس یک کمپانی سرمایه زیادی می خواهد و تو مجبور می شوی از بانکها وام بگیری . شاید هم از عهده پرداخت قسطهایش بر نیایی و آن وقت بانک تمام مایملک تو را ضبط می کند. خلاصه آن قدر بر احتمال شکست اصرار می ورزد که ناخودآگاه شما را به شک و تردید می اندازد.

 

5- مشورت با آدمهای بیکاره و لاف زن

 هر که با دانا مشورت کند , از رسوایی در امان است ))   تاریخ گزیده  ((

تکلیف این دو گروه نیز معلوم است . کسانی که در طول زندگی هیچ قدم مثبتی برای خویش برنداشته اند, چگونه می توانند در تصمیم گیریها راهنمای شما باشند و توصیه های مفید بکنند. از اشخاصی که در انجام هر کاری دچار تردید می شوند و از سر عیبجویی به همه چیز و همه کس می نگرند و از آنهایی که پیوسته گذشته را نشخوار می کنند و دغدغه آینده را ندارند باید گریخت . همچنین به افراد رویایی و سودایی که دائم فکر شغلی جدید در سر می پرورانند نباید اعتماد کرد

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

جهان سوم کجاست

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب می شود، و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.
 پرفسور حسابی
نویسنده : Mir Shahram Safari : ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

بهتر از زندگی

بهتر از زندگی آن چیزی است که وقتی آن را از دست بدهی از زندگی بدت بیاید.
                                               وبلاگ حنظله
                                              

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

خیام شاعر... خیام فیلسوف؟!!

شاید كمتر كتابی در دنیا مانند مجموعهی ترانههای خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محكوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا كرده و بالاخره ناشناس مانده. اگر همهی كتابهایی كه راجع به خیام و رباعیاتش نوشته شده جمعآوری شود، تشكیل كتابخانهی بزرگی را خواهد داد. ولی كتاب رباعیاتی كه به اسم خیام معروف است و در دسترس همه میباشد مجموعهای است كه عموماً از هشتاد الی هزار و دویست رباعی كم و بیش دربردارد؛ اما همهی آنها تقریباً جُنگ مغلوطی از افكار مختلف را تشكیل میدهند.
 
حالا اگر یكی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزنیم و بخوانیم، در آن به افكار متضاد، به مضمونهای گوناگون و به موضوعهای قدیم و جدید برمیخوریم؛ به طوری كه اگر یك نفر صد سال عمر كرده باشد و روزی دو مرتبه كیش و مسلك و عقیدهی خود را عوض كرده باشد قادر به گفتن چنین افكاری نخواهد بود. مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوشبینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگی، شهوتپرستی، مادی، مرتاضی، لامذهبی، رندی و قلاشی، خدایی، وافوری... آیا ممكن است یك نفر اینهمه مراحل و حالات مختلف را پیموده باشد و بالاخره فیلسوف و ریاضیدان و منجّم هم باشد؟ پس تكلیف ما در مقابل این آش درهمجوش چیست؟ اگر به شرح حال خیام در كتب قدما هم رجوع بكنیم، به همین اختلاف نظر برمیخوریم.
 اساس كار ما روی یك مشت رباعی فلسفی قرار گرفته است كه به اسم خیام، همان منجم و ریاضیدان بزرگ، مشهور است و یا به خطا به او نسبت میدهند. اما چیزی كه انكارناپذیر است، این رباعیات فلسفی در حدود قرن 5 و 6 هجری به زبان فارسی گفته شده.
تاكنون قدیمترین مجموعهی اصیل از رباعیاتی كه به خیام منسوب است، نسخهی «بودلن» آكسفورد میباشد كه در سنهی 865 در شیراز كتابت شده، یعنی سه قرن بعد از خیام، و دارای 158 رباعی است، ولی همان ایراد سابق كم و بیش به این نسخه وارد است. زیرا رباعیات بیگانه نیز درین مجموعه دیده میشود.
تنها سند مهمی كه از رباعیات اصلی خیام در دست میباشد، عبارتست از رباعیات سیزدهگانهی «مونس الاحرار» كه در سنهی 741 هجری نوشته شده، و در خاتمهی كتاب رباعیات روزن استنساخ و در برلین چاپ شده. رباعیات مزبور علاوه بر قدمت تاریخی، با روح و فلسفه و طرز نگارش خیام درست جور میآیند. پس در اصالت این سیزده رباعی و دو رباعی [نقل شده در] «مرصادالعباد» كه یكی از آنها در هر دو تكرار شده، شكی باقی نمیماند و ضمناً معلوم میشود كه گویندهی آنها یك فلسفهی مستقل و طرز فكر و اسلوب معین داشته، و نشان میدهد كه ما با فیلسوفی مادی و طبیعی سر و كار داریم. از اینرو، با كمال اطمینان میتوانیم این رباعیات چهاردهگانه را از خود شاعر بدانیم و آنها را كلید و محكِ شناسایی رباعیات دیگر خیام قرار بدهیم. در این صورت، هر رباعی كه یك كلمه و یا كنایه مشكوك و صوفیمشرب داشت، نسبتِ آن به خیام جایز نیست. ولی مشكل دیگری كه باید حل بشود این است كه میگویند خیام، به اقتضای سن، چندینبار افكار و عقایدش عوض شده، در ابتدا لاابالی و شرابخوار و كافر و مرتد بوده و آخر عمر سعادت رفیق او شده، راهی به سوی خدا پیدا كرده و شبی روی مهتابی مشغول بادهگساری بوده، ناگاه باد تندی وزیدن میگیرد و كوزهی شراب روی زمین میافتد و میشكند. آن وقت خیام برآشفته به خدا میگوید:
ابریق می مرا شكستی ربی،
بر من در عیش را ببستی ربی،
من می خورم و تو میكنی بدمستی
خاكم به دهن مگر تو مستی ربی؟
خدا او را غضب میكند، فوراً صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگوید:
ناكرده گناه در جهان كیست؟ بگو
آن كس كه گنه نكرده چون زیست؟ بگو
من بد كنم و تو بد مكافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو
خدا هم او را میبخشد و رویش درخشیدن میگیرد و قلبش روشن میشود. بعد میگوید: «خدایا مرا به سوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز میكند!
این حكایت معجزهآسای مضحك بدتر از فحشهای نجمالدین رازی به مقام خیام توهین میكند، و افسانهی بچهگانهای است كه از روی ناشیگری به هم بافتهاند. آیا میتوانیم بگوییم گویندهی آن چهارده رباعی محكم فلسفی كه با هزار زخم زبان و نیشخندههای تمسخرآمیزش دنیا و مافیهایش را دست انداخته، در آخر عمر اشك میریزد و از همان خدایی كه محكوم كرده، [با این زبان]، استغاثه میطلبد؟ شاید یك نفر از پیروان و دوستان شاعر برای نگهداری این گنج گرانبها، این حكایت را ساخته تا اگر كسی به رباعیات تند او بربخورد به نظر عفو و بخشایش به گویندهی آن نگاه كند و برایش آمرزش بخواهد!
از این قبیل افسانهها دربارهی خیام زیاد است كه قابل ذكر نیست، و اگر همهی آنها جمعآوری بشود، كتاب مضحكی خواهد شد. فقط چیزی كه مهم است به این نكته برمیخوریم كه تأثیر فكر عالی خیام در یك محیط پست و متعصب خرافاتپرست چه بوده، و ما را در شناسایی او بهتر راهنمایی میكند. زیرا قضاوت عوام و متصوفین و شعرای درجهی سوم و چهارم كه به او حمله كردهاند از زمان خیلی قدیم شروع شده و همین علت مخلوط شدن رباعیات او را با افكار متضاد به دست میدهد. كسانی كه منافع خود را از افكار خیام در خطر میدیدهاند تا چه اندازه در خراب كردن فكر او كوشیدهاند.
[با بررسی رباعیهای خیام] میتوانیم به طور صریح بگوییم كه خیام از سن شباب تا موقع مرگ، مادی، بدبین و ریبی بوده (و یا فقط در رباعیاتش اینطور مینموده) و یك لحن تراژیك دارد كه به غیر از گویندهی همان رباعیات چهاردهگانهی سابق كس دیگری نمیتواند گفته باشد، و قیافهی ادبی و فلسفی او به طور كلی تغییر نكرده است. فقط در آخر عمر با یك جبر یأسآلودی حوادث تغییرناپذیر دهر را تلقی نموده و بدبینی كه ظاهراً خوشبینی به نظر میآید اتخاذ میكند.
 به طور خلاصه، این ترانههای چهار مصراعی كمحجم و پُرمعنی اگر ده تای از آنها هم برای ما باقی میماند، باز هم میتوانستیم بفهمیم كه گویندهی این رباعیات در مقابل مسایل مهم فلسفی چه رویهای را در پیش گرفته و میتوانستیم طرز فكر او را به دست بیاوریم. لهذا از روی میزان فوق، ما میتوانیم رباعیاتی كه منسوب به خیام است از میان هرج و مرج رباعیات دیگران بیرون بیاوریم. اما آیا این كار آسان است؟
سلاستِ طبع، شیوایی كلام، فكر روشن سرشار و فلسفهی موشكاف كه از خیام سراغ داریم به ما اجازه میدهد كه یقین كنیم بیش از آنچه از رباعیات حقیقی او كه در دست است، خیام شعر سروده كه از بین بردهاند و آنهایی كه مانده به مرور ایام تغییرات كلی و اختلافات بیشمار پیدا كرده و روی گردانیده.
علاوه بر بیمبالاتی و اشتباهات استنساخ كنندگان و تغییر دادن كلمات خیام، كه هر كسی به میل خودش در آنها تصرف و دستكاری كرده، تغییرات عمدی كه به دست اشخاص مذهبی و صوفی شده نیز در بعضی از رباعیات مشاهده میشود. مثلاً،
شادی بطلب كه حاصل عمر دمی است
تقریباً در همهی نسخ نوشته «شادی مطلب». در صورتی كه ساختمان شعر و موضوعش خلاف آن را نشان میدهد. یك دلیل دیگر به افكار ضد صوفی و ضد مذهبی خیام نیز همین است كه رباعیات او مغشوش و آلوده به رباعیات دیگران شده.
رباعیاتی كه اغلب دم از شرابخواری و معشوقهبازی میزند، بدون یك جنبهی فلسفی یا نكتهی زننده و یا ناشی از افكار نپخته و افیونی است و سخنانی كه دارای معانی مجازی سست و درشت است، میشود با كمال اطمینان دور بزنیم. مثلاً آیا جای تعجب نیست كه در مجموعهی معمولی رباعیات خیام به این رباعی بربخوریم:
ای آنكه گزیدهای تو دین زرتشت
اسلام فكندهای تمام از پس و پشت
تا كی نوشی باده و بینی رخ خوب؟
جایی بنشین عمر كه خواهندت كشت

این رباعی تهدیدآمیز آیا در زمان زندگانی خیام گفته شده و به او سوءقصد كردهاند؟ جای تردید است، چون ساختمان رباعی جدیدتر از زمان خیام به نظر میآید. ولی در هر صورت قضاوت گوینده را دربارهی خیام و درجهی اختلاط ترانههای او را با رباعیات دیگران نشان میدهد.
به هر حال، تا وقتی كه یك نسخهی خطی كه از حیث زمان و سندیت تقریباً مثل رباعیات سیزدهگانهی كتاب «مونس الاحرار» باشد به دست نیامده، یك حكم قطعی دربارهی ترانههای اصلی خیام دشوار است. به علاوه، شعرایی پیدا شدهاند كه رباعیات خود را موافق مزاج و مشرب خیام ساختهاند و سعی كردهاند كه از او تقلید بكنند ولی سلاستِ كلام آنها، هر قدر هم كامل باشد، اگر مضمون یك رباعی را مخالف سلیقه و عقیدهی خیام ببینیم با كمال جرأت میتوانیم نسبت آن را از خیام سلب بكنیم. زیرا ترانههای خیام با وضوح و سلاستِ كامل و بیان ساده گفته شده؛ در استهزاء و گوشه كنایه خیلی شدید و بیپرواست.
ازین مطالب میشود نتیجه گرفت كه هر فكر ضعیف كه در یك قالب متكلف و غیرمنتظم دیده شود از خیام نخواهد بود. مشرب مخصوص خیام، مسلك فلسفی، عقاید و طرز بیان آزاد و شیرین و روشن او، اینها صفاتی است كه میتواند معیار مسئلهی فوق بشود.
ما عجالتاً این ترانهها را به اسم همان خیام منجّم و ریاضیدان ذكر میكنیم، چون مدعی دیگری پیدا نكرده. تا ببینیم این اشعار مربوط به همان خیام منجم و عالم است و یا خیام دیگری گفته. برای این كار، باید دید طرز فكر و فلسفهی او چه بوده است.

خیام فیلسوف
فلسفهی خیام هیچوقت تازگی خود را از دست نخواهد داد. چون این ترانههای در ظاهر كوچك ولی پُر مغز، تمام مسایل مهم و تاریكِ فلسفی را كه در ادوار مختلف انسان را سرگردان كرده و افكاری را كه جبراً به او تحمیل شده و اسراری را كه برایش لاینحل مانده مطرح میكند. خیام ترجمان این شكنجههای روحی شده: فریادهای او انعكاس دردها، اضطرابها، ترسها، امیدها و یأسهای میلیونها نسل بشر است كه پیدرپی فكر آنها را عذاب داده است. خیام سعی میكند در ترانههای خودش با زبان و سبك غریبی همهی این مشكلات، معماها و مجهولات را آشكارا و بیپرده حل بكند. او زیر خندههای عصبانی و رعشهآور، مسایل دینی و فلسفی را بیان میكند، بعد راه حل محسوس و عقلی برایش میجوید.

به طور مختصر، ترانههای خیام آیینهای است كه هر كس، ولو بیقید و لاابالی هم باشد، یك تكه از افكار، یك قسمت از یأسهای خود را در آن میبیند و تكان میخورد. ازین رباعیات یك مذهب فلسفی مستفاد میشود كه امروزه طرف توجه علمای طبیعی است و شرابِ گس و تلخمزهی خیام هرچه كهنهتر میشود، بر گیرندگیاش میافزاید. به همین جهت، ترانههای او در همهجای دنیا و در محیطهای گوناگون و بین نژادهای مختلف طرف توجه شده.
اكنون برای اینكه طرز فكر و فلسفهی گویندهی رباعیات را پیدا بكنیم و بشناسیم، ناگزیریم كه افكار و فلسفهی او را چنانكه از رباعیاتش مستفاد میشود بیرون بیاوریم، زیرا جز این وسیلهی دیگری در دسترس ما نیست و زندگی داخلی و خارجی او، اشخاصی كه با آنها رابطه داشته، محیط و طرز زندگی، تأثیر موروثی، فلسفهای كه تعقیب میكرده و تربیت علمی و فلسفی او به ما مجهول است.
اگرچه یك مشت آثار علمی، فلسفی و ادبی از خیام به یادگار مانده ولی هیچكدام از آنها نمیتواند ما را در این كاوش راهنمایی بكند، چون تنها رباعیات، افكار نهانی و خفایای قلب خیام را ظاهر میسازد. در صورتیكه كتابهایی كه به مقتضای وقت و محیط یا به دستور دیگران نوشته حتی بوی تملق و تظاهر از آنها استشمام میشود و كاملاً فلسفهی او را آشكار نمیكند.
به اولین فكری كه در رباعیات خیام برمیخوریم این است كه گوینده با نهایت جرأت و بدون پروا با منطق بیرحم خودش هیچ سستی، هیچ یك از بدبختیهای فكری معاصرین و فلسفهی دستوری و مذهبی آنها را قبول ندارد و به تمام ادعاها و گفتههای آنها پشت پا میزند. در كتاب «اخبار العلماء باخبار الحكماء» كه در سنهی 646 تألیف شده راجع به اشعار خیام اینطور مینویسد:
«...باطن آن اشعار برای شریعت مارهای گزنده و سلسله زنجیرهای ضلال بود. و وقتی كه مردم او را در دین خود تعقیب كردند و مكنون خاطر او را ظاهر ساختند، از كشته شدن ترسید و عنان زبان و قلم خود را باز كشید و به زیارت حج رفت... و اسرار ناپاك اظهار نمود... و او را اشعار مشهوری است كه خفایای قلب او در زیر پردههای آن ظاهر میگردد و كدورت باطن او جوهر قصدش را تیرگی میدهد.»
پس خیام باید یك اندیشهی خاص و سلیقهی فلسفی مخصوص راجع به كائنات داشته باشد. حال ببینیم طرز فكر او چه بوده: برای خواننده شكی باقی نمیماند كه گویندهی رباعیات تمام مسایل دینی را با تمسخر نگریسته و از روی تحقیر به علماء و فقهایی كه از آنچه خودشان نمیدانند دم میزنند حمله میكند.
خیام مانند اغلب علمای آن زمان به قلب و احساسات خودش اكتفا نمیكند، بلكه مانند یك دانشمند به تمام معنی آنچه را كه در طی مشاهدات و منطق خود به دست میآورد میگوید. معلوم است امروزه اگر كسی بطلان افسانههای مذهبی را ثابت بنماید چندان كار مهمی نكرده است، زیرا از روی علوم خود به خود باطل شده است. ولی اگر زمان و محیطِ متعصبِ خیام را در نظر بیاوریم كار او بیاندازه مقام او را بالا میبرد.
اگرچه خیام در كتابهای علمی و فلسفی خودش كه بنا به دستور و خواهش بزرگان زمان خود نوشته، رویهی كتمان و تقیه را از دست نداده و ظاهراً جنبهی بیطرف به خود میگیرد، ولی در خلال نوشتههای او میشود بعضی مطالب علمی كه از دستش در رفته ملاحظه نمود. مثلاً در «نوروزنامه» (ص4) میگوید: «به فرمان ایزد تعالی حالهای عالم دیگرگون گشت، و چیزهای نو پدید آمد. مانند آنك در خور عالم و گردش بود.»
آیا از جملهی آخر، فرمول معروف Adaptation du milieu استنباط نمیشود؟ زیرا او منكر است كه خدا موجودات را جدا جدا خلق كرده و معتقد است كه آنها به فراخور گردش عالم با محیط توافق پیدا كردهاند. این قاعدهی علمی را كه در اروپا ولوله انداخت آیا خیام در 800 سال پیش به فراست دریافته و حدس زده است؟ در همین كتاب (ص3) نوشته: «و ایزد تعالی آفتاب را از نور بیافرید و آسمانها و زمینها را بدو پرورش داد.» پس این نشان میدهد كه علاوه بر فیلسوف و شاعر، ما با یك نفر عالم طبیعی سر و كار داریم.
ولی در ترانههای خودش خیام این كتمان و تقیه را كنار گذاشته. زیرا درین ترانهها كه زخم روحی او بوده به هیچوجه زیر بار كِرم خوردهی اصول و قوانین محیط خودش نمیرود، بلكه برعكس از روی منطق همهی مسخرههای افكار آنان را بیرون میآورد. جنگ خیام با خرافات و موهومات و محیط خودش در سرتاسر ترانههای او آشكار است و تمام زهرخندههای او شامل حال زهاد و فقها و الهیون میشود. خیام همهی مسایل ماوراء مرگ را با لحن تمسخرآمیز و مشكوك و به طور نقل قول با «گویند» شروع میكند:
- گویند: «بهشت و حورعین خواهد بود...»
- گویند مرا: «بهشت با حور خوش است...»
- گویند مرا كه: «دوزخی باشد مست...»

در زمانیكه انسان را آینهی جمال الهی و مقصود آفرینش تصور میكردهاند و همهی افسانههای بشر دور او درست شده بود كه ستارههای آسمان برای نشان دادن سرنوشت او خلق شده و زمین و زمان و بهشت و دوزخ برای خاطر او بر پا شده و انسان دنیای كهین و نمونه و نمایندهی جهان مهین بوده چنانكه بابا افضل میگوید:
افلاك و عناصر و نبات و حیوان
عكسی ز وجود روشن كامل ماست
خیام، با منطق مادی و علمی خودش، انسان را جامجم نمیداند. پیدایش و مرگ او را همانقدر بیاهمیت میداند كه وجود و مرگ یك مگس:
آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد!

حال ببینیم در مقابل نفی و انكار مسخرهآلودی كه از عقاید فقها و علما میكند، آیا خودش نیز راه حلی برای مسایل ماورای طبیعی پیدا كرده؟ در نتیجهی مشاهدات و تحقیقات خودش خیام به این مطلب برمیخورد كه فهم بشر محدود است. از كجا میآییم و به كجا میرویم؟ كسی نمیداند، و آنهایی كه صورتِ حقبهجانب به خود میگیرند و در اطراف این قضایا بحث مینمایند، جز یاوهسرایی كاری نمیكنند؛ خودشان و دیگران را گول میزنند. هیچكس به اسرار ازل پی نبرده و نخواهد برد و یا اصلاً اسراری نیست و اگر هست در زندگی ما تأثیری ندارد، مثلاً جهان چه محدث و چه قدیم باشد آیا به چه درد ما خواهد خورد؟
چون من رفتم، جهان چه محدث چه قدیم
-
تا كی ز حدیث پنج و چار ای ساقی؟
به ما چه كه وقت خودمان را سر بحث پنج حواس و چهار عنصر بگذرانیم؟ پس به امید و هراس موهوم و بحث چرند، وقت خودمان را تلف نكنیم، آنچه گفتهاند و به هم بافتهاند افسانهی محض میباشد، معمای كائنات نه به وسیلهی علم و نه به دستیاری دین هرگز حل نخواهد شد و به هیچ حقیقتی نرسیدهایم. در وراء این زمینی كه رویش زندگی میكنیم نه سعادتی هست و نه عقوبتی. گذشته و آینده دو عدم است و ما بین دو نیستی كه سر حد دو دنیاست دمی را كه زندهایم دریابیم! استفاده بكنیم و در استفاده شتاب بكنیم. به عقیدهی خیام، كنار كشتزارهای سبز و خرّم، پرتو مهتاب كه در جام شراب ارغوانی هزاران سایه منعكس میكند، آهنگ دلنواز چنگ، ساقیان ماهرو، گلهای نوشكفته، یگانه حقیقت زندگی است كه مانند كابوس هولناكی میگذرد. امروز را خوش باشیم، فردا را كسی ندیده. این تنها آرزوی زندگی است:
حالی خوش باش زانكه مقصود این است

در مقابل حقایق محسوس و مادی یك حقیقت بزرگتر را خیام معتقد است، و آن وجود شر و بدی است كه بر خیر و خوشی میچربد. گویا فكر جبری خیام بیشتر در اثر علم نجوم و فلسفهی مادی او پیدا شده. تأثیر تربیت علمی او روی نشو و نمای فلسفیاش كاملاً آشكار است. به عقیدهی خیام طبیعت، كور و كر، گردش خود را مداومت میدهد. آسمان تهی است و به فریاد كسی نمیرسد:
با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است!

چرخ ناتوان و بیاراده است. اگر قدرت داشت خود را از گردش بازمیداشت:
در گردش خود اگر مرا دست بدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی

بر طبق عقاید نجومی آن زمان، خیام چرخ را محكوم میكند و احساس سختِ قوانین تغییرناپذیر اجرام فلكی را كه در حركت هستند مجسم مینماید. و این در نتیجهی مطالعهی دقیق ستارهها و قوانین منظم آنهاست كه زندگی ما را در تحت تأثیر قوانین خشن گردش افلاك دانسته، ولی به قضا و قدر مذهبی اعتقاد نداشته زیرا كه بر علیه سرنوشت شورش میكند و از این لحاظ بدبینی در او تولید میشود. شكایت او اغلب از گردش چرخ و افلاك است نه از خدا. و بالاخره خیام معتقد میشود كه همهی كواكب نحس هستند و كوكب سعد وجود ندارد:
افلاك كه جز غم نفزایند دگر...

چنانكه سابق گذشت، بدبینی خیام از سنّ جوانیاش وجود داشت و این بدبینی هیچوقت گریبان او را ول نكرده. یكی از اختصاصات فكر خیام است كه پیوسته با غم و اندوه و نیستی و مرگ آغشته است(1) و در همان حال كه دعوت به خوشی و شادی مینماید لفظ خوشی در گلو گیر میكند. زیرا در همین دم با هزاران نكته و اشاره هیكل مرگ، كفن، قبرستان و نیستی خیلی قویتر از مجلس كیف و عیش جلو انسان مجسم میشود و آن خوشی یك دم را از بین میبرد.
طبیعت بیاعتنا و سخت كار خود را انجام میدهد. یك دایهی خونخوار و دیوانه است كه اطفال خود را میپروراند و بعد با خونسردی خوشههای رسیده و نارس را درو میكند. كاش هرگز به دنیا نمیآمدیم، حالا كه آمدیم، هر چه زودتر برویم خوشبختتر خواهیم بود:
ناآمدگان اگر بدانند كه ما
از دهر چه میكشیم، نایند دگر
-
خرّم دل آنكه زین جهان زود برفت
و آسوده كسی كه خود نزاد از مادر(2)

این آرزوی نیستی كه خیام در ترانههای خود تكرار میكند، آیا با نیروانه بودا شباهت ندارد؟ در فلسفهی بودا، دنیا عبارتست از مجموع حوادث به هم پیوسته كه تغییرات دنیای ظاهری در مقابل آن یك ابر، یك انعكاس و یا یك خواب پُر از تصویرهای خیالی است:
احوال جهان و اصل این عمر كه هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است

اغلب شعرای ایران بدبین بودهاند ولی بدبینی آنها وابستگی مستقیم با حس شهوت تند و ناكام آنان دارد. در صورتیكه در نزد خیام بدبینی یك جنبهی عالی و فلسفی دارد و ماهرویان را تنها وسیلهی تكمیل عیش و تزیین مجالس خودش میداند و اغلب اهمیت شراب بر زن غلبه میكند. وجود زن و ساقی یك نوع سرچشمهی كیف و لذت بدیعی و زیبایی هستند. هیچكدام را به عرش نمیرساند و مقام جداگانهای ندارند. از همهی این چیزهای خوب و خوشنما یك لذت آنی میجسته. از این لحاظ خیام یك نفر پرستنده و طرفدار زیبایی بوده و با ذوق بدیعیات خودش چیزهای خوشگوار، خوشآهنگ و خوشمنظر را انتخاب میكرده. یك فصل از كتاب «نوروزنامه» را دربارهی صورت نیكو نوشته و اینطور تمام میشود: «...و این كتاب را از برای فال خوب بر روی نیكو ختم كرده آمد.» پس، خیام از پیشآمدهای ناگوار زندگی شخصی خودش مثل شعرای دیگر مثلاً از قهر كردن معشوقه و یا نداشتن پول نمینالد. در او یك درد فلسفی و نفرینی است كه بر پایهی احساس خویش به اساس آفرینش میفرستد. این شورش در نتیجهی مشاهدات و فلسفهی دردناك او پیدا شده. بدبینی او بالاخره منجر به فلسفهی دهری شده. اراده، فكر، حركت و همه چیز به نظرش بیهوده آمده:
ای بیخبران، جسم مجسم هیچ است
وین طارم نه سپهر ارقم هیچ است

به نظر میآید كه شوپن آور از فلسفهی بدبینی خودش به همین نتیجهی خیام میرسد: «برای كسی كه به درجهای برسد كه ارادهی خود را نفی بكند، دنیایی كه به نظر ما آنقدر حقیقی میآید، با تمام خورشیدها و كهكشانهایش چیست؟ هیچ!»
خیام از مردم زمانه بری و بیزار بوده. اخلاق، افكار و عادات آنها را با زخمزبانهای تند محكوم میكند و به هیچ وجه تلقینات جامعه را نپذیرفته است. در مقدمهی جبر و مقابلهاش میگوید: «ما شاهد بودیم كه اهل علم از بین رفته و به دستهای كه عدهشان كم و رنجشان بسیار بود منحصر گردیدند. و این عدهی انگشتشمار نیز در طی زندگی دشوار خود همتشان را صرف تحقیقات و اكتشافات علمی نمودند. ولی اغلب دانشمندان ما حق را به باطل میفروشند و از حد تزویر و ظاهرسازی تجاوز نمیكنند؛ و آن مقدار معرفتی كه دارند برای اغراض پست مادی به كار میبرند، و اگر شخصی را طالب حق و ایثار كنندهی صدق و ساعی در رد باطل و ترك و تزویر بینند، استهزاء و استخفاف میكنند.» گویا در هر زمان اشخاص دو رو و متقلب و كاسهلیس چاپلوس كارشان جلو است!
دیوژن معروف روزی در شهر آتن با فانوس روشن جستجوی یك نفر انسان را مینمود و عاقبت پیدا نكرد. ولی خیام وقت خود را به تكاپوی بیهوده تلف نكرده و با اطمینان میگوید:
گاویست بر آسمان، قرین پروین
گاویست دگر بر زبرش جمله زمین
گر بینایی چشم حقیقت بگشا:
زیر و زیر دو گاو مشتی خر بین

واضح است در اینصورت خیام از بس كه در زیر فشار افكار پست مردم بوده به هیچ وجه طرفدار محبت، عشق، اخلاق، انسانیت و تصوف نبوده، كه اغلب نویسندگان و شعرا وظیفهی خودشان دانستهاند كه این افكار را اگرچه خودشان معتقد نبودهاند برای عوامفریبی تبلیغ بكنند. چیزی كه غریب است، فقط یك میل و رغبت یا سمپاتی و تأسف گذشته ایران در خیام باقی است. اگرچه به واسطهی اختلاف زیاد تاریخ، ما نمیتوانیم به حكایت مشهور «سه رفیق دبستانی» باور بكنیم كه نظامالملك با خیام و حسن صبّاح همدرس بودهاند. ولی هیچ استبعادی ندارد كه خیام و حسن صبّاح با هم رابطه داشتهاند. زیرا كه بچهی یك عهد بودهاند و هر دو تقریباً در یك سنه (517-518) مردهاند. انقلاب فكری كه هر دو در قلب مملكت مقتدر اسلامی تولید كردند این حدس را تأیید میكند و شاید به همین مناسبت آنها را با هم همدست دانستهاند. حسن به وسیلهی اختراع مذهب جدید و لرزانیدن اساس جامعهی آن زمان، تولید یك شورش ملی ایرانی كرد. خیام به واسطهی آوردن مذهب حسی، فلسفی و عقلی و مادی همان منظور او را در ترانههای خودش انجام داد. تأثیر حسن چون بیشتر روی سیاست و شمشیر بود بعد از مدتی از بین رفت. ولی فلسفهی مادی خیام كه پایهاش روی عقل و منطق بود پایدار ماند.
نزد هیچیك از شعرا و نویسندگان اسلام لحن صریح نفی خدا و بر هم زدن اساس افسانههای مذهبی سامی مانند خیام دیده نمیشود، شاید بتوانیم خیام را از جملهی ایرانیان ضد عرب– مانند ابنمقفع، بهآفرید، ابومسلم، بابك و غیره– بدانیم. ممكن است از خواندن شاهنامهی فردوسی این تأثیر در او پیدا شده و در ترانههای خودش پیوسته فرّ و شكوه و بزرگی پایمال شدهی آنان را گوشزد مینماید كه با خاك یكسان شدهاند و در كاخهای ویران آنها روباه لانه كرده و جغد آشیانه نموده. از قهقهههای عصبانی او، كنایات و اشاراتی كه به ایران گذشته مینماید، پیداست كه از ته قلب از راهزنان عرب و افكار پست آنان متنفر است و سمپاتی او به طرف ایرانی میرود كه در دهن این اژدهای هفتاد سر فرو شده بوده و با تشنج دست و پا میزده.
نباید تند برویم، آیا مقصود خیام از یادآوری شكوه گذشتهی ساسانی مقایسهی بیثباتی و كوچكی تمدنها و زندگی انسان نبوده است و فقط یك تصویر مجازی و كنایهای بیش نیست؟ ولی با حرارتی كه بیان میكند جای شك و شبهه باقی نمیگذارد. مثلاً صدای فاخته كه شب مهتاب روی ویرانهی تیسفون كوكو میگوید مو را به تن خواننده راست میكند:
آن قصر كه بر چرخ همی زد پهلو
بر درگه او شهان نهادندی رو
دیدیم كه بر كنگرهاش فاختهای
بنشسته همی گفت كه: «كوكو، كوكو؟»
-
آن قصر كه بهرام درو جام گرفت
آهو بچه كرد و شیر آرام گرفت
بهرام كه گور میگرفتی همه عمر
دیدی كه چگونه گور بهرام گرفت؟

چنانكه سابقاً ذكر شد، خیام جز روش دهر خدایی نمیشناخته و خدایی را كه مذاهب سامی تصور میكردهاند منكر بوده است. ولی بعد قیافهی جدیتر به خود میگیرد و راه حل علمی و منطقی برای مسایل ماوراء طبیعی جستجو میكند. چون راه عقلی پیدا نمیكند به تعبیر شاعرانهی این الفاظ قناعت مینماید. صانع را تشبیه به كوزهگر میكند و انسان را به كوزه و میگوید:
این كوزه گر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش!

بهشت و دوزخ را در نهاد اشخاص دانسته:
دوزخ شرری ز رنج بیهودهی ماست
فردوس دمی ز وقت آسودهی ماست

یك بازیگرخانهی غریبی است. مثل خیمهشببازی یا بازی شطرنج، همهی كایناتِ روی صفحه گمان میكنند كه آزادند. ولی یك دست نامرئی كه گویی متعلق به یك بچه است مدتی با ما تفریح میكند. ما را جابجا میكند، بعد دلش را میزند، دوباره این عروسكها یا مهرهها را در صندوق فراموشی و نیستی میاندازد:
ما لعبتگانیم و فلك لعبت باز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز...

خیام میخواسته این دنیای مسخره، پست، غمانگیز و مضحك را از هم بپاشد و یك دنیای منطقیتر روی خرابهی آن بنا بكند:
گر بر فلكم دست بدی چون یزدان
برداشتمی من این فلك را ز میان...

اختصاص دیگری كه در فلسفهی خیام مشاهده میشود دقیق شدن او در مسئلهی مرگ است، نه از راه نشئات روح و فلسفهی الهیون آن را تحت مطالعه درمیآورد، بلكه از روی جریان و استحاله ذرات اجسام و تجزیهی ماده تغییرات آن را با تصویرهای شاعرانه و غمناكی مجسم میكند.
برای خیام، ماوراء ماده چیزی نیست. دنیا در اثر اجتماع ذرات به وجود آمده كه بر حسب اتفاق كار میكنند. این جریان، دایمی و ابدی است، و ذرات پیدرپی در اشكال و انواع داخل میشوند و روی میگردانند. از این رو، انسان هیچ بیم و امیدی ندارد و در نتیجهی تركیب ذرات و چهار عنصر و تأثیر هفت كوكب به وجود آمده و روح او مانند كالبد مادی است و پس از مرگ نمیماند.
- باز آمدنت نیست، چو رفتی رفتی
- چون عاقبت كار جهان «نیستی» است
- هر لاله كه پژمرد نخواهد بشكفت

اما خیام به همین اكتفا نمیكند و ذرات بدن را تا آخرین مرحله نشئاتش دنبال مینماید و بازگشت آنها را شرح میدهد. در موضوع بقای روح، معتقد به گردش و استحالهی ذرات بدن پس از مرگ میشود. زیرا آنچه محسوس است و به تمیز درمیآید این است كه ذرات بدن در اجسام دیگر دوباره زندگی و یا جریان پیدا میكنند، ولی روح مستقلی كه بعد از مرگ زندگی جداگانه داشته باشد نیست. اگر خوشبخت باشیم، ذرات تن ما خُم باده میشوند و پیوسته مست خواهند بود، و زندگی مرموز و بیارادهای را تعقیب میكنند. همین فلسفهی ذرات، سرچشمهی درد و افكار غمانگیز خیام میشود. در گل كوزه، در سبزه، در گل لاله، در معشوقهای كه با حركات موزون به آهنگ چنگ میرقصد، در مجالس تفریح و در همهجا ذرات بیثبات و جریان سخت و بیاعتنای طبیعت جلوی اوست. در كوزه شراب ذرات تن مهرویان را میبیند كه خاك شدهاند، ولی زندگی غریب دیگری را دارند، زیرا در آنها روح لطیف باده در غلیان است.
 در اینجا، شراب او با همهی كنایات و تشبیهات شاعرانهای كه در ترانههایش میآورد یك صورت عمیق و مرموز به خود میگیرد. شراب، در عین حال كه تولید مستی و فراموشی میكند، در كوزه حكم روح را در تن دارد. آیا اسم همهی قسمتهای كوزه تصغیر همان اعضای بدن انسان نیست، مثل: دهنه، لبه، گردنه، دسته، شكم...، و شراب میان كوزه روح پُر كیف آن نمیباشد؟ همان كوزه كه سابق بر این یك نفر ماهرو بوده! این روح پُر غلیان زندگی دردناك گذشته كوزه را روی زمین یادآوری میكند! از این قرار، كوزه یك زندگی مستقل پیدا میكند كه شراب به منزلهی روح آن است(3):

- لب بر لب كوزه بردم از غایت آز
- این دسته كه بر گردن او میبینی
دستی است كه بر گردن یاری بوده است

از مطالب فوق به دست میآید كه خیام در خصوص ماهیت و ارزش زندگی یك عقیده و فلسفهی مهمی دارد. آیا او در مقابل اینهمه بدبختی و این فلسفه چه خط مشی و رویهای را پیش میگیرد؟
[آیا تمام این افكار خیام] به زبان بیزبانی، سستی و شكنندگی چیزهای روی زمین را به ما نمیگویند؟ گذشته به جز یادگار دَر هم و رؤیایی نیست. آینده مجهول است. پس همین دم را كه زندهایم، این دم گذرنده كه به یك چشم به هم زدن در گذشته فرومیرود، همین دم را دریابیم و خوش باشیم. این دم كه رفت دیگر چیزی در دست ما نمیماند، ولی اگر بدانیم كه دم را چگونه بگذرانیم! مقصود از زندگی كیف و لذت است. تا میتوانیم باید غم و غصه را از خودمان دور بكنیم، معلوم را به مجهول نفروشیم و نقد را فدای نسیه نكنیم. انتقام خودمان را از زندگی بستانیم، پیش از آنكه در چنگال او خرد بشویم!
- بربای نصیب خویش كت بربایند

باید دانست هر چند خیام از ته دل معتقد به شادی بوده ولی شادی او همیشه با فكر عدم و نیستی توأم است. از این رو همواره معانی فلسفهی خیام در ظاهر دعوت به خوشگذرانی میكند اما در حقیقت همهی گل و بلبل، جامهای شراب، كشتزار و تصویرهای شهوتانگیز او جز تزیینی بیش نیست، مثل كسی كه بخواهد خودش را بكشد و قبل از مرگ به تجمل و تزیین اطاق خودش را بپردازد. از این جهت خوشی او بیشتر تأثرآور است. خوش باشیم و فراموش بكنیم تا خون، این مایع زندگی، كه از هزاران زخم ما جاری است، نبینیم!
چون خیام از جوانی بدبین و در شك بوده و فلسفهی كیف و خوشی را در هنگام پیری انتخاب كرده به همین مناسبت خوشی او آغشته با فكر یأس و حرمان است:
پیمانهی عمر من به هفتاد رسید
این دم نكنم نشاط، كی خواهم كرد؟

این ترانه كه ظاهراً لحن یك نفر رند كاركشته و عیاش را دارد كه از همه چیز بیزار و زده شده و زندگی را میپرستد و نفرین میكند، در حقیقت، شتاب و رغبت به بادهگساری در سن هفتاد سالگی این رباعی را بیش از رباعیات بدبینی او غمانگیز میكند و كاملاً فكر یك نفر فیلسوف مادی را نشان میدهد كه آخرین دقایق عمر خود را در مقابل فنای محض میخواهد دریابد!
روی ترانههای خیام بوی غلیظ شراب سنگینی میكند و مرگ از لای دندانهای كلید شدهاش میگوید: «خوش باشیم!»
موضوع شراب در رباعیات خیام مقام خاصی دارد. اگرچه خیام مانند ابنسینا در خوردن شراب زیادهروی نمیكرده، ولی در مدح آنان تا اندازهای اغراق میگوید. شاید بیشتر مقصودش مدح منهیات مذهبی است. ولی در «نوروزنامه» یك فصل كتاب مخصوص منافع شراب است و نویسنده، از روی تجربیات دیگران و آزمایش شخصی، منافع شراب را شرح میدهد و در آنجا اسم بوعلی سینا و محمد زكریای رازی را ذكر میكند.(ص60) میگوید: «هیچ چیز در تن مردم نافعتر از شراب نیست، خاصه شراب انگوری تلخ و صافی، و خاصیتش آن است كه غم را ببرد و دل را خرم كند.» (ص70): «...همهی دانایان متفق گشتند كه هیچ نعمتی بهتر و بزرگوارتر از شراب نیست.» (ص61): «...و در بهشت نعمت بسیار است و شراب بهترین نعمتهای بهشت است.» آیا میتوانیم باور كنیم كه نویسنده این جمله را از روی ایمان نوشته در صورتی كه با تمسخر میگوید:
گویند: بهشت و حوض كوثر باشد!

ولی در رباعیات، شراب برای فرونشاندن غم و اندوه زندگی است. خیام پناه به جام باده میبرد و با می ارغوانی میخواهد آسایش فكری و فراموشی تحصیل بكند. خوش باشیم، كیف بكنیم، این زندگی مزخرف را فراموش بكنیم. مخصوصاً فراموش بكنیم، چون در مجالس عیش ما یك سایهی ترسناك دور میزند. این سایه مرگ است، كوزهی شراب لبش را كه به لب ما میگذارد، آهسته بغل گوشمان میگوید: «من هم مثل تو بودهام، پس روح لطیف باده را بنوش تا زندگی را فراموش بكنی!»
بنوشیم، خوش باشیم. چه مسخره غمناكی! كیف؟ زن، مشعوق دمدمی. بزنیم، بخوانیم، بنوشیم كه فراموش بكنیم پیش از آنكه این سایهی ترسناك گلوی ما را در چنگال استخوانیش بفشارد. میان ذرات تن دیگران كیف بكنیم كه ذرات تن ما را صدا میزنند و دعوت به نیستی میكنند و مرگ با خندهی چندشانگیزش به ما میخندند.
زندگی یك دم است. آن دم را فراموش بكنیم!

میخور كه چنین عمر كه غم در پی اوست
آن به كه به خواب یا به مستی گذرد!

خیام شاعر
آنچه كه اجمالاً اشاره شد نشان میدهد كه نفوذ فكر، آهنگ دلفریب، نظر موشكاف، وسعت قریحه، زیبایی بیان، صحت منطق، سرشاری تشبیهات سادهی بیحشو و زواید و مخصوصاً فلسفه و طرز فكر خیام كه به آهنگهای گوناگون گویاست و با روح هر كسی حرف میزند در میان فلاسفه و شعرای خیلی كمیاب مقام ارجمند و جداگانهای برای او احراز میكند.
رباعی كوچكترین وزن شعری است كه انعكاس فكر شاعر را با معنی تمام برساند(4). هر شاعری خودش را موظف دانسته كه در جزو اشعارش كم و بیش رباعی بگوید. ولی خیام رباعی را به منتها درجهی اعتبار و اهمیت رسانیده و این وزن مختصر را انتخاب كرده، در صورتی كه افكار خودش را در نهایت زبردستی در آن گنجانیده است.
ترانههای خیام به قدری ساده، طبیعی و به زبان دلچسب ادبی و معمولی گفته شده كه هر كسی را شیفتهی آهنگ و تشبیهات قشنگ آن مینماید، و از بهترین نمونههای شعر فارسی به شمار میآید. خیام قدرت ادای مطلب را به اندازهای رسانیده كه گیرندگی و تأثیر آن حتمی است و انسان به حیرت میافتد كه یك عقیدهی فلسفی مهم چگونه ممكن است در قالب یك رباعی بگنجد و چگونه میتوان چند رباعی گفت كه از هر كدام یك فكر و فلسفهی مستقل مشاهده بشود و در عین حال با هم هماهنگ باشد. این كشش و دلربایی فكر خیام است كه ترانههای او را در دنیا مشهور كرده، وزن ساده و مختصر شعری خیام خواننده را خسته نمیكند و به او فرصت فكر میدهد.
خیام در شعر پیروی از هیچ كس نمیكند. زبان سادهی او به همهی اسرار صنعت خودش كاملاً آگاه است و با كمال ایجاز، به بهترین طرزی شرح میدهد. در میان متفكرین و شعرای ایرانی كه بعد از خیام آمدهاند، برخی از آنها به خیال افتادهاند كه سبك او را تعقیب بكنند و از مسلك او پیروی بنمایند، ولی هیچ كدام از آنها نتوانستهاند به سادگی و گیرندگی و به بزرگی فكر خیام برسند. زیرا بیان ظریف و بیمانند او با آهنگ سلیس مجازی كنایهدار او مخصوص به خودش است. خیام قادر است كه الفاظ را موافق فكر و مقصود خودش انتخاب بكند. شعرش با یك آهنگ لطیف و طبیعی جاری و بیتكلف است، تشبیهات و استعاراتش یك ظرافت ساده و طبیعی دارد.
طرز بیان، مسلك و فلسفهی خیام تأثیر مهمی در ادبیات فارسی كرده، میدان وسیعی برای جولان فكر دیگران تهیه نموده است. حتی حافظ و سعدی در نشئات ذره، ناپایداری دنیا، غنیمت شمردن دم و میپرستی اشعاری سرودهاند كه تقلید مستقیم از افكار خیام است. ولی هیچكدام نتوانستهاند در این قسمت به مرتبهی خیام برسند. مثلاً سعدی میگوید:
- به خاك بر مرو ای آدمی به نخوت و ناز
كه زیر پای تو همچون آدمیزاد است

-عجب نیست از خاك اگر گل شكفت
كه چندین گلاندام در خاك خفت!

- سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود است
در میان این و آن فرصت شمار امروز را

و در این اشعار حافظ:
- چنین كه بر دل من داغ زلف سركش تست
بنفشهزار شود تربتم چو در گذرم

- هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار
كس را وقوف نیست كه انجام كار چیست!

- روزی كه چرخ از گل ما كوزهها كند
زنهار كاسهی سر ما پر شراب كن

- كه هر پاره خشتی كه بر منظریست
سر كیقبادی و اسكندریست!

- قدح به شرط ادب گیر زانكه تركیبش
ز كاسهی سر جمشید و بهمن است و قباد

حافظ و مولوی و بعضی از شعرای متفكر دیگر اگرچه این شورش و رشادت فكر خیام را حس كردهاند و گاهی شلتاق آوردهاند، ولی به قدری مطالب خودشان را زیر جملات و تشبیهات و كنایات اغراقآمیز پوشانیدهاند كه ممكن است آن را به صد گونه تعبیر و تفسیر كرد. مخصوصاً حافظ كه خیلی از افكار خیام الهام یافته و تشبیهات او را گرفته است. میتوان گفت او یكی از بهترین و متفكرترین پیروان خیام است. اگرچه حافظ خیلی بیشتر از خیام رؤیا، قوهی تصور و الهام شاعرانه داشته كه مربوط به شهوت تند او میباشد، ولی افكار او به پای فلسفهی مادی و منطقی خیام نمیرسد و شراب را به صورت اسرارآمیز صوفیان درآورده. در همین قسمت، حافظ از خیام جدا میشود. مثلاً شراب حافظ اگرچه در بعضی جاها به طور واضح همان آب انگور است، ولی به قدری زیر اصطلاحات صوفیه پوشیده شده كه اجازهی تعبیر را میدهد و یك نوع تصوف از آن میشود استنباط كرد. ولی خیام احتیاج به پردهپوشی و رمز و اشاره ندارد، افكارش را صاف و پوستكنده میگوید. همین لحن ساده، بیپروا و صراحت لهجه، او را از سایر شعرای آزاد فكر متمایز میكند.
حافظ نیز به زهاد حمله میكند. ولی چقدر با حملهی خیام فرق دارد:
راز درون پرده ز رندان مست پرس
كاین حال نیست زاهد عالی مقام را

خیلی با نزاكتتر و ترسوتر از خیام به بهشت اشاره میكند:
باغ فردوس لطیف است، ولیكن زنهار
تو غنیمت شمر این سایهی بید و لب كشت

چقدر با احتیاط و محافظهكاری به جنگ صانع میرود:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاك خطاپوشش باد!

شعرای دیگر نیز از خیام تبعیت كردهاند و حتی در اشعار صوفی كنایات خیام دیده میشود؛ مثلاً این شعر عطار:
گر چو رستم شوكت و زورت بود
جای چون بهرام در گورت بود

غزالی نیز مضمون خیام را استعمال میكند:
چرخ فانوس خیالی عالمی حیران در او
مردمان چون صورت فانوس سرگردان در او.

بر طبق روایت «اخبارالعلماء»، خیام را تكفیر میكنند. به مكه میرود و شاید سر راه خود خرابهی تیسفون را دیده و این رباعی را گفته: آن قصر كه بر چرخ همی زد پهلو...
آیا خاقانی تمام قصیدهی معروف خود «ایوان مدائن» را از هیمن رباعی خیام الهام نشده؟(5)
از همهی تأثیرات و نفوذ خیام در ادبیات فارسی چیزی كه مهمتر است رشادت فكری و آزادی است كه ابداع كرده و گویا به قدرت قلم خودش آگاه بوده. چون در «نوروزنامه» (ص48) در فصل «اندر یاد كردن قلم» حكایتی میآورد كه قلم را از تیغ برهنه مؤثرتر میداند و اینطور نتیجه میگیرد: «...و تأثیر قلم صلاح و فساد مملكت را كاری بزرگست، و خداوندان قلم را كه معتمد باشند عزیز باید داشت.»
تأثیر خیام در ادبیات انگلیس و آمریكا، تأثیر او در دنیای متمدن امروزه، همهی اینها نشان میدهد كه گفتههای خیام با دیگران تا چه اندازه فرق دارد.
خیام اگرچه سر و كار با ریاضیات و نجوم داشته ولی این پیشهی خشك مانع از تظاهر احساسات رقیق و لذت بردن از طبیعت و ذوق سرشار شعری او نشده و اغلب هنگام فراغت را به تفریح و ادبیات میگذرانیده. شب مهتاب، ویرانه، مرغ حق، قبرستان، هوای نمناك بهاری در خیام خیلی مؤثر بوده. ولی به نظر میآید كه شكوه و طراوت بهار، رنگها و بوی گل، چمنزار، جویبار، نسیم ملایم و طبیعت افسونگر، با آهنگ چنگ ساقیان ماهرو و بوسههای پرحرارت آنها كه فصل بهار و نوروز را تكمیل میكرده، در روح خیام تأثیر فوقالعاده داشته. خیام با لطافت و ظرافت مخصوصی كه در نزد شعرای دیگر كمیاب است طبیعت را حس میكرده و با یك دنیا استادی وصف آن را میكند:
- روزی است خوش و هوا نه گرم است و نه سرد...
- بنگر ز صبا دامن گل چاك شده...
- ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست...
- چون ابر به نوروز رخ لاله بشست...
- مهتاب به نور دامن شب بشكافت...

خیام در وصف طبیعت تا همان اندازه كه احتیاج دارد با چند كلمه محیط و وضع را مجسم و محسوس میكند. آن هم زمانی كه شعر فارسی در زیر تأثیر تسلط عرب یك نوع لغتبازی و اظهار فضل و تملق گویی خشك و بیمعنی شده بوده، و شاعران كمیابی كه ذوق طبیعی داشتهاند برای یك برگ و یا یك قطره ژاله به قدری اغراق میگفتهاند كه انسان را از طبیعت بیزار میكردهاند. این سادگی زبان خیام بر بزرگی مقام او میافزاید. نه تنها خیام به الفاظ ساده اكتفا كرده، بلكه در ترانههای خود استادیهای دیگری نیز به كار برده كه نظیر آن در نزد هیچ یك از شعرای ایران دیده نمیشود.
او با كنایه و تمسخر لغات قلنبهی مذهبیون را گرفته و به خودشان پس داده؛ مثلاً در این رباعی:
گویند: «بهشت و حور عین خواهد بود
آنجا می ناب و انگبین خواهد بود»

اول نقل قول كرده و اصطلاحات آنها را در وصف جنت به زبان خودشان شرح داده، بعد جواب میدهد:
گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باك؟
چون عاقبت كار همین خواهد بود!

درین رباعی القاب ادبا و فضلا را به اصطلاح خودشان میگوید:
آنان كه «محیط فضل و آداب شدند
در جمع كمال شمع اصحاب شدند»

به زبان خودش القاب و ادعای آنها را خراب میكند:
ره زین شب تاریك نبردند به روز
گفتند فسانهای و در خواب شدند!

در جای دیگر لفظ «پرده» صوفیان را میآورد و بعد به تمسخر میگوید كه پشت پردهی اسرار، عدم است:
هست از پس «پرده» گفتگوی من و تو
چون «پرده» برافتد نه تو مانی و نه من!

گاهی با لغات بازی میكند، ولی صنعت او چقدر با صنایع لوس و ساختگی بدیع فرق دارد. مثلاً لغاتی كه دو معنی را میرساند:
بهرام كه گور میگرفتی همه عمر
دیدی كه چگونه گور بهرام گرفت؟

تقلید آواز فاخته كه در ضمن به معنی «كجا رفتند؟» هم باشد یك شاهكار زیركی، تسلط به زبان و ذوق را میرساند:
دیدیم كه بر كنگرهاش فاختهای
بنشسته همی گفت كه: «كوكو كوكو!»

چندین اثر فلسفی و علمی به زبان فارسی و عربی از خیام مانده. خوشبختانه یك رسالهی ادبی گرانبهایی از خیام به دست آمد موسوم به «نوروزنامه» كه به سعی و اهتمام آقای مجتبی مینوی در تهران به چاپ رسید. این كتاب به فارسی ساده و بیمانندی نوشته شده كه نشان میدهد اثر قلم توانای همان گویندهی ترانهها میباشد. نثر ادبی آن یكی از بهترین و سلیسترین نمونههای نثر فارسی است و ساختمان جملات آن خیلی نزدیك به پهلوی میباشد و هیچكدام از كتابهایی كه كم و بیش در آن دوره نوشته شده از قبیل «سیاستنامه» و «چهار مقاله» و غیره از حیث نثر و ارزش ادبی به پای «نوروزنامه» نمیرسند.
نگارنده موضوع كتاب خود را یكی از رسوم ملی ایران قدیم قرار داده كه رابطهی مستقیم با نجوم دارد و در آن خرافات نجومی و اعتقادات عامیانه و خواص اشیاء را بر طبق نجوم و طب Empirique شرح میدهد. اگرچه این كتاب دستوری و بفراخور مقتضیات روز نوشته شده، ولی در خفای الفاظ آن همان موشكافی فكر، همان منطق محكم ریاضیدان، قوهی تصور فوقالعاده و كلام شیوای خیام وجود دارد و در گوشه و كنار به همان فلسفه علمی و مادی خیام كه از دستش در رفته برمیخوریم. درین كتاب نه حرفی از عذاب آخرت است و نه از لذایذ جنت، نه یك شعر صوفی دیده میشود و نه از اخلاق و مذهب سخنی به میان میآید. موضوع یك جشن با شكوه ایران است، همان ایرانی كه فاخته بالای گنبد ویرانش كوكو میگوید و بهرام و كاووس و نیشابور و توسش با خاك یكسان شده، از جشن آن دوره تعریف میكند و آداب و عادات آن را میستاید.
آیا میتوانیم در نسبت این كتاب به خیام شك بیاوریم؟ البته از قراینی ممكن است. ولی بر فرض هم كه از روی تصادف و یا تعمد این كتاب به خیام منسوب شده باشد، میتوانیم بگوییم كه نویسندهی آن رابطهی فكری با خیام داشته و در ردیف همان فیلسوف نیشابوری و به مقام ادبی و ذوقی او میرسیده. به هر حال، تا زمانی كه یك سند مهم تاریخی به دست نیامده كه همین كتاب «نوروزنامه» را كه در دست است به نویسندهای مقدم بر خیام نسبت بدهد، هیچگونه حدس و فرضی نمیتواند نسبت آن را از خیام سلب بكند. برعكس، خیلی طبیعی است كه روح سركش و بیزار خیام، آمیخته با زیبایی و ظرافتها كه از اعتقادات خشن

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آیا همه چیز را باید با همسرتان در میان بگذارید؟

آیا همه چیز را باید با همسرتان در میان بگذارید؟
 

سونیــــا و همـسرش طـی 10 ســـــالی کــه از ازدواجشان
می گذرد مسائل بسیاری را با هم سهیم شده اند: تـغییر
شغل،ساختن خانه،بیماری مادرش،بزرگ کردن دخترشان،
و...اما اخیراً مسئله ای پیش آمد که سونیا حاضر به سهیم
کـردن شـوهرش در آن نشده است. ایمیل شوهرش از کـار
افتاده بود و می خواست که از ایـــمیل او استفاده کند. بعد
از اینکه شوهرش وارد سیستم شد،از او رمز عبور ایمیلش
را خـواست امـا سونیا گفت کـه بـاید خودش آن را وارد کند.
شوهرش فکر میکرد که شوخی می کند و دوباره تقاضایش
را مطرح کرد. امـــا سونیا لام تـــــا کــــــام حرف نزد. و وقتی
مـی خواست رمـز عبور را وارد کند شوهرش را مـجبور کـرد
جای دیگری را نگاه کند.

 

سونیا درمورد احساس شوهرش در آن لحظه میگوید، "او گیج و بسیار عصبانی بود. من برایش توضیح دادم که چیزی در ایمیلم وجود ندارد که باعث ناراحتی او شود اما فکر هم نمی کنم که چون متاهل هستم باید خصوصی ترین مسائلم را هم با او درمیان بگذارم."

 

دو نفر یکی میشوند...من به ما تبدیل می شود و دو طرف همه چیزشان را با هم شریک می شوند. این یك ایده آل در ازدواج رمانتیک است. اما بعد از حرف زدن با زنانی مثل سونیا حیرت می کنم: آیا این کار واقع بینانه است؟ آیا حتی برای ما خوشایند است؟

 

یك روانشناس، می گوید، "توازن و تعادل بین جدایی و پیوستگی یکی از مهمترین مسائل در ازدواج است. همه ی زوج ها تلاش می کنند راهکاری را پیش گیرند که هر دو طرف با آن راحت باشند. گاهی اوقات یک زوج دوست دارد در رابطه پیوستگی بیشتری داشته باشد، درحالیکه زوج دیگر ممکن است جدایی بیشتر طلب کند."

 

اکثر دوستانم در عقیده ی خود راسخند که زن و شوهر باید در همه چیز باهم شریک باشند. اما وقتی کمی فکر میکنند، می بینند که خیلی وقت ها بعضی مسائل را از همسرشان پنهان می کنندâ€"مثل کیفیت رابطه ی جنسیشان با یکدیگر یا چیزهایی درمورد خانواده ی همسرشان. یکی از همسایگانم روزی به من گفت، "من همه چیز را به شوهرم می گویم." اما کمی از گفتن این ادعا نگذشته بود که حرفش را پس گرفت، "نمی دانم، شاید همه چیز نه..." لحظه ای صبر کرد و بعد گفته اش را اینطور تکمیل کرد، "باشه باشه قبول می کنم، همه چیز را نمی گویم، فقط چیزهایی را که فکر میکنم لازم است بداند با او درمیان می گذارم."

 

کمی جدایی

 اما متخصصین چندان هم از این مسئله تعجب نمی کنند، آنها معتقدند که جمله ی "هیچ رازی بین ما نیست" بیشتر شعار و خیالبافی است تا واقعیت. ترنس رآل روانشناس اعتقاد دارد، "هیچ زوجی همه چیز را باهم درمیان نمی گذارند، و نباید هم بگذارند. هر انسانی نیاز به مرز و محدوده دارد و در یک ازدواج دو طرف باید اینقدر انعطاف پذیر باشند که اجازه دهند طرف مقابلشان مرز و محدوده ای برای خود تعیین کند. کلید آن تعادل است: اگر این مرزها خیلی ثابت و محکم باشند، احتمال بسیاری وجود دارد که دوطرف از هم دور شده و جدا شوند. و اگر هم هیچ مرز و حدودی برای خود تعیین نکنید، دوطرف بیش از حد با هم قاطی خواهند شد که به این هم رابطه ی سالم نمی توان اطلاق کرد."

 

به عبارت دیگر، ترکیب شدن دو طرف در ازدواج کمی حالت مجازی دارد نه واقعی. زن و شوهر همیشه افرادی جدا از هم خواهند بود، و درون هر فردی فضایی است که نیاز به حفاظت داردâ€"یعنی شما این حق را ندارید که ایمیل ها، کمدها، یا حتی کیف همدیگر را بدون اجازه ی طرفتان چک کنید. درواقع، همه ی کارشناسانی که مسئله ی بین سونیا و همسرش را مطالعه کردند، اتفاق نظر داشتند که سونیا کاملاً حق داشته که بخواهد رمز عبور ایمیل خود را از همسرش پنهان کند.

 

اما شناخت از نیاز به داشتن حریم درونی در دنیای واقعی چگونه شکل می گیرد؟ در بهترین ازدواج ها، زوجین به هم اجازه می دهند که از حد خود فراتر بروند، و به طور ضمنی به هم اعتماد می کنند که هر چه را که باید به همدیگر بگویند. این مسئله به ویژه در مورد مسائل مالی بسیار اتفاق می افتدâ€"همانطور که در اکثر مواردی که از خانم ها سؤال می کنم که چه چیز را از همسرانشان پنهان می کنند، به همن نکته اشاره میکنند.

ترتیبات مالی معمولاً در روابطی که بازجویی های هر روزه از دخل و خرج طرفین انجام نمی شود، معمولاً بهتر صورت می گیرد. زوجی را می شناختم که بین خود قرار گذاشته بودند که درمورد خرج های بالای 200 هزار تومان با هم مشورت کنند، و تا زیر این قیمت خودشان مختار بودند. وقتی یکی از طرفین در ازدواج عادت داشته باشد تا یک ریال خرج و مخارج طرف مقابل را هم حساب کند، تمایل به پنهان کردن خرج ها در طرف مقابلش بیشتر خواهد شدâ€"مشکلی که ریشه و بنیاد آن از بی اعتمادی نشات می گیرد.

 

بله، مسئله ی حریم شخصی نیز در ازدواج مثل خیلی از مسائل دیگر به مسئله ی اعتماد برمی گردد. طرفین رابطه چقدر باید به هم آزادی عمل بدهند؟ چه وقت پنهان کردن یک مسئله، یا برعکس آن، تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، خیانت در اعتماد به شمار می رود؟ خودِ من، بااینکه چیزی برای پنهان کردن ندارم، اما اگر می فهمیدم شوهرم بدون اجازه ام وارد ایمیلم شده است مطمئناً آزرده خاطر می شدم و مطمئنم او هم اگر من چنین کاری می کردم همین احساس را داشت. شوهر من که یک عکاس است زمان زیادی را در سفر می گذراند و گفتن همه ی  جزئیات زندگیش وقتی پیش من نیست کمی دشوار است. و اگر همه ی اتفاقاتی که برایش می افتد را برای من تعریف نکند مطمئناً من ناراحت یا ناامید نمی شوم چون می دانم که قادر به نفوذ به همه ی شکاف های مغزش نیستم. او هم درعوض از رازهای کوچکی که برای خودم دارم ناراحت نمی شود.

 

درواقع من فکر می کنم داشتن این حریم شخصی باعث می شود بتوانم خودم را در رابطه هر از گاهی احیاء کنم. اگر من مجبور بودم که همه ی کارها و افکارم را با شوهرم درمیان بگذارم، آنقدر از انرژی خالی می شدم که دیگر چیزی برای سایر قسمت های زندگیم مثل کار و بچه ها نمی ماند.

 

حفظ ظاهر

علاوه بر این مسائل، آشکار کردن همه ی افکاری که از ذهنتان می گذرد ممکن است گاهاً خطرناک باشد. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد، "طبیی است که گاهی اوقات افکار منفی داشته باشیمâ€"حتی گاهی از همسرمان متنفر می شویم...اما به زبان آوردن آن برای همسرمان چندان خوشایند نخواهد بود، به خصوص اگر روز بعد دیگر چنین حسی به او نداشت باشید. اگر بخواهید هر وقت که از همسرتان متنفر یا آزرده خاطر شدید به او بگویید، ازدوجتان خیلی زود به هم خواهد خورد."

سعی کنید کمی از احساسات طرف مقابلتان چشمپوشی کنید: آیا این بهترین دلیل برای نگه داشتن بعضی چیزها  پیش خودتان نیست؟ یکی از دوستانم روزی به من گفت که از س ک س با همسر قبلیش بیشتر احساس رضایت می کرده است اما هیچوقت جرات گفتن این مطلب را به همسر فعلیش که بسیار برایش قابل احترام است ندارد. او به درستی این مسئله را برای حفظ احترام همسرش، پیش خود پنهان کرده استâ€"مثل وقتی که بعضی چیزها را برای حفاظت از خودتان پیش خود مخفی می کنید. دوست من لیزا از گفتن وزنش به همسرش ابا می کند. او می گوید، "من خیلی سبک تر از وزنم به نظر می آیم پس چرا باید همسرم را با گفتن این واقعیت همسرم را از خودم نامید کنم؟" حفظ این حریم شخصی، از شما محاظت می کند؛ باعث می شود در نظر فردی که برایتان قابل ارزش و احترام است، رقت انگیز و ناتوان به نظر نیایید. زنی را می شناختم که می گفت "وقتی یکبار کودکم از روی میز به پایین پرت شد به همسرم نگفتم، کودک آسیبی ندیده بود خودم هم به اندازه ی کافی ناراحت بودم پس چرا باید فکر همسرم را هم آشفته می کردم؟"

 

یکی از دوستانم می گفت که چند وقتی از طرف یکی از دوست پسران سابقش نامه های عاشقانه ای به دفتر کارش می رسد. او این نامه ها را جواب نمی داد اما لزومی هم نمی دید که این مسئله را با همسرش درمیان بگذارد چون احساس می کرد بی دلیل باعث رنجش او خواهد شد. چه کسی می تواند این زن را از کتمان حقیقت از همسرش متهم کند؟ همه ی ما به تجربه دریافته ایم که صداقت همیشه هم خوب نیست و گاهی خانه خراب کن می شود.

 

 

حقیقت و دروغ

البته بین حق مشروع برای داشتن حریم شخصی و فریب و نیرنگ تفاوت وجود دارد. اما چه مسائلی را می توانید شرعاً و بدون رسیدن هیچگونه آسیب به کسی، پیش خود نگه دارید؟ کدام مسائل اگر برملا شود، باعث ایجاد شکاف و جدایی عمیق بین شما و همسرتان خواهد شد؟

 

دکتر رآل اعتقاد دارد که همه ی ما ذاتاً و غریزتاً می دانیم که این حد و حدود تا کجاست. بااینحال مقیاسی برای ما  عنوان میکند: از خودتان بپرسید، اگر کسی از این کار شما فیلم بگیرد و آن را به همسرتان نشان دهد، آیا ناراحت یا عصبانی می شود؟ آیا می توانید جلوی آینه بایستید و رودردرو به خودتان گویید که بیگناه و بی تقصیرید؟ اگر نتوانید اینکار را کنید حتماً کارتان مشکل دارد.

 

در این حالت باید بفهمید که پنهان کردن این مسئله به خاطر حق طبیعی شما برای داشتن حریم شخصی نیست، بلکه به این خاطر است که می دانید کارتان اشتباه بوده است. و اینجاست که همسرتان را فریب می دهید.

 

دکتر رنی کوهن اعتقاد دارد، "فعالیت های بزرگسالانه ای هست که گزارش جزء به جزء آن به همسر الزامی ندارد. شما دیگر بچه نیستید که بخواهید برای کارهایتان اجازه بگیرید. باید اینقدر اعتماد و اطمینان در ازدواجتان باشد که این آزادی عمل را به شما بدهد."

 

در پایان باید بگویم اینکه چه چیزهایی را باید از همسرتان پنهان کنید و چه چیزهایی را نباید، بستگی به نوع رابطه ی شما وهمسرتان دارد. شناختی که از همسرتان دارید می تواند کمک خوبی برایتان باشد و از آن طریق بفهمید که دوست دارد چه چیزهایی را با او میان بگذارید.

 

و اگر در موردی تردید داشتید، صراحت را انتخاب کنید: گاهی اوقات برملا کردن حقایق بهتر از نگه داشتن راز است. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد هر چه دو طرف رابطه مسائل بیشتری را از هم پنهان کنند، ازدواجشان بی ثبات تر و ناپایدارتر خواهد شد. "وقتی درمورد آنچه که هستید رک و صادق باشید، و همزمان فردیت خودتان را حفظ کنید، همسرتان تمایل بیشتر برای پذیرش و قبول شما آنطور که هستید پیدا خواهد کرد."

 

نویسنده : Mir Shahram Safari : ٦:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آرزو های بزرگ

  • هر گز از به دست اوردن ان چه که می خواهی ,ناامید نشو .کسی که  آرزو های بزرگ دارد بسیار قوی تر از کسی است که فقط واقعیت ها را در دست دارد.
  • بالاترین نیاز عاطفی هر کس مورد تحسین واقع شدن است .
  • چیز های کم اهمیت را تشخیص بده و سپس ان ها را نادیده بگیر .
  • نویسنده : Mir Shahram Safari : ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦
    Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

    حقیقت شریعت

    امروز ، وظیفه هر انسان اجتماعی است ، که حقیقت دین و شریعت خویش را بشناسد ... حقیقت آن ، نه واقعیت آن.

                                                                                             دکتر علی شریعتی

    نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٦
    Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

    دانستني‌هاي جالب

    آيا ميدانستيد که:

        در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:

    Fornication Under Consent of the King (F.U.C.K) 
    ( زنا ! با اجازه از پادشاه )
     

        مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
    Kan Ghu Ru که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است. ولي در حقيقت منظور بوميان اين بوده که ما منظور شما را نمي فهميم.


     ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند.


    در
    خوکها 30 دقيقه اُرگاسم (احساس ارضاي جنسي) طول مي‌كشه.

     
    سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟


     صداي اردک اکو ندارد و هيچکس هم دليل آنرا نميداند.

     
    مراکز چشايي  پروانه روي پاهايش قرار دارد.

     
    پشه ها دندان دارند!


     ستاره هاي دريايي مغز ندارند.

      
     آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد. 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند!

    نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦
    Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

    همايش نقش امر به معروف و نهي از منكر در سلامت گردشگري

    مازندران ميزبان همايش «نقش امر به معروف و نهي از منكر در سلامت گردشگري»

    خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ همايش ملي «نقش امر به معروف و نهي از منكر در سلامت گردشگري»، 17 خرداد در استان مازندران برگزار مي‌شود.

    به گزارش روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان مازندران، رحمت عباس‌نژاد، رئيس اين سازمان با اعلام اين خبر گفت: «اين سازمان با همكاري ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر استان مازندران، دومين همايش ملي نقش امر به معروف و نهي از منكر در سلامت گردشگري را برگزار مي‌كند.»

    عباس‌نژاد گفت: «اين همايش در دو بخش سخنراني‌ و كميسيون علمي برپا مي‌شود. در اين همايش چهار كميسيون در قالب نقش امر به معروف براي حفظ شعائر اسلامي در تعامل فرهنگي و گردشگري، نقش امر به معروف در تقويت و حفظ شعائر اسلامي در تاسيسات گردشگري خصوصي و عمومي، نقش امر به معروف در ايجاد امنيت و نظم اجتماعي و گردشگري و نقش زير‌ساخت‌ها و خدمات گردشگري در حفظ و احياي شئونات اسلامي برپا مي‌شود.»

    او گفت: «همچنين موضوعاتي مانند شناسايي اصول و مقررات جامعه كه گردشگران ملزم به رعايت آن هستند، راه‌هاي اشاعه ارزش‌هاي انساني و فرهنگ اسلامي براي گردشگران و چگونگي امر و نهي گردشگران نسبت به رعايت شئونات اسلامي، باحضور كارشناسان و متخصصان مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

    نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٦
    Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

    كارتون ضد ايراني پرسپوليس در جشنواره كن

    .. كارتون ضد ايراني پرسپوليس در جشنواره كن

    The image “http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/a/ab/Satrapi_marjane-promopic.jpg/220px-Satrapi_marjane-promopic.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.   نخير مثل اينكه ديگه هر دم از اين باغ بري مي‌رسد! اين بار هم يه خانوم 37 ساله چي بگم ... به اسم مرجانه ساتراپي ، راه اُفتاده با حمايت‌هاي صهيونيست‌هاي نازنين از جمله آقاي اسپيلبرگ معروف و كمپاني سوني‌پيكچر ، يه انيميشن به اسم Persepolis ساخته كه فرهنگ فعلي اجتماع ايران رو نقد مي‌كُنه و با ديدي سياه به توصيف حريم‌هاي اجتماعي ما پرداخته.
       داستان هم بر سر ناسازگاري يه دختر بچه 9 ساله‌ با قواعد اسلامي حاكم بر جامعه است و اينكه اون حاضر نميشه محدوديت‌هاي موجود رو بپذيره و بعد هم با گروههاي پانك و لات آشنا ميشه و ديدش باز ميشه (يه برداشتِ كاملاً تخيلي و منظوردار). تا اينكه از جريانات جنگ ايران و عراق قاطي مي‌كُنه و تصميم مي‌گيره در 14 سالگي بزنه بره اتريش و حالا ديگه چي قراره توي يه كشور غريبه سرش بياد معلوم نيست!

    مرجانه ساتراپي به نقل از روز‌‌آنلاين ، ايراني‌هاي فعلي رو مردمي ديوانه مي‌دونه كه به خونِ غربي‌ها تشنه هستن!

        البته شايان ذكره كه اين كارتون قبلاً توسط اين خانوم به صورت مجموعه داستان منتشر مي‌شُده. ولي رسانه‌اي با قدرت نفوذ و تأثيرگذاري سينما تونسته اون رو پُررنگ‌ترش كنه. فيلم به زبان فرانسه است و
    تعدادي از هنرپيشگان مشهور سينماي فرانسه مثل کاترين دونوو و دخترش شيارا ماستروياني، دانيل داريو، سيمون آبکاريان و جينا رولندز به جاي شخصيت هاي اصلي فيلم حرف زده اند. ضمناً در جشنواره كن امسال از جمهوري اسلامي ایران فيلمي پذيرفته نشده اما يك فيلم از كيارستمي به سفارش جشنواره ساخته و پخش ميشه و نيكي ‌كريمي هم جزو هيئت داوران خواهد بود.

    - گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي‌زبان

    نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦
    Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم