MYSTERIES OF LIFE

اینترنت برای زندگی بهتر

قوانین همراهی با طبیعت

 
1-      رجوع کننده به خویشتن باشید: خوشیها و ناخوشیها بی دوامند، همه جزئی از پروسه زندگی هستند، نه با یک نا خوشی تارک دنیا شوید و نه با یک خوشی فراموشکار... "به زندگی خود به عنوان یک سری گردشها و روندها نگاه کنید. بر حسب پستیها و بلندیهای دائمی فکر کنید. بر حسب تابستانها، زمستانها، پاییزها و بهارها فکر کنید. وقتی این نگرش بلند مدت در شما ایجاد شود، اتفاقاتی را که می افتند به عنوان بخشی از یک طرح و نقشه بزرگتری می بینید و دیگر در دام نوسانات کوتاه مدت بخت و اقبال خود نخواهید افتاد و می توانید در مورد مسائل و مشکلات خوب فکر کنید و بهتر تصمیم بگیرید." (برایان تریسی) "کلید داشتن حس کنترل، حس هدفمندی است، به سادگی با یاد آوری اهدافتان به زندگی ادامه دهید" (برایان تریسی)
 
2-      خود را خالق تجربیات خود بدانید: برای ناکامی های خود دلیل نیاورید، خودتان را مسئول بدانید. اگر معتاد هستید برای بدبختی هزار توجیه نیاورید! مسئول باشید و بدانید که یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است.. گذشته بد نباید مانع رسیدن شما به آینده ای درخشان شود.
 
3-      مشکلات در خدمت ظرفیت بالا: مشکلات انسان را به ظرفیت کامل می کشاند، با خوشبختی های خود تواناییهایتان را به دنیا ثابت کنید. کشتی در ساحل امن است اما برای اینکار ساخته نشده است.
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن                      این سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
 گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید          هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور
 
4-      تطابق بیابید: هر اتفاق بدی را مانند مهمانی تلقی کنید که دیر یا زود خواهد رفت، با چیزهایی که مال شما نیستند (مثل بیماریها) نسازید. مشکلات آنقدر می آیند تا یاد بگیرید چگونه مبارزه کنید، پس در برابر رشد خود مقاومت نکنید. شجاع باشید، شما نترس به دنیا آمده ایید! "هوش (به تعریف سازمان گالوپ): توانایی برای حذف منظم فعالیتهای وقت گیری که نه تنها کمکی برای رسیدن به اهداف نمی کنند، بلکه بدتر، فرد را از اهدافش دور می سازد" (فکر برتر زندگی بهتر، برایان تریسی)
 
5-      سکوت: عادت کنیم سکوت را در جایی که باید یاد بگیریم، انرژی باطری درونیتان را صرف بیهوده گویی نکنید. مخصوصا سعی کنید غر نزنید! یاد بگیرید که شکایت، غر، نق ممنوع!
 
6-      موهبتهای خود را ارزان نفروشید و موهبتهای دیگران را ارزان نخرید (اصل صداقت): موهبتهایی نظیر عشق، سلامتی، جوانی خود و دیگران را بی قدر نکنید. (اگر خانه ای 100 میلیون قیمت داشت اما 50 میلیون می فروشند نخرید!). مرواریدهای خود را هم جلو خوکها نریزید! (حضرت عیسی مسیح)
 
7-      از مواهب دیگران خوشحال شوید (اصل فراوانی): دنیا پر از فراوانی است، به اندازه همه، همه چیز هست، پس برای همه، همه چیز بخواهید! از موهبتهای دیگران خوشحال شوید تا درهای توانگری بروی شما گشوده شود. در وقت الهی شما، اگر قابلیتهایتان را به دنیا اعلام نمایید، هر چه بخواهید به شما می رسد. "هر چقدر بیشتر برای دیگران مایه بگذلرید، بدون این که انتظار پاداشی داشته باشید، به همان اندازه از جاهایی که انتظارش را نداشتید به شما نفع خواهد رسید. تا وقتی خوبی بپاشید، عالم هستی به درو کردن آن توجه دارد" (برایان تریسی)
 
8-      ستایش و تحسین: ما معجزه زندگی خود هستیم. مادر ترزای وجود خود را ببینید. زندگیتان را بستایید. زیباییها و تواناییهای خدا، خودتان و دوستانتان را تمجید و تحسین کنید. (به عضو بیمارتان حال بدهید)
 
9-      حق شناسی: قدر دان و شکر گذار خدا، خود و همه کسانی باشید که در مسیر زندگی شما هستند. شکر نعمت نعمتت افزون کند..
 
10-   بخشش: با بخشیدن خود و دیگران خود را رهایی دهید. هیچیک از ما کامل نیستیم پس برای رشد درس بگیرید اما بزرگ باشید و ببخشید. "برای ساختن زندان دو عامل نیاز هست، زندانی و زندانبان. هردوی آنها در زندان هستند. عفو و بخشش یک عمل کاملا خودپسندانه است!" (برایان ترسی). خداوند که کاملترین است، بخشنده ترین است. شاعر بزرگ،  قاآنی چه زیبا در آخرین شعرش بخشش خدا را نشان داده است:
شرمنده از آنیم که در روز مکافات                 اندر خور عفو تو نکردیم گناهی
 آنکه انتقام می گیرد یک روز خوشحال است اما آنکه می بخشد یک عمر. (حضرت علی (ع)).
 
11-    وفای به عهد: در زندگی متعهد باشیم. حقیقت این است که اگر می خواهی خوبی ببینی اول باید خوب باشی. اگر می خواهی وفا ببینی اول باید وفادار باشی... اگر عشق میخواهی اول باید  بتوانی خوب عشق ورزی کنی.. کسانی که دروغ میگویند، کلاه برداری میکنند، حقیقت اینست که اول توانسته اند به خود دروغ بگویند و بر سر نفس خود کلاه بگذارند..
 
12-    قضاوت نکنیم: هر کس مختار زندگی خویش است!. دیگران را بخاطر رفتارشان قضاوت و سرزنش نکنید، معلوم نیست اگر ما آن شخص و یا در موقعیت او بودیم به گونه ای دیگر رفتار می کردیم. همه حق ها باید به رسمیت شناخته شوند مگر اینکه سبب آسیبی گردند (روبرتسون). آزادی را به خود و دیگران هدیه دهید.
جسم خاکی را بدو پیوست جان            تا بیازارند و بیند امتحان
بی خبر کازار این، آزار اوست            آب این خم متصل با آب جوست
 
13-    جاذبه و تشعشع: شما یک آهنربای زنده هستید و همواره آدمها، ایده ها، فرصتها و شرایط را هماهنگ با افکار مهم خود جذب زندگیتان می کنید. منتظر شانس نباشید! هیچ اتفاقی دعوت نشده به به سراغ ما نمی آید. به آنچه خواهانش هستید عشق ارسال کنید. (به کسانی که می خواهند شما را داوری، مصاحبه یا استخدام کنند عشق بفرستید). نفرت یا مرگ را بر هر کشور یا کسی خواستن آنرا متوجه خودتان میکند. آماده باشید تا شرایط نامناسب را ترک کنید! دلیر باشید، آرزوهای بزرگ داشته باشید. بهترینها را بخواهید و به بهترینها تعهد دهید! یعنی با خود عهد کنید که به بهترینها برسید.  
14-    عدم مقاومت در برابر نیرویی که از ما قویتر است: گاهی مقاومت عین حماقت است. آب نیرومندترین عنصر هستی است. در جای مناسب در هم شکننده است و در جای دیگر عبور کننده است و این رمز نیرومندی آب است. در برابر موانعی که توان مبارزه با آن را ندارید به نفع خود کنار روید! این تنها باری است که به نفع خود کنار می روید! صبور باشید، شما به اهداف ارزشمند و مقدس خود خواهید رسید اما رسیدن به هر هدف راه خود را می طلبد، گاهی بهترین راهها در جایی بدترین راهها هستند. هوشمندانه عمل کنید.
 
15-    سپردن بار زندگی (اصل توکل): با تمام توان برای رسیدن به اهداف خود گام بردارید و نتیجه را به خداوند واگذار کنید. خدا تواناتر، لایقتر و عالمتر است. مهمترین نتیجه توکل پرهیز از استرس و اضطراب بی جاست. وقتی دریا آرام شود کشتی های شما از راه می رسند. استرس بزرگترین دشارژ کننده باتری انرژی ما برای حیات است. انرژی تامین کننده سلامتی، شفا، شادمانی، آرامش، موفقیت، عشق، توانگری و وحدت است. یادتان باشد قوانین خدا با قوانین ما متفاوت است! کاری که از نظر ما نشدنیست، آنقدرها هم که فکر میکنیم نشدنی نیست! پس از تمام تلاشها همه چیز را به خدا بسپارید. همیشه بهترین نتیجه از آن شماست.
 
16-    قانون تدارک (ایمان) : پیشاپیش به گونه ای رفتار کنید که گویی به هدف خود رسیده اید. این نشانه ای از ایمان شما به خود و به کائنات است. چیزی را که با عقیده راسخ باور می کنید، به واقعیت تبدیل خواهد شد
                هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی              کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
 
17-    شادی را اولین هدف خود در زندگی قرار دهید: احساسات قویترین سیستم راهیابی ما هستند، هر کاری که انجام می دهید ببینید آیا با این خوشحالید؟ موفقیت، در عشق ورزیدن به کاری است که به آن مشغولید. در هر چیزی که موفق می شوید، آن شب با خود جشن بگیرید.. و یادتان باشد که "فردا" فقط برای این است که به شما بگوید که "چطور" از امروز خود لذت ببرید.. پس از آینده نترسید، نگرانش نباشید دوستش داشته باشید..
 
18-   قانون نظم: به همه چیز در زندگیتان سرو سامان دهید. نظم را بخاطر آزادسازی انرژیهایتان بکار ببندید. با دور ریختن یا بخشیدن اشیایی که استفاده نمیکنید، فراموش کردن خاطراتی که به تاریخ پیوسته اند، بخشیدن افرادی که شما را خواسته یا ناخواسته رنجانده اند، راه را برای به جریان انداختن انرژی در فکر و زندگیتان باز کنید. اشیای بی مصرف، فایلهای نامرتب و درهم، کارهای عقب مانده، وزن اضافی و مهمتر از همه افکار کهنه و پوسیده، کینه ها و روابط نابسامان و بلا تکلیف، بزرگترین موانع ما برای با تمام انرژی گام برداشتن هستند. خود را از همه این چیزهای انرژی گیر رها سازید.
 
19-    قانون مصرف: هر چه دارید مصرف کنید وگر نه، ببخشید یا دور بریزید. (خمس در همه ادیان وجود دارد، پایبندترین افراد جهان در پرداخت خمس ثروتمندترین افراد جهان هستند (یهودیان))
 
20-    قانون اسراف: هر چیزی را در حد نیاز خود مصرف کنید وگرنه به همان اندازه چیزی از سلامتی، عشق یا ثروت از زندگی شما کم خواهد شد. با رسیدن به تعادل در هر چیز سرعت حرکت خود را بهینه کنید. این رمز توقف ناپذیری شماست!
 
21-    بازگشت الهی: هر چیزی که حق الهی شماست به شما خواهد رسید، خودتان را آشفته نکنید! نگران هیچ چیز نباشید...
 
22-   با خودتان روراست باشید: به نقل از کتاب برایان تریسی، پولونیس در هملت شکسپیر می گوید: "با خودت رو راست باش، اگر چنین باشی، به دنبال آن، همانطور که روز به دنبال شب می آید، نمی توانی با کسی روراست نباشی" "روراست بودن با خودتان نقطه شروع ایجاد یک سیرت و شخصیت عالی است. اگر از اکثر مردم بپرسید که آیا درستکار هستند یا نه، تقریبا همه خواهند گفت که بله. درستکار واقعی بودن به این معناست که با هر کسی که در زندگی هست درستکار و روراست باشید. یعنی نه تنها هرگز دروغ نمی گویید بلکه هرگز با دروغ زندگی نمی کنید. هرگز در شرایطی که مخالف اخلاق هست یا راستی و درستی شما را تحلیل می برد و باعث ناراحتی و بدبختی تان می شود، نمانید! هرگز با نگفتن این که واقا چه فکر می کنید و چه احساسی دارید راستی و صداقت خود را به مخاطره نیندازید." (برایان تریسی) "راستی و درستی تنها ویژگی مهم برای رسیدن به موفقیت است. راستی و درستی ارزشی است که واقا سایر ارزشها را ضمانت می کند. اگر درستکار نباشید با کوچکترین اغوا سایر ارزشهایتان را نیز به مخاطره خواهید انداخت" (برایان تریسی)  "برای بالا بردن شخصیت، راستی و درستی یک نیاز ضروری است و بالا بردن شخصیت باید هدف نهایی زندگی شما باشد" (برایان تریسی) "از راستی و درستی خود به عنوان یک شی مقدس محافظت کنید" (رالف والدو امرسان)
 
23-   هماهنگی بیرون و درون: خودتان باشید، صداقت بهترین سیاست است. نیازهای درونیتان را با رفتارهای بیرونیتان هماهنگ کنید. از ابراز خودتان نهراسید، شما به عنوان انسان حق دارید نیازهایتان را آشکارا به دنیا اعلام کنید. نیازی به انتخاب راههای سخت تر نیست پس دورویی نکنید.
 
24-    فرایند دگرگونی: وقتی تصمیم گرفتید همه این قوانین را مصممانه، خوب و بجا استفاده کنید، ممکن است ابتدا کمی بهم بریزید چون شما به زندگی قبلی خود عادت کرده بودید اما بدانید که تا پریشان نشود کار به سامان نرسد...  صبور باشید و ادامه دهید. تکرار کنید و از یاد نبرید. "شکل گیری عادات خوب دشوار است اما زندگی با آن عادات آسان. اما شکل گیری عادات بد آسان است و زندگی با آنها دشوار". (برایان تریسی) پس خسته نشوید! ارزشش را دارد چون شما شاهکار زندگی خود هستید و لایق بهترینها.. هیچ خوشبختی ارزان بدست نمی آید...
 
 
مکن زغصه شکایت که در طریق طلب                         به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
نویسنده : Mir Shahram Safari : ٩:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

چرا مردها بندرت افسرده می شوندWHY MEN ARE SELDOM DEPRESSED

WHY MEN ARE SELDOM DEPRESSED:
(چرا مردها بندرت افسرده می شوند)
 
Men Are Just Happier People.
مردان اصولا آدم های شادتری هستند
 
What do you expect from such simple creatures?
از موجودی به این سادگی چه انتظاری داری؟
 
Your last name stays put.
نام خانوادگی تو باقی می ماند
 
The garage is all yours.
 تمام فضای گاراژ به تو تعلق داره
 
Wedding plans take care of themselves.
برنامه ریزی برای عروسی خود بخود انجام میشه
 
Chocolate is just another snack.
شکولات هم یک خوردنی دیگه ست
 
You can be President.
می تونی رئیس جمهور بشی
 
You can never be pregnant.
هرگز حامله نمیشی
 
You can wear a white T-shirt to a water park.
برای رفتن به پارک آبی می تونی تی شرت سفید بپوشی
 
You can wear NO shirt to a water park.
برای رفتن به پارک آبی می تونی اصلا هیچی نپوشی
 
Car mechanics tell you the truth.
مکانیک اتومبیل به شما راست میگه
 
The world is your urinal.
تمام دنیا آبریزگاه توست
 
You never have to drive to another gas station restroom because this one is just too icky.
مجبور نیستی مصافت زیادی تا پمپ بنزین بعدی رانندگی کنی به این دلیل که دستشوئی این یکی خیلی کثیفه
 
You don't have to stop and think of which way to turn a nut on a bolt.
مجبور نیستی برای اینکه بدونی مهره رو از کدوم طرف روی پیچ بچرخونی مدتی فکر کنی
 
Same work, more pay.
 کار یکسان، درآمد بیشتر
 
Wrinkles add character.
چین و چروک به تو شخصیت میده
 
Wedding dress $5000. Tux rental-$100.
لباس عروس 5000 دلاره، هزینه یک شب کرایه تاکسیدو فقط 100 دلاره
 
People never stare at your chest when you're talking to them.
وقتی با دیگران حرف می زنی به سینه ت نگاه نمی کنن
 
New shoes don't cut, blister, or mangle your feet.
کفش نو پای تو رو زخم نمی کنه.
 
One mood all the  time.
می تونی همیشه یک حالت داشته باشی
 
Phone conversations are over in 30 seconds flat.
مکالمه تلفنی تو فقط سی ثانیه طول می کشه
 
You know stuff about tanks.
خیلی چیز درباره مخزن آب توآلت می دونی
 
A five-day vacation requires only one suitcase.
برای 5 روز مرخصی فقط به یک چمدان احتیاج داری
 
You can open all your own  jars
خودت می تونی در تمام بطری ها رو باز کنی.
 
You get extra credit for the slightest act of thoughtfulness.
با کوچکترین کار متفکرانه اعتبار زیادی کسب می کنی.
 
If someone forgets to invite you,
He or she can still be your friend.
اگر کسی فراموش کرد تو رو دعوت کنه
چه زن و چه مرد، بازم دوست تو باقی می مونه
 
Your underwear is  $8.95 for a three-pack.
سه تا شورت برای تو فقط 8.95 دلار خرج داره
 
Three pairs of shoes are more than enough.
سه جفت کفش از سرت هم زیاده
 
You almost never have strap problems in public.
هرگز در اماکن عمومی مشکلی با بند لباس زیر نداری
 
You are unable to see wrinkles in your clothes.
تو قادر به دیدن چروک لباست نیستی
 
Everything on your face stays its original color.
هرچیزی روی صورت تو همیشه به رنگ طبیعی باقی می مونه
 
The same hairstyle lasts for years, maybe decades.
یک مدل مو برای سالها، و یا ده ها سال کافیه
 
You only have to shave your face and neck.
تو فقط باید موهای صورت و گردنت رو بتراشی
 
You can play with toys all your life.
در تمام عمر می تونی با اسباب بازی بازی کنی
 
One wallet and one pair of shoes -- one color for all seasons.
یک کیف پول و یک جفت کفش....و یک رنگ برای تمام فصلها کافیه
 
You can wear shorts no matter how your legs look.
پاهات هر شکلی که باشن بازم می تونی شلوار کوتاه بپوشی
 
You can 'do' your nails with a pocket knife.
می تونی با چاقوی جیبی ناخن هات رو تمیز و مرتب کنی
 
You have freedom of choice concerning growing a mustache.
برای سبیل گذاشتن اختیار تام داری
 
You can do Christmas shopping for 25 relatives
On December 24 in 25 minutes.
می تونی برای 25 نفر از بستگان روز 24 دسامبر در عرض 25 دقیقه هدیه بخری
 
No wonder men are happier.
پس عجیب نیست که مردها شادتر هستن
 
send this to the women who can handle it
And to the men who will enjoy reading it.
این ایمیل رو برای خانمهایی که طاقتشو دارن
 
و به آقایانی که از خواندنش کیف می کنن بفرست.
 
 
Men Are Just Happier People
مردان همینجوری شادتر هستن
نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

The Top 20 Reasons Not to Move to Dubai (in no particular order!) By Tia O’Neill


Living in Dubai is not wonderful and glamorous, as many would have you believe.  Forget about what you’ve read, seen, and heard; those shiny buildings and manmade islands are all just smoke and mirrors.  There are so many things wrong with this place that I have decided to compile a list, a must read if you are considering a potential move to Dubai.

1. There is no standard address system making mail-to-the door delivery impossible.  In fact, it makes anything nearly impossible.  The taxi driver, here for only two days, and having learned English from old Beatles albums has no clue where your house is.  He won’t tell you that of course, he’ll just keep calling and saying, “Okay, okay.  Yeah, yeah.”  When you purchase something that requires delivery they do not have an address line, but a box where you are expected to draw a map.  Not able to draw a map?  Explain like this: I live on the street after the airport road, but before the roundabout.  Go past the mosque and make a U-turn.

2. The government blocks all web sites that it deems “offensive” to the “religious, moral, and cultural values” of the UAE.  That’s hard to swallow for a freedom loving American, but I get it.  I do not understand, however, why all VOIP access and related web sites are blocked.  I guess the government also takes offense to people inexpensively contacting their families back home.  You’re welcome to call using the analog service provided by the government-owned telephone monopoly, but it will cost you a whole lot more.  So much so, in fact, your frequency of calls will be greatly diminished if you can afford them at all.  The government says VOIP is blocked for security reasons, yet even the residents of communist China and North Korea have access to these inexpensive calls. 

 


3. It is really hot outside.  Not Florida in July hot; Hot as if you were locked in a car in Florida in July with sufficient humidity to make it feel as though you are drowning.  Hot as in 120 degrees with nearly 100% humidity.  Do not look to the wind for relief.  This is the equivalent of pointing a hairdryer on full blast directly at your face.  Pour fine moon dust-like sand over your head as you do this and you get the picture. 

4. There are too few trees, plants, and grass – or living things aside from us crazy humans, for that matter.  Ever see a bird pant?  I have.  In my opinion, human beings were not meant to live in such a place.  If we were, there would be sufficient water and shade.  The only greenery around are the roadside gardens planted by the government, who waters the hell out of them in the middle of the day.  Thanks a lot!  Didn’t you say we should cut down on our water consumption because you are unable to keep up with the demand?  I have an idea: let’s all move someplace where it’s not 120 degrees outside.

5. This country prides itself so much on its glitz and glamour that it put a picture of its 7-star hotel on the license plate. Yet, the public toilets in the king-of-bling Gold Souk district are holes in the ground with no toilet paper or soap.  Hoses to rinse your nether regions, however, are provided.  This results in a mass of water on the floor that you must stand in to pee.  Try squatting without touching anything and keeping your pants from touching anything either.  Oh yeah.  It’s 120 degrees in there too.  

6. This country encourages businesses to hire people from other poor countries to come here and work.  They have them sign contracts that are a decade long and then take their passports.  Even though taking passports is supposedly illegal, the government knows it happens and does nothing to enforce the law. These poor people are promised a certain pay, but the companies neglect to tell them they will be deducting their cost of living from their paychecks, leaving them virtually penniless – that is, if they choose to pay them.  Companies hold back paychecks for months at a time.  When the workers strike as a result, they are jailed.  Protesting is illegal, you see (apparently this law IS enforced).  

These people will never make enough to buy a ticket home and even if they do, they do not have their passports.  They live crammed in portables with tons of others, in highly unsanitary conditions.  The kicker: they are building hotels that cost more to stay in for one night than they will make in an entire year.  Things are so bad that a number of laborers are willing to throw themselves in front of cars because their death would bring their family affluence in the form of diya, blood money paid to the victim’s family as mandated by the government.

7. Things are not cheaper here.  I’m sick of people saying that.  I read the letters to the editor page of the paper and people say to those who complain about the cost of living rising here, “Well, it’s cheaper than your home country or you wouldn’t be here.”    The only thing cheaper here is labor.  Yes, you can have a maid – but a bag of washed lettuce  will cost you almost $10.  

8. There are traffic cameras everywhere.  I consider this cheating.  Where are the damn cops?  I drove around this city for weeks before I ever even saw a cop.  Trust me, they need traffic cops here.  People drive like idiots. It’s perfectly okay to turn left from the far right lane, but speeding even just a couple of kilometers over will get you fined.  These cameras are placed strategically as you come down hills, or just as the speed limit changes.  Before you know it…BAM!  Fined.  Forget to pay the bill and your car will be impounded..  

9. The clothing some of these women wear makes no sense to me.  I understand that as part of your religion you are required to dress in a particular way, but a black robe over your jeans and turtleneck and cover your head when it is 120 degrees outside?  In the gym some women wear five layers of clothing…sweatpants and t-shits over sweaters with headscarves.  Yet the men’s clothing makes absolute sense: white, airy, and nothing underneath but their skivvies.  

10. People stare at you.  I am sick of being stared at.  I’m stared at by men who have never seen a fair-skinned blue-eyed woman before, or who have and think we are all prostitutes so it’s okay to stare.  They stare at me when I am fully covered or with my husband, and even follow me around.  It’s beyond creepy and has brought me to tears on more than one occasion.  The staring is not limited to men, either.  I’m stared at angrily by female prostitutes who think I am running in on their territory by having a few drinks with my husband at the bar.  
  
11. Prostitutes?  Oh hell yes, there are prostitutes.  Tons of them.  So, let me get this straight, I can’t look at a naked picture of a person on the Internet in the privacy of my home, but it is okay to go out in public and buy a few for the night? 

12. Alcohol can only be sold in hotels and a handful of private clubs.  A person must own a liquor license to consume in the privacy of their own home.  To obtain a liquor license you must get signed approval from your boss, prove a certain level of salary that determines how much you are allowed to buy, and then submit several mug shots (aka passport photos) for approval.  Pay the fee and the additional 30% tax on every purchase and you may drink at home.  Then again, you can just pick up a few bottles in the airport duty free on your way in to the country, but two is the max.  Why not just drive out to Ajman where it’s a free-for-all and load up the SUV?  It’s easy enough, but crossing the Emirates with alcohol is illegal – particularly in the dry emirate of Sharjah, which just happens to lie between Dubai and Ajman.  Go figure.

13. Not only do you have to get your boss’s approval to obtain a liquor license, but you must also get the company’s approval to rent property, have a telephone, or get satellite TV.  

14. Back to the craziness on the roads: If I see one more kid standing up and waving to me out the back window while flying down the road at 160 kph…whatever happened to seatbelts?

15. When is the weekend again?  Let me get this straight: the weekend used to be Thursday and Friday, but no one took off all of Thursday, just a half day really.  Now the government says Friday and Saturday are the weekend, but some people only take off Friday, others still take a half day on Thursday, but some might just take a half day on Saturday instead.  Anyway you slice it, Sundays are workdays and little business can be accomplished Thursday through Saturday. 

16. There are few satellite television operators:.  The movie channels play movies that are old and outdated.  Many of them went straight to video back in the States.  Every sitcom that failed in the US has been purchased and is played here.  Old episodes of Knight Rider are advertised like it is the coolest thing since sliced bread.  The TV commercials are  repeated so often that I am determined NOT to buy anything I see advertised on television here just for thee principle of it.  When I say repeated often, I mean every commercial break - sometimes more than once.

17. The roads are horribly designed.  Driving ten minutes out of the way to make a U-turn is not uncommon.  People are not able to give directions most of the time (remember reason #1), and the maps are little help because most have few road names on them, if any.  Where is interchange four?  You just have to hope you got on the freeway in the right place and start counting because they are not numbered.  Miss it and you’ll likely end up on the other side of town before you are able to turn around and go back.

18. Taxi drivers are dangerous and smell. Taxi drivers work very hard here to earn a living because travel by taxi is still relatively inexpensive, even though the cost of living is not (see reason #7).  Because of this you may have a driver who has had little sleep or the opportunity to shower for several days.  Many of these drivers have just as much difficulty finding their way around as you do, but add to this a third-world country driving style and extreme exhaustion and, well, remember to buckle up for safety.

19. Speeding is an Emirati sport and Emirates Road is just an extension of the Dubai Autodrome.  I know I keep mentioning the roads, but really, much of this city’s issues are encompassed by the erratic and irrational behavior displayed on its streets.  Visions of flashing lights on even flashier, limo-tinted SUVs haunt me as I merge on to the highway.  Local nationals are somehow able to get the sun-protecting dark window tint denied to us lowly expats and use it to hide their faces as they tailgate you incessantly at unbelievably high speeds, their lights flickering on and off and horn blaring repeatedly.  It doesn’t matter that you can’t get over, or if doing so would be particularly dangerous, they will run you off the road to get in front of you.  Don’t even think about giving someone the finger; the offense could land you in jail.  Tailgating is, unbelievably, legal.

20. Dubai is far from environmentally friendly.  Ever wonder how much damage those manmade islands are doing to the delicate ocean ecosystem?  Coral reefs, sea grasses, and oyster beds that were once part of protected marine lands lie choked under a barrage of dredged up sea sand.  Consider the waste that occurs from erecting buildings on top of these sand monsters and from the people that occupy them coupled with the lack of an effective recycling program and you have an environmental disaster on your hands.  Add to this more gas guzzling SUVs than fuel-efficient cars on the road and the need for 24-hour powerful air-conditioning and its evident that the environment is not high on the priority list of the UAE.

So while I’m sure there are benefits to living in Dubai, tax breaks, multi-cultural environments, and beautiful buildings aside, reconsider your plans to move here if any of the above mentioned reasons strikes a chord within you.  Dubai is a city caught in an identity crisis.  Struggling somewhere between its desire to be a playground for the rich and its adherence to traditional Islamic roots, rests a city that lacks sufficient infrastructure to support its delusions of grandeur.  Visit if you must, but leave quickly before you are sucked into its calamitous void. 

 

 

نویسنده : Mir Shahram Safari : ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

سالانه 180 هزار تحصیل کرده از ایران می رود

 

روزنامه ابتکار: مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها یکی از پدیده های تقریباً نو ظهوری است که طی دهه های گذشته جامعه علمی ایران را دستخوش تغییراتی کرده و همواره نگرانی هایی را نیز به وجود آورده است. در این زمینه اگر بخواهیم گزارش صندوق بین‌المللی پول را مد نظر قرار دهیم می‌بینیم که طی همین سالهای نه چندان دور، ایران توانسته خود را جزو کشورهایی که بیشترین فرار مغزها را به خود اختصاص داده قرار دهد و حتی در این زمینه رکورد زنی کند. در این بین اما همیشه عوامل گوناگونی را به عنوان دلایل اصلی فرار مغزها عنوان کرده اند که بی توجهی به جایگاه علم و عالم، بی توجهی به پژوهش، عوامل اقتصادی، عدم شایسته سالاری و...از جمله این موارد می‌باشد. سپردن پست‌ها به افراد نالایق باعث مهاجرت نخبگان می‌شود یکی از کسانی که اخیراً در این خصوص اظهار نظر کرده است سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس است که وجود فضای شعارگونه در بحث‌های شایسته‌سالاری را عامل اصلی سرخوردگی نخبگان و متخصصان کشور توصیف کرده است. سعد الله نصیری قیداری که روز گذشته به گفت‌و‌گو با خانه ملت نشسته بود در این زمینه افزوده است:سپردن پست‌های شغلی در شان نخبگان به افراد نالایق باعث سرخوردگی و یاس سرمایه‌های انسانی کشور و مهاجرت آنها می‌شود. وی همچنین درباره علل مهاجرت متخصصان از کشور،گفته است:رهبر معظم انقلاب پیش از این تاکید کرده بودند که در کنار هر دانشگاهی یک پژوهشگاه نیز راه اندازی شود تا فارغ التحصیلان بر‌تر هر دانشگاه و نخبگان بتوانند تا زمان یافتن شغل مناسب در این پژوهشگاه‌ها مشغول باشند. نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی با انتقاد ازعدم توجه برخی مسئولان به فرمایشات رهبرمعظم انقلاب،افزوده است: متاسفانه ولایت مداری تبدیل به شعار شده و دولت فراموش کرده شرط ولایت مدار بودن انجام و التزام عملی به فرمایشات رهبری و توجه به نگرانی‌ها و دلواپسی‌های ایشان در موارد مختلف است. وی در ادامه به تشریح دلایل مهاجرت متخصصان ایران پرداخته و،ادامه داده است:پست های شغلی در شان نخبگان به افراد نالایقی سپرده شده که روابط قوی و پررنگی با دستگاه های دیگر داشته و فاقد صلاحیت و شایستگی لازم برای داشتن شغل های رده بالا هستند. نصیری قیداری در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نبود شایسته سالاری در دولت،خاطر نشان ساخته است:زمانی که فرصت‌های شغلی مناسب از نخبگان دریغ می‌شود،از یافتن شغلی درشان خودشان نا‌امید و دلسرد شده و به دنبال برنامه‌های تبلیغاتی گسترده دشمنان، مهاجرت را انتخاب می‌کنند. وی هم چنین وجود فضای شعارگونه در بحث‌های شایسته سالاری را عامل اصلی سرخوردگی نخبگان و متخصصان کشور توصیف کرده و یادآور ساخته است:متخصصانی که از کشور خارج می‌شوند، ارزشی به مراتب بالا‌تر از نفت این خاک دارند، اما با بی‌توجهی به این سرمایه‌ها تنها شاهد مهاجرت همراه با کدورت آنها از کشور می‌شویم. سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به دغدغه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این خصوص، گفته است:دربرنامه پنجم توسعه بند‌هایی برای حمایت از نخبگان و متخصصان لحاظ شده، اما متاسفانه اجرا نمی‌شود ومواردی از قبیل حمایت از نخبگان ویا اعطای بورس تحصیلی به آنها تا به امروز به صورت قابل قبولی انجام نشده است. شورای عالی ایرانیان خارج از کشور بیت‌المال را هدر می‌دهد سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هم چنین دربخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر بی‌مبنا بودن ادعاهای شورای عالی ایرانیان خارج از کشور در خصوص ایجاد زمینه برای بازگشت نخبگان و متخصصان گفته است: این نهاد هیچ محصولی جز هدر رفت بیت المال در جلسات پر زرق و برقشان برای کشور نداشته وتمامی افراد این مجموعه به دنبال سو استفاده از این نهاد برای اشاعه تفکرات انحرافی شان هستند. نصیری قیداری در پایان خاطرنشان ساخته است:این نهاد به جای این همه ادعا باید آمار قابل استناد و بررسی در خصوص تعداد افرادی را که حمایت و بازگردانده است ارائه دهد تا مشخص شود تمام این مدت به چه کاری مشغول بوده است. آمارها چه می‌گویند؛ فرار سالانه 15 درصد از فارغ التحصیلان کشور اما اگر بخواهیم سری هم به آمارها بزنیم می‌بینیم که بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول،سالانه حدود 180هزار ایرانی تحصیل‌کرده به امید زندگی و یافتن موقعیت‌های شغلی بهتر ازکشور خارج می‌شوند،این صندوق رقم خروج حدود 180هزار نخبه تحصیل کرده از ایران را به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از کشورعنوان کرده است. این در حالی است که طبق آمارهای رسمی، سالانه یک میلیون و دویست هزار نفر از کل دانشگاه‌های کشور فارغ‌التحصیل می‌شوند، به‌این‌ ترتیب نسبت خروج فارغ‌التحصیلان از کشور به کل آنان، 15 درصد است. بر اساس گزارش دیگری ازصندوق بین‌المللی پول، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان 91 کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا کسب کرده است. طبق این آمار هم‌اکنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند. از سوی دیگر هم چنین می‌بینیم که بیش از 5/4 میلیارد دلار از سرمایه‌های ایران به صورت نیروی انسانی متخصص به آمریکا و 6 میلیارد دلار دیگر به کشورهای اروپایی منتقل شده است.شایان ذکر است بی‌تفاوتی و بی‌انگیزگی در میان نخبگان روند رو به رشدی دارد به طوری که بنابر آمار مرکز ملی تحقیقات علوم پزشکی 3/62 درصد استادیاران و 4/71 درصد دانشیاران علوم پزشکی در طول سال هیچ کتابی تألیف نمی‌کنند و 20 درصد دانشیاران کمتر از 4 درصد از وقت خود را صرف گردآوری اطلاعات می‌کنند. فرار مغزها مساوی است با فقر و بحران اگر از زاویه ای دیگر وآرمانی بخواهیم به این پدیده بنگریم می‌بینیم که مهاجرت بین‌المللی نخبگان در شرایط جهانی امروزکه گریزی از آن نیست،چنانچه به صورت چرخشی و در وضعیتی تعامل گونه،داد وستدی وتعادلی باشدسرشار ازفواید است و می‌تواند در انتقال دانش فنی، انتقال و تبادل دستاوردهای ارزشمند علمی و فرهنگی و تجارب گران سنگ ملت ها و جوامع بشری مفید واقع شود،اما به اعتقاد کارشناسان مهاجرت یک سویه،بی بازگشت و فرارگونه نخبگان (که با اصطلاح «فرار مغزها» از آن تعبیر می‌شود)،در واقع، یک فاجعه و ضایعه ملی است که کشور مبدأ را از شمار زیادی از بهترین سرمایه های خود،محروم می‌کند،تا آن جا که تدریجا برای اداره امور روزمره و مدیریت دولت و نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود نیز همچون دانشگاه ها و مراکز پژوهشی، دچار فقر و نا به سامانی و بحران خواهد شد که در این خصوص اولین ضرر ناشی از این پدیده بر کشورهای در حال توسعه، به هدر رفتن هزینه هایی است که صرف آموزش و تربیت نیروهای متخصص خود کرده اند و با خارج شدن آنها، تمام این هزینه های هنگفت را (که بخش بزرگی از بودجه های ناچیز کشورشان را دربرمی‌گیرد)، با خود به کشور مقصد می‌برند. این گزارش حاکی از آن است که اصطلاح «فرار مغزها»که درست پس از جنگ جهانی دوم(یعنی زمانی که کشورهای غربی، بازسازی ویرانه های ناشی از جنگ جهانی را آغاز کرده بودند به شکل یک معضل پیچیده، پا به عرصه وجود گذاشت.) به گونه ای که تعدادی از دانشمندان، مخترعان، مبتکران، هنرمندان، تکنسین ها، کارگران ماهروخلاّق،مهندسان، نویسندگان،پزشکان، جراحان و متخصّصان (که سرمایه های انسانی کشورها به حساب می‌آیند)،به دلایل مختلف، مجبور به ترک وطن خود شدند
نویسنده : Mir Shahram Safari : ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

از خودروهای سه میلیارد تومانی تا تلاش برای سیر کردن شکم

 

از خودروهای سه میلیارد تومانی تا تلاش برای سیر کردن شکم

 


روزگاری نه‌چندان دور اتومبیل‌هایی همچون زانتیا و ماکسیما در خیابان‌های تهران خودنمایی می‌کردند و کمتر کسی فکر می‌کرد روزی ، روزگاری خیابان‌های تهران پذیرای جدی‌ترین خودروهای سواری جهان باشد.
 
باورش کمی سخت است اما حقیقت دارد، امروز دیگر خیابان‌های شمال تهران، میزبان انواع و اقسام ماشین‌های روز دنیا از جمله جدیدترین سری جدید سوپر اسپورت «بوگاتی ویرون» با قیمتی معادل سه میلیارد تومان استخسته از کارهای روزانه، ساعتی را با یکی از دوستان در گوشه پارکی نشسته بودم و اصلا انتظار نداشتم صدای غرشی که هی نزدیک‌تر می‌شد، متعلق به سریع‌ترین و گران‌ترین خودرو جهان باشد. انجام حرکات نمایشی با گران‌ترین خودرو جهان، آن هم در خیابان‌های تهران و بحث شیرین ماشین و ماشین‌بازی با دوستی که برای ساعتی فراغت از واقعیت‌های زندگی با من همراه شده بود، جرقه این گزارش را در ذهن من زد.
بچه‌های دیروز که تمام دلخوشی آنها جمع کردن کارت و پوستر ماشین‌هایی همچون هامر، بنز، بی‌ام دبلیو، فورد، شورولت، کادیلاک، کرایسلر، فراری و پورشه بود، امروز دیگر بزرگ شده‌اند و فکر کردن به آرزوهای دوران کودکی که سقف آن در داشتن سری جدید کارت و پوستر فلان ماشین خلاصه می‌شد، برای آنها به طنز تلخی می‌ماند. 

غم نان و هزینه بنزین و تعمیر پرایدی که به چندین برابر ارزش واقعی خریداری شده، مجالی برای فکر کردن به چیز دیگری را نمی‌گذارد. بچه‌های امروز اما به‌دنبال کارت و پوستر نیستند و با فشردن پدال گاز این ماشین‌ها به آرزوهای دیروز من و امثال من، زبان درازی می‌کنند. ماشین‌های گران‌قیمت و لوکس را تنها می‌توانی در دور دورهای شبانه یا پارکینگ رستوران‌ها و فست‌فودهای معروف پیدا کنی. 

سام، پسر 20 ساله‌ای که آبمیوه به دست به پورشه 630 خود تکیه زده بود وقتی فهمید خبرنگارم گفت: از چی این ماشین‌ها می‌خواهی گزارش تهیه کنی؟ دوره اینها هم دیگه تموم شده و جذابیت‌شون رو از دست دادن. 

سام که متوجه تعجب من شده بود، ادامه داد: ماشین‌بازی هم خسته‌کننده شده و حداقل من یکی رو ارضا نمی‌کنه. عقربه‌های ساعت، پایان یکشنبه رو نشون می‌دهد اما انگار در این قسمت شهر جوانان خیال خوابیدن ندارند. 
سام، با دعوت من برای گشتی یک‌ساعته در خیابان‌های شمال شهر، کمک بزرگی به تهیه این گزارش کرد. ساعت یک صبح تو یکی از خیابون‌های فرعی و خلوت ولنجک انبوهی از ماشین‌های مدل‌بالا و‌گران‌قیمت جمع شده و به انجام حرکات نمایشی مشغول بودند. 

ماشینی که جرقه این گزارش رو تو ذهن من زده بود هم گوشه‌ای پارک شده بود. همه با هم آشنا بودند و وقتی که سام، من رو خبرنگار معرفی کرد، انبوهی از سوالات شروع شد. بردیا یا همان صاحب گران‌ترین و سریع‌ترین خودرو جهان در توجیه خرید این ماشین گفت: بیش از 5/2 میلیون دلار بابت این ماشین پرداختم و تنها تفریح من، تو زندگی شده گشت‌زنی، تو خیابان‌ها. 

بردیا در مورد چرایی پرداخت هزینه سه میلیارد تومانی بابت ماشین نیز توضیح داد: جایی که تنها دلخوشی و تفریح امثال من شده قلیون کشیدن، چه انتظاری داری. بنزی سفید رنگ با سرعت از کنار ما گذشت که به گفته بردیا پلاک‌شده اون رو می‌تونی 350 میلیون تومان بخری. 

فراری قرمز رنگی که با دور درجا زدن دود غلیظی راه انداخته بود، توجه من را جلب کرد. فراری خوش‌رنگی که به گفته صاحبش بیش از 780 هزار دلار پول بابت آن پرداخت شده است. به گفته بردیا؛ صاحب این ماشین، یکی از پسرهای خانواده‌ای سرشناس است که در سال‌های اخیر به واسطه فعالیت‌های اقتصادی خردوکلان و در اختیار داشتن سهام یکی از بانک‌های خصوصی سروصدای زیادی کرده است. آشنایی بردیا با همه برایم تعجب‌برانگیز است. وقتی علت آن را جویا شدم، پاسخ چیزی نبود جز عشق و حال. 

به گفته بردیا، تنها تفریحی که در حال حاضر وجود دارد ماشین‌بازی در کلاس بالاست و او هم اکنون شاخ همه ماشین بازهای تهران است. 
بردیا، ماشین خود را وسیله‌ای برای دعوت شدن به میهمانی‌های آنچنانی دانست و تاکید کرد: من ترجیح می‌دهم به تفریحاتی از این قبیل مشغول باشم تا اینکه به قلیون کشیدن و... بپردازم. 

بردیا که از ماشین خود راضی به نظر می‌رسید، ادامه داد: با ماشین سه میلیارد تومانی در تهران احساس پادشاهی می‌کنم، ولی اگر می‌شد سه میلیارد دیگر داد و ماشین را شماره کرد و جایی برای تست سرعت بود، دیگر غصه‌ای نداشتم.
دنیای رنگی پولدارها
بازار ماشین‌بازی داغ بود و انواع و اقسام ماشین‌هایی که خیلی‌ها فقط اسمش رو شنیدن، مشغول انجام حرکات نمایشی بودند. قبل از نوشتن گزارش سری هم به نمایشگاه ماشین زدم. ستاره بنز واقع در خیابان ولیعصر اولین مقصد من بود که انواع مدل‌های بنز را آنجا می‌شود پیدا کرد. 

فروشنده خیلی خوش‌برخورد بود و با لحنی خاص شروع به توضیح درباره آپشن‌های مدلی که کنارش ایستاده بودم، کرد. وقتی فهمید خبرنگارم، گفت: آقا بنویسید تهران شهر تضادهاست. بنویسید در منطقه‌ای که من زندگی می‌کنم قیمت تمام ماشین‌های محل به اندازه یکی از این ماشین‌ها نیست. احمد که دلی پردرد داشت، ادامه داد: در شهری که یکی نان نسیه می‌خره و یکی دیگه تا سه میلیارد پول ماشین یکی از بچه‌هاش رو پرداخت می‌کنه، جای زندگی نیست؛ چون تهران دنیای رنگی پولدارها شده و برای بی‌پول‌ها همچنان سیاه و سفیده. 

سر راه روزنامه سری هم به تعمیرگاه‌های خاص این ماشین‌ها زدم؛ تعمیرگاهی که عکس گرفتن حتی در آن ممنوع است. متصدی تعمیرگاه با خوشرویی اطلاعات مورد نیاز من را در اختیارم گذاشت. به گفته وی؛ تعمیر بعضی از ماشین‌ها از جمله فراری که به صورت گذر موقت تردد می‌کنند، بیش از 10 میلیون تومان هزینه دارد. خودروهایی هم که نمایندگی مجاز دارند پس از اتمام گارانتی در بهترین حالت سه تا چهار میلیون هزینه سرویس پرداخت می‌کنند. 

علی در پاسخ به تعداد مراجعان روزانه نیز گفت: ما در طول روز به بیش از سه دستگاه خودرو نمی‌توانیم رسیدگی کنیم و بعضی‌ها تا یک ماه در نوبت هستند. علی در رابطه با فلسفه وجودی ماشن‌های‌گران قیمت در تهران هم گفت: بودن ماشین‌هایی از این دست بد نیست، اما باید توجه داشت
 در شهری که خیلی‌ها توان پرداخت قسط 160 هزار تومانی پراید خود را ندارند، آدم‌هایی هم پیدا می‌شوند که هزینه یک‌بار سرویس ماشین آنها بیش از قیمت یک اتومبیل صفر کیلومتر است. بله، اینجا تهران است؛ شهری که در زیر پوست خود دنیایی از اتفاقات رنگی و سیاه و سفید را جای داده است؛ اتفاقات سیاه و سفیدی که کمی آن‌سوتر اتفاقات رنگی زندگی برخی خانواده‌ها را خوش‌رنگ‌تر می‌کند؛ خانواده‌هایی که برخلاف اکثر مردم جامعه به فکر زندگی کردن هستند نه زنده ماندن. خانه‌های 11 میلیاردی، قصرهای مجلل، ماشین‌های چند صد میلیونی و چند میلیاردی، لباس‌های مارک‌دار و رستوران‌های خاص (که یک وعده غذا در آن برابر با حقوق یک‌ماه 70 درصد افراد جامعه است) نیز از جمله ابزارهایی هستند که اتفاقات رنگارنگ این قشر را رقم می‌زنند. 

بله، اینجا تهران است و در برخی موارد فرقی با اروپا ندارد. شاید وقتی به پیشنهاد بردیا برای تهیه گزارش از رستوران‌های خاص و میهمانی‌های آنچنانی رفتم من هم به این جمله ایمان بیاورم: «اینجا تهران است، فرقی با اروپا ندارد.»
منبع:شرق
نویسنده : Mir Shahram Safari : ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم